eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
باران حریف اشک تو مولا نمی شود شاهی غریب تر ز تو پیدا نمی شود ارباب عالمی و نمی بینمت که چشم غرق گناه گشته و بینا نمی شود ترجیح میدهی که غریبانه سر کنی؟ باشد، ولی حبیب که تنها نمی شود دلبر زیاد بود در این شهر بی فروغ هر دلبری که یوسف زهرا نمی شود رنگ ریا گرفته نفسهایمان، دریغ باعهدوندبه این گره ها، وا نمیشود آقاخودت دعای فرج رابخوان که این زخم عمیق بی تو مداوا نمی شود پرونده ام سیاه و دلـم روسیاه تر بی اذنتان که نامه ام امضا نمی شود این جمعه از حوالی قلبم عبور کن یک شب بمان کنار ما، آیا نمی شود : 💔 هر صبحِ جمعه ناحیه ها ندبه می‌کنند می‌آید او که منتقم و دادخواهِ ماست سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام
حسین گفتَمُ کردم مرور قرآن را خلاصه کرده حروف حسین، فرقان را صلاح دولت ما را حسین میداند که راه داده به روضه تمام ادیان را غبارروی ضریحت به سخره میگیرد جلال و حشمتُ دارائیِ سلیمان را نهاده ام چوسگان سربه تربت جانان به هرکسی ندهنداین مقام شایان را ملال راه ندارد به جمع عشاقت که بیمه کرده نگاهت همه محبان را شدست پر ز نداری مجدداً دخلم ببخش گوشه ی چشمی،گدای نالان را از ابتدای جهان تاکنون کسی هرگز ندیده غیر جنابت کمال احسان را به سوزسینه قسم، دردموجب شعر است که ساخت آه نزارم دوصدنیستان را غم جماعت بی دین، که از سر کینه به دارِ نیزه کشیدند روح قرآن را نبود واژه ی درخور میان الفاظم ببخش طفل نوآموز این دبستان را : 💔 روزوشب شعرِتووعشقِ تورا می‌گویم در مرامِ دلِ ما از تو نگفتن گنه است سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده قرعه ی خون جگری بر جگرم افتاده معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده یک نفر نیست به داد من تنها برسد؟ آنقدر دام گنه دور و برم افتاده دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و وسط معرکه دیدم سپرم افتاده همه ی داروندار دل رسوای من است این دوتاقطره که ازچشم ترم افتاده حب زهرا من خسران زده را آدم کرد بر زبان همه، حالا خبرم افتاده دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم روزی ام دست خدایان کرم افتاده بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم به سرم شور نجف، شور حرم افتاده هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده روزی ام کرب وبلانیست ولی شکرِ خدا بسوی مجلس روضه گذرم افتاده مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت: خنجری کند به جان پسرم افتاده چقدر چشم طمع بر زره و پیرهنِ تشنه ی در دلِ خون غوطه ورم افتاده : چاره‌ی آتشِ عشقی که به جان افتاده خُنکاایست که درسنگِ حرم موجود است سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
فرق داردبه یقین مزه ی احسان حسن لب ما بوسه نگیرد مگر از نان حسن زلف خود را به نخ چادر زهرا بسته هرکسی هست دراین دَهرپریشان حسن کرمش دست گدا را به خداوند رساند سائلان را بنویسید مسلمان حسن بی حرم هست ولی هرچه حرم زنده از اوست زائر کرببلا هم شده مهمان حسن عاقبت بامددحضرت زهرای بتول مثل ایوان نجف میشودایوان حسن سردرباغ حسن نام حسین است فقط نذرگلهای حسین است گلستان حسن بعدیک عمرفقط زهر توانست شود مرهم زخم دل وسینه ی سوزان حسن ظاهراً زهر شده قاتل او اما نه کوچه ای تنگ شده نقطه ی پایان حسن : برتن وقامت شهر رخت عزا جام کنید بوی تابوتِ پر از تیـــر می آید سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير،
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
رسیده لحظه ی آخر علی بیا به برم بیا بگیر به زانوی خود دمی تو سرم بیا نبی به تو گوید نگفتنی ها را بیابگوش توگویم کنون که محتضرم بیا به یاد گذشته کمی سخن گوییم بیا زآتیه گویم هر آنچه باخبرم به یادم آید علی جان،به بسترم خفتی برای حفظ وجودم تو بوده ای سپرم توذوالفقار به کف جانفدای من بودی تلاش تو به غزا بوده مایه ی ظفرم به وقت تلخی ایام بعد یاد خدا همیشه یاد تو بوده به کام،چون شکرم از این جهان بروم لیک ناگران هستم مصائبی که رود بر تو آیدم نظرم علی، جان تو و جان دخترم زهرا امانتی است به دستت،ستاره ی سحرم به درب خانه ی تو آتشی بیفروزند به پشت در برود دختر نکو ثمرم به ضربه ای که زند جانی ِ مدینه به در زدرد ناله زند فاطمه.... الا پدرم به دست بسته عدوسوی مسجدت ببرد زند به جان من اینگونه حالتت،شررم زمان هجر من وفاطمه بُوَد کوتاه زدست تو برود آن نهال نو ثمرم : بعد ِ تو بدون یار است جای ریحانه ی تو بین درُودیوار است😭 سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، سالروز شهادت پیامبر اعظم (ص)، شهادت امام حسن مجتبی (ع) را تسلیت عرض می کنیم.
