💔
#دلشڪستھ_ادمین....
آموزگار ایمان،
امام خمینی(ره)
از مُشتی جوان که چیزی برایشان مهم نبود
انسانهایی انقلابی ساخت
و به دنیا آموخت که اگر از خدا بترسی
مردم از قدرت ایمانت خواهند ترسید....
همو که مےگفت:
ما میخواهیم به دنیا ثابت کنیم که ابرقدرتها را میتوان با #نیروی_ایمان شکست داد💪
و پیروزی را به دست آورد.✌️
ما با تمام قدرت در مقابل آمریکا میایستیم و از هیچ نیرویی ترس نداریم.
📚صحیفه نور، جلد 22، صفحه 264
#امام_دل_ها
#روز_معلم
#آھ...
💕 @aah3noghte💕
#ڪپےپیگردالهےدارد‼️
شهید شو 🌷
💔 #گذرے_کوتاه_بر_زندگے_شھدا #شھیدحامدجوانی قسمت چهارم من افتخار داشتم پیش داداش حامد 15ماه سرب
💔
#گذرے_کوتاه_بر_زندگے_شھدا
#شھیدحامدجوانی
قسمت پنجم
تو سوریه که بودیم چند باری دیدمش،😍
خیلی روحیه خوب و پرنشاطی داشت،
یه بار دیدم که تو حرم حضرت رقیه به زائرا چایی می ریزه
رفتم کنارش، هم صحبت شدیم،
گفت: فلانی من تا شهید نشم برنمیگردم.
راوی همرزم شهید حامد جوانی
#ادامه_دارد...
#اختصاصی_کانال_آھ...
💕 @aah3noghte💕
💔
#میخوای_شهید_بشی⁉️
چند سفارش به برادران و خواهرانم میکنم ...
👈گرداگرد وجود رهبری باشید و
👈با شرکت در نماز جمعه و دعای کمیل وحدت خود را حفظ نمایید که اختلاف موجب عذاب وارد شدن به جهنم میباشد.
👈سنگر مسجد را رها نکنید که انقلاب از مساجد رشد کرد.
#شهید_محسن_جوزدانی
📚 گزیده موضوعی وصیتنامه شهدا جلد چهارم
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
🔹 #او_را ...70 اعصابم واقعا خورد شده بود! به مامان و بابا حق دادم که دلشون نمیخواد یه احمق مثل من ،
🔹 #او_را ... 71
یه دفترچه ی شیک و خوشگل!
بازش کردم...
خیلی خط قشنگی داشت!
خیلی تمیز و مرتب،
و با نظم خاصی نوشته بود!
جوری که اولش فکر کردم یه دفتر شعره!!
ولی بعدش فهمیدم شعر نیست!
یعنی تنها شعر نیست!
یه سری جملات
و نوشته ها
و لا به لاشون هم گاهی شعر!
از نوشته هاش سر درنمیاوردم!
نمیفهمیدم یعنی چی!
یه جاهایی معذرت خواهی کرده بود
یه جاهایی تشکر کرده بود
بعضی جاها خواهش کرده بود
یه سری جملات که با خوندنشون گیج میشدم!!
دو تا جمله خیلی نظرمو جلب کرد
"هروقت دیدی آسوده نیستی،
بدون از خدا دور شدی!"
"تو همیشه بدهکار خدایی!
اون میتونه ولت کنه
اما
هواتو داره!!"
دفترچه رو بستم و انداختمش رو بقیه کتاباش!!
از نظر من فقط یه مشت مزخرفات اون تو نوشته شده بود!
خدا!!😒😏
کدوم خدا؟
چرا دست از یه مشت خرافات که کردن تو مغزتون برنمیدارید؟
دلم میخواست همه کتاباشو پاره کنم!
به افکار پوسیدش خندم گرفته بود!
حیف پسر به این خوشتیپی که دنبال این چیزا افتاده!😒
با تموم وجود احساس میکردم حیف شده!
مهم نبود.
سعی کردم به آرامش خودم فکرکنم.
همون چیزی که دنبالش تا اینجا اومده بودم!
گوشیمو سایلنت کردم و انداختمش تو کیفم،
خواستم سیگار روشن کنم
اما احساس کردم نیازی بهش ندارم!
اینجا خودش اندازه دو پاکت سیگار ارامش داشت!
یه لحظه از فکری که کرده بودم بدم اومد!
خاک تو سر من که واحد آرامشم شده پاکت سیگار!!
این سری با دقت بیشتری خونه رو برانداز کردم!
یه کمد دیواری رو به روم بود که درش نیمه باز بود!
هرچی خواستم به خودم حالی کنم که این کار "فضولیه"، نشد!!
لبخند زدم!😊
این کنجکاویه نه فضولی!😉
حداقل با لفظ کنجکاو بهتر میتونستم کنار بیام تا فضول!
نمیدونستم چرا اینقدر نسبت به زندگی این آدم کنجکاوم!
کلا از این آدمای عجیب غریب بود که شبیه یه معما میمونن!!
خصوصا اون مدل نگاه کردنش!😒
با یه احساس گناهی رفتم سمت کمد دیواری !
بوی خیلی خوبی از داخلش میومد!
از همون نصفه ای که از لای در پیدا بود،
داخلشو نگاه کردم!
دو قسمت دوطبقه بود!
یه قسمتش پر از لباس و کفش و کیف بود
ویه قسمتش،
طبقه ی پایین پر از کتاب بود!
انواع و اقسام کتاب ها!!
عربی و فارسی و انگلیسی!
مذهبی و علمی و روانشناسی!
و طبقه ی بالا...!
در کمدو بیشتر باز کردم...
خیلی قشنگ بود!😍
یه پارچه ی فیروزه ای پهن شده بود و روش پر از برگ گلای تازه و خشک شده!
یه قاب عکس
چند تا انگشتر
چندتا تسبیح خوشگل
و یه عااااالمه عطر !
اینقدر خوشگل اونجا رو چیده بود که دلم میخواست کل کمد دیواری رو از جا بکنم با خودم ببرم!!
چشمامو بستم و یه نفس عمیق کشیدم!
دلم میخواست همه ی اون بوها رو تو بدنم ذخیره کنم!
با احتیاط قاب عکسو برداشتم و نگاهش کردم!
خودش بود...
با یه مرد و زن میانسال که احتمالا پدر و مادرش بودن،
ولی هر دوشون خیلی شکسته به نظر میرسیدن!
رو چهرش دقیق شدم.
چیز خاصی تو صورتش نبود،
کاملا شبیه آدمای معمولی بود!
فقط با این فرق که آخوند بود!!😒
اما نمیدونم چرا بنظرم عجیب و غریب میرسید!
چشماش خیلی شبیه اون خانم چادری تو عکس بود،
و مدل ریشهاش هم شبیه اون آقاهه!
البته مشکی تر...
سه تاشون لبخند رو لب داشتن...
خیلی حس خوبی توی عکس بود!❤️
محو تماشای عکس بودم که یهو با صدای بلند در، هول شدم و قاب عکس از دستم رها شد!
تا به خودم بیام و بگیرمش شیشه ای که روش بود، روی زمین به هزار تکه تقسیم شد!!😧
یه لحظه احساس کردم فشارم افتاد!!
انگار یه نفر یه سطل آب یخ رو سرم خالی کرد!
آب دهنم رو قورت دادم
و یه نگاه به قاب عکس کردم و یه نگاه به راهرو!😰
دلم میخواست گریه کنم!
آخه دنیا چه اصراری داشت که منو بدبخت ترین موجود بکنه؟؟😩
سرمو گرفتم و عقب عقب رفتم
که دوباره صدای در بلند شد!
جوری درو میکوبید که انگار سر آورده!!
-آقا سجاد!
آقا سجااااد!
وای...
بدتر از این امکان نداشت!
پشت سر هم در رو میکوبید و اون رو صدا میزد!
نمیدونستم چیکار کنم!
رو تموم بدنم عرق سرد نشسته بود!
تا حالا اینجوری دستپاچه نشده بودم!
اونقدر وحشیانه در میزد که ترسیدم درو از جا بکنه و بیاد تو!
دلم نمیخواست برم جلوی در
اما همسایه ها منو دیده بودن
و میدونستن کسی تو خونه هست!
با ناچاری رفتم سمت در،
اینقدر بد در میزد
که میترسیدم بعد باز کردن در
کنترلشو از دست بده و مشتشو بکوبه تو صورتم!!😥
خیلی اروم درو نیمه باز کردم و از لاش بیرونو نگاه کردم!
یه سیبیلوی چاق کچل در حالیکه ابروهای کلفتش مثل زنجیر گره خورده بود،جلوی در ایستاده بود!!
با مِن و مِن گفتم
-بله بفرمایید!؟
یه ابروشو انداخت بالا
و با حالت مسخره ای یه نگاه به پلاک خونه کرد و یه نگاه به من!
-آقا سجاد؟؟!!
"محدثه افشاری"
@aah3noghte
@RomaneAramesh
#انتشارحتماباذکرلینک
💔
من اگر عشق را کنم توصیف
شب جمعه حرم،
کنارِ حسین...♡
#شھیدحسین_هریری
#دلتنگ_حرم
#اللهم_الرزقنا_کربلا
#هرگاه_شب_جمعه_شھدا_را_یادکنید
#شهداشمارانزدارباب_یادکنند
💕 @aah3noghte💕
❁﷽❁
💔
یاد آقـا نیستیم و غرق دنیـا گشته ایم...
زندگیهای بدون رنگ و بو
یعنی همین
#اللهّمَعَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
💔 سلام همسنگرےها✋ #روز_ششم چله رو به یاد دو شهید مدافع حرم #شھیدڪمیل_قربانی و #شھیدعباس_دانشگر شر
💔
سلام همسنگرےها✋
#روز_هفتم چله رو به یاد شهید مدافع حرم #شھیدحسین_آقادادی و برادر شهیدشون #اکبرآقادادی
و شهید بزرگوار #شھیدنصرالله_صالحی شروع مےکنیم
ان شالله از دعای خیرشون بےنصیب نمونیم و اسم ما هم در لیست اسامیِ یاران آخرالزمانی مولا مهدی قرار بگیرد..
اگه #دعای_عهد رو تا الان نخوندی
پاشو بخون
ان شالله مهدیِ فاطمه روت حساب ویژه باز کنه💖
#زیارت_عاشورا فراموش نشه❤️
از پست پین شده، بقیه اذکار و دعاها رو ببین و ان شالله استفاده کن
#التماس_دعاے_شھادت
#آھ...
💕 @aah3noghte💕
💔
بودنت مثل اتفاقی ساده میماند ولی
بعد از آن با درد و غم
درگیر بودن ساده نیست
#شھیدجوادمحمدی
#رفاقت
#جامانده...
#آھ_اےشھادت...
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
💔 #حاج_حسین_یکتا: شش ماه فرصت کمی نیست☝️ برای پرنده شدن و تسخـیر شش گوشه عالَم به شرط آنکه بر فر
💔
ما توی بین الطلوعین ظهوریم
در بین الطلوعین شاید خیلی ها خوابشون ببره...
اما فضل الله المجاهدین علی القاعدین...
شهید توسلی فرمانده تیپ فاطمیون
وقتی روزهای اول جنگ سوریه بود از مشهد بلند شد گفت بچه ها من میخوام برم سوریه برای دفاع از حرم حضرت زینب س هرکی میاد بیاد
من هم برای حضرت زینب شرط نمیکنم تهران هم نمیرم بافرمانده ها هماهنگ کنم..
هرکی میاد بیاد...
شهید توسلی باتعداد کمی رفتن برای خدا برای دفاع از حضرت زینب
وقتی شهید شد ۵هزار نفر نیرو داشت
الان هم تیپ فاطمیون شده لشکر فاطمیون...
کی برای خدا قیام کرد و خدا کمکش نکرد؟؟
#حاج_حسين_يكتا
#شھیدعلیرضاتوسلی
#فاطمیون
#ظهور
#بین_الطلوع
#آھ...
💕 @aah3noghte💕