eitaa logo
ثامن شجره طوبی
76 دنبال‌کننده
5.9هزار عکس
6.3هزار ویدیو
150 فایل
تبیین به معنای روشنگری و کار عملی
مشاهده در ایتا
دانلود
💢 | پیمان امنیت برای عربستان یا ایران؟ 🔹اخیراً عربستان سعودی با ارایه طرحی موسوم به «پیمان عدم تجاوز منطقه‌ای» بر اساس الگوی هلسینکی ۱۹۷۵، پا به میدان دیپلماسی گذاشته است و از ایران خواسته است که به آن بپیوندد. پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا این پیمان که روزگاری میان بلوک شرق و غرب در اروپا، دیوار سرد جنگ را اندکی کوتاه تر کرد، امروز می‌تواند امنیت جمهوری اسلامی ایران را در غرب آسیا تأمین کند؟ 🔹بدون تردید، هرگونه پاسخ به این پیشنهاد باید از زاویه واقعیت‌های تلخ تجربه‌شده در جنگ اخیر و نیز با نگاهی به توطئه‌های دیرینه استکبار و صهیونیسم رقم بخورد. عربستان که به‌تازگی در گرداب جنگی که آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران به راه انداختند، بخشی از تاسیسات حیاتی خود را بر باد رفته دید اکنون به دنبال کمربند امنیتی تازه‌ای است. اما آیا این کمربند برای تأمین آسایش ریاض بافته می‌شود یا برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران؟ 🔹«پیمان عدم تجاوز» بدون توقف تجاوزات و دخالت های آمریکا، پیمان منطقی و سودمندی برای ایران نیست. آنچه هلسینکی را در اروپا به نتیجه نسبی رساند، موازنه هسته‌ای و توافق بر سر تقسیم مناطق نفوذ میان دو ابرقدرت بود. در واقع بدون توافق عدم تجاوز میان ایران و آمریکا، این پیمان تنها امنیت عربستان را تأمین می‌کند، نه ایران را. تجربه برجام و خروج ترامپ از آن، به همه آموخت که آمریکا اهل پایبندی به هیچ پیمانی نیست. مگر آنکه پشت آن، «قدرت بازدارندگی» ایران چون کوه استوار باشد. 🔹این پیشنهاد البته تناقضی بزرگ با واقعیت میدانی دارد. کشوری که خاک خود را به پایگاه‌های نظامی آمریکا و قرارگاه مادر دشمن مبدل کرده و با رژیم صهیونی هم‌پیمان است، چگونه می‌خواهد با ایران پیمان عدم تجاوز ببندد؟ 🔹همچنین نقاط کور پیمان مذکور، آن را به پیمانی «نمایشی» بدل کرده است که در پاسخی به بسیاری از سوالات و مسایل ناتوان است. در واقع در این پیمان مشخص نشده است که تکلیف حاکمیت ایران بر تنگه هرمز چه می‌شود؟ تکلیف برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای که حق مسلم ملت ایران است، چه می‌شود؟ تکلیف پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین، قطر، امارات و کویت چه می‌شود؟ تا وقتی این پایگاه‌های کثیف بر تن منطقه زخم کهنه باز کرده‌اند، امنیت ایران تأمین نخواهد شد. 🔹جمهوری اسلامی ایران تنها در صورتی در این پیمان مشارکت می کند که اولاً، آمریکا و رژیم صهیونی رسماً حاکمیت ایران بر هرمز و حق هسته‌ای آن را به رسمیت بشناسند. ثانیاً، پایگاه‌های نظامی خارجی از منطقه برچیده شوند. و ثالثاً، تضمین‌های عملی، نه بر روی کاغذ و در اتاق‌های فکر واشنگتن، بلکه در میدان و با نظارت مستقل و مبتنی بر بازدارندگی متقابل، تعریف شود. تا آن روز، بهترین پیمان، همان بیداری ملت‌های منطقه و قدرت موشکی و پهپادی ایران عزیز است که دشمن را به ستوه درآورده است. ✍🏻 عبدالحسین آزاد
💢 | قدرت چهارم و پیش بینی شهید سلامی 🔹سپهبد شهید حاج حسین سلامی، اولین فرمانده سپاه بود که در جایگاه فرماندهی سپاه در همان لحظه آغاز جنگ ۱۲ روزه، در ۲۳ خرداد سال ۱۴۰۴ در دفتر کار خود به شهادت رسید. 🔹شهید سلامی در نگاه تیزبین همه آنانی که از او شناختی داشتند؛ فردی برخوردار از مجموعه فضیلت‌های نشأت گرفته از تفکر و جهان‌بینی توحیدی بود. 🔹دانشمندی فاضل، ادیبی سخنور، مأنوس با قرآن از حافