eitaa logo
شهید شو 🌷
4.2هزار دنبال‌کننده
19.2هزار عکس
3.7هزار ویدیو
71 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: @the_commander73 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 مراسم تشییع پیکر شهید حجت الاسلام دارایی در روستای بزد تربت جام 🔹️مراسم تشییع و وداع دومین شهید حادثه حرم مطهر رضوی با حضور اقشار مختلف مردم شیعه و اهل سنت در محل زادگاه شهید روستای بزد تربت جام در حال برگزاری است. ... 💞 @aah3noghte💞
💔 از لحاظِ روحی نیاز دارم برم حرمِ امام رضا کفشامُ بدم کفشداری بعدشم یادم بره کدوم کفشداری دادم :) .. ... 💕 @aah3noghte💕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید شو 🌷
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت193 مرصاد نگاه
💔

 
📕 رمان امنیتی  ⛔️
✍️ به قلم:  



صدای مرصاد را مبهم می‌شوم که دارد با کمیل تماس می‌گیرد و زیر لب غر می‌زند که چرا جواب نمی‌دهد.

من از کجا لو رفته‌ام؟🤔

ماجرای چندماه پیش حمله به خانه ابوالفضل دائم در ذهنم رژه می‌رود.

خودش را می‌خواستند بزنند و خانمش را طعمه کردند. از کجا رسیده بودند به او؟

حاج رسول فقط یک کلمه گفت: . همین یک کلمه، به اندازه هزاران کتاب حرف دارد در دل خودش.

اولین بار وقتی فرو رفتن چنگال‌های هیولایی مثل نفوذ را در تنم حس کردم که سال هشتاد و هشت، صدای مهیب شکستن شیشه و تصادف دو ماشین را پشت گوشی شنیدم؛ همان روز که داشتم با میلاد حرف می‌زدم.

و بعدش هم، وقتی بوی تعفن نفوذ را حس کردم که بوی پیکرهای سوخته حاج حسین و کمیل، زیر بینی‌ام زد.

- یا امام غریب!

صدای مرصاد بلندتر از حد عادی ست و باعث می‌شود سرم را بلند کنم:
- چی شده؟

مثل فنر از جا بلند می‌شود:
- کمیل یه چیزیش شده!

گلویم می‌خشکد:
- چی؟

- گفت توی دستشوییه. ولی نمی‌تونست درست حرف بزنه...

مرصاد می‌خواهد به انتهای سالن و به سمت سرویس بهداشتی برود که شانه‌اش را می‌گیرم:
- شاید تله باشه. کمیل رو طعمه کردن که بریم دنبالش.

مرصاد درمانده و پریشان می‌گوید:
- چکار کنیم؟

- من میرم دنبالش.

- دوباره احمق شدی؟

بی‌توجه به غرولندش می‌گویم:
- ما دونفریم ولی نمی‌دونیم اونا چندنفرن. تو مسلحی؟

مرصاد که انگار فهمیده نمی‌تواند منصرفم کند، عصبی سر تکان می‌دهد:
- آره.

- خب پس. من میرم پیشش. تو من رو پوشش بده. اگه تله باشه میان سراغم و تو هوام رو داری.

دیگر منتظر اظهار نظر مرصاد نمی‌شوم. نمی‌دانم چرا اما اصلا نگران نیستم؛ حتی نگران کمیل.

هیچ تغییری در ضربان قلب و تنفسم احساس نمی‌کنم و آرامم. بیشتر به این فکر می‌کنم که کم‌کم وقت پروازمان می‌رسد و ما مشغول موش و گربه بازی هستیم!😏

دست در جیب و قدم‌زنان، از کنار یکی از ردیف‌هایی که همان مرد عرب روی آن نشسته است می‌گذرم و خود را می‌رسانم به سرویس بهداشتی.

مقابل درش کمی مکث می‌کنم؛ خبری نیست.

زیر لب بسم الله می‌گویم و قدم می‌گذارم داخل سرویس.

صدای هواکش مانند بختک می‌افتد روی مغزم و شنوایی‌ام را مختل می‌کند. 

با این وجود، چهارچشمی همه حواسم را می‌دهم به اطراف و طوری قدم برمی‌دارم که پشت سرم را هم ببینم...

کسی در سرویس بهداشتی نیست.

میان هوهوی دیوانه‌کننده هواکش، صدای ناله بی‌رمقی می‌شنوم.😳


... 
...



💞 @aah3noghte💞
قسمت اول اینجاست
💔 سلام به ساحت اهالی آفتاب رسیدیم به پگاه هفتین روز ماه رمضان! الحمدالله
💔 [قلبم را به تسبیح یادت گره بزن..] ... 💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 در گلستان شهدا می رفتیم سر مزار #شهید_جعفر_باقرصاد می‌گفت: برویم سری به رفیقم بزنیم. می‌گفت: ببی
💔 کاربلدی‌اش را که می‌دیدم حیفم می آمد درجه‌اش بالا نرود. خیلی بهش می‌توپیدم که میدانم به خاطر درجه، لباس نمی‌پوشی، اگر لباس بپوشی آنوقت باید درجه را هم بزنی، برای همین خجالت میکشی!😏 خودم هم می‌دانستم اینطوری نیست، میگفتم شاید اثر کند. دیپلمش را هم که گرفت تا چند سال روی پرونده‌اش نگذاشت... ✍🏻تمام حرکات و رفتارش بوی میداد.... اخلاص یعنی همین دیگر... مزد اخلاص هم شهادت چیز دیگری نیست.... راوی دایی همسر قسمتی‌ازکتاب‌ با اندکی تغییر ... 💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 شادی به دل کوچک تو حک باشد دخترم! تولدت هزار بار مبارک باشد🎂 سالروز تولد بنت الشهید دختر ... 💞 @aah3noghte💞
💔 بلد نیستم وقتی به در بسته ای می خورم یادم بیاید این قفل حتما کلید دارد و کلیدش حتما دست یکی هست. یاد گرفته ام تا پشت یک در گیر میکنم هزارتا کلید بی ربط را امتحان کنم و در باز نشود و خسته بشوم و درمانده بنشینم پشت در و قفل را نگاه کنم...😔 یکی هست که همه کلیدها دست اوست. کلیدهای عالم غیب عالمی که فقط با دودوتا چهارتای ما نمی شود درهاش را باز کرد.کلیدهایی که جایشان را به جز او کسی نمی داند " وَ عندَهُ مَفاتِحُ الغَیبِ لایَعلَمُها إلاّ هُوَ "۱ گاهی در آن میانه بعد از آن که همه ی کلیدها را امتحان کردی و در باز نشد ، وقتی که خسته شدی از پشت در نشستن ، درمانده شدی از درهای بسته ، از گره های کور ، از قفل های باز نشدنی ، وسط مغرب و عشا ، دو دستت را به آسمان بلند کن و بگو تا درهاش را برایت باز کند . بگو تا راه هاش را برایت باز کند . بگو تا راه هاش را نشانت بدهد. بخوان " او "را به اسمش که " فاتح" است و " مفاتیح " و " مقالید " عالم در دست اوست؛ " اللهمَّ إنّی اسئلکَ بِفاتِحِ الغیبِ الّتی لا یَعلَمُها إلّا انت..." ۲ ۱.سوره‌انعام/۵۹ ۲.ذکرقنوت نمازغفیله ... 💞 @aah3noghte💞
💔 ‏خدايا اینجا روي زمين خشكشویی‌ها برای اتوی یکی دوتا تیکه لباس اون اتو گنده‌ی بخار رو روشن نمی‌کنن، براشون نمی‌صرفه... ما هرچقدر گناه داشته باشیم پیش تو کوچیکیم... کمیم ... یه کاری کن روشن کردن جهنمت برای اتو کردن جسم ما کم‌ها و کوچیک‌ها نصرفه... ها تصدق...