11.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گلها به عطر عود تنت گیر میدهند پروانه ها به سوختنت گیر میدهند منبر ندیده های نماز خلیفه ها حتی به شیوه ی سخنت گیر میدهند دیروز اگر به صلح شما گیر داده اند امروز هم به سینه زنت گیر میدهند زهرا،چرا همیشه در این کوچه های تنگ غمها به خنده ی حسنت گیر میدهند؟ اصلاً فدک بهانه ی شان بود ای غریب بی برگه هم به رد شدنت گیر میدهند ای یوسف مدینه چرا جای پیرهن با تیروتیغ بر کفنت گیر میدهند؟ این چندتیرمانده دگرقسمت تو نیست وقتش به پاره های تنت گیر میدهند : نوڪر‌ ز‌ نامِ‌ صاحب ‌خود، شأن ‌می برد منت ‌خداي ‌را که ‌غلام ‌حسن(ع) شدیم سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیـــت باد 🏴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عجیب نیست که درسینه غصّه مهمان است شب فراق شده، حرف هجران است به چشم ‌هم‌زدنی این دوماه هم رفت و بهارگریه هم امروز رو به پایان است ازاین لباس جداگشتن آنقدرسخت است که دربرابر این هجر، مرگ آسان است مرا حلال کن آقا که باز زنده‌ام و هنوزدرتن من بین روضه‌ها جان است محرم و صفر ما تمام می‌شود و همیشه ابرنگاه توغرق باران است توفاطمیه‌ات این روزهاشروع شده دلت شبیه دل مادرت پریشان است همیشه کرب وبلاییم ماولی امشب کبوتر دلمان مقصدش خراسان است : توضمانت نکنی در شبِ قبرم چه کنم بارِعصیانِ مراجزتوکسی ضامن نیست سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، شهادت غریبانه و مظلومانه ی امام رضا علیه السلام تسلیت باد.🏴
غربت کشیده آشنایش فرق دارد آهش،صدایش،گریه هایش فرق دارد فهمیده هرکس ذره ای دوری چشیده هجران زده حال وهوایش فرق دارد گیرم که مجنون درمسیرعشق لیلا طعنه شنید اصلابرایش فرق دارد؟ بالش بسوزد، سر برای شمع دارد پروانه وادیِ فنایش فرق دارد بامن نگویید اینقَدَر از طب و مرهم بیماریِ هجران دوایش فرق دارد پایان دلتنگیِ یعقوب است یوسف اما دل من ماجرایش فرق دارد قلبی که خون شدازفراق حضرت دوست یابن الحسن آقا بیایش فرق دارد لطف و کرم بر اغنیا فرقی ندارد اما گدا خیلی برایش فرق دارد چیزی ندارم غیرِ اشک و مهر زهرا عشقِ نگار است و بهایش فرق دارد بارِ محبت هرکسی برداشت، دینش از ابتدا تا انتهایش فرق دارد پرواز ما بسته به وتر اهلبیت است پربسته، رفتن تا خدایش فرق دارد گمراه کن من را به زلف تابدارش عاشق شدن هم إهْدنایش فرق دارد سردابِ سامرا، سحر با سینه زنها سرگشته سرتاسر صفایش فرق دارد زائر اگر یکبار نه یک لحظه حتی با یار باشد، کربلایش فرق دارد : 💔 دگر نه عزم سیاحت کند نه یاد وطن کسی که برسر کویت مجاوری آموخت سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام
شنیدم سینه زنهاراپریشان دوست داری میان روضه هایت چشم گریان دوست داری همین اشک وهمین دستی که میکوبم به سینه همـین یعنی تو نوکـر را کـماکان دوست داری أحَبَّ اللّه مــَن فـی قَلبِهِ حُبِّک، از این رو مسیحی رامحرم چون مسلمان دوست داری اگر خـادم، اگر شاعـر، اگر مـداح باشـد تونوکررابه هرجاباهرعنوان دوست داری عزادارتو ازهر کشوری باشد عزیز است ولی آقا کجا را قدر ایران دوست داری؟ مگر اینکه خـودم از راه برگــردم وگـرنه توهرجوری که باشم حتی الامکان دوست داری اگر گفتم فدایت میشوم مرد است و قولش بمیرم پیش چشمان تو الآن، دوست داری؟ شبی دیدم بخواب، اذن حرم دادی و گفتی: شنیدم کـربلا و کنج ایوان دوست داری : 💔 نوشته اند بهشت است مزد زائر تو مگربه غیرِسرِکویِ توبهشتی هست؟ سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
از میِ بغض امیرالمؤمنین ساغر زدند با جسارت تازیانه بر تن کوثر زدند شاهدم قول من آذاهافقدآذانی است آن جنایت پیشگان سیلی به پیغمبر زند مصطفی درباغ جنت دست برپهلو گرفت تا لگد بر پهلوی صدیقه ی اطهر زدند قامت انسیة الحورا چو شد نقش زمین طایران وحی بسمل وار دورش پر زدند سینه ی محسن که ازضرب لگدآسیب دید راست گفتم تیربرحلق علی اصغر زدند منبر پیغمبر اسلام وقتی غصب شد گردن سادات راتادامن محشر زدند بودجرم اوحمایت از علی آخر چرا دیگر آن مظلومه راپیش روی حیدرزدند خواست قلب سختتر ازسنگشان آید به رحم بغض حیدریادشان افتاد محکمتر زدند فاطمه دنبال حیدر بود و دنبال سرش چار کودک دست خودبرسینه وبرسر زدند دست ناپاک سقیفه بر جنایت باز شد تا قیامت کشتن آل علی آغاز شد : آنکه مادر شده این واقعه را می فهمد بعدِ شش ماه اگر بار بیُفتد سخت است سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
یک وجب خاک میان کفنم بُگذارید مرهمی بربدن سینه زنم بُگذارید یک وجب خاک فقط ازحرم کرب و بلا بِگُذارید به روی بدنم بُگذارید حتما اینگونه کمی بوی حرم میگیرم ذره ای کاش محل بر سخنم بُگذارید تاکه درقبر فقط ناله زنم ذره ای تربت اعلی، دهنم بُگذارید همه جا جارزدم که وطنم کرب و بلاست پس به روی لحدم از وطنم بُگذارید یک وجب پارچه هم هست که اشک آلود است این کمی پارچه را هم به تنم بُگذارید کاش میشد که کمی تربت اعلای بقیع در مزارم ز غبارِ حـَسَنَـم بُگذارید : 💔 دَمَم حسین ولی بازدَم حسن‌جان است به غیر این دودمه که دمی ندارد دل سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير،
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
سینه ی تنگ مراجرعه هوائی بدهید خشکی کام مرا آب بقائی بدهید هرکسی همنفسم شد، نفسش بند آمد نفس سرد مرا حال و هوائی بدهید ره صدساله به یک طرفة العینی بروم گر به دستم به بر نیل، عصائی بدهید شک ندارم که شود خسرو شیرین دهنان عشقتان راچو به هر بی سروپائی بدهید راه دوری نرود آن شرف الشّمس شما گر که در حین رکوعی به گدائی بدهید گوشه ی چشم شماخانه ی امّیدمن است کنج این خانه مرا کاش که جائی بدهید من از این دیر خرابات دگر خسته شدم مرد و مردانه مرا اذن رهائی بدهید یا که جانم بسِتانید و به قبرم ببرید یا برات سفر کـرب و بلائی بدهید : ندانم از که بپرسم حکایت سر زلفت که غیر حرف پریشان نمیدهند جوابم سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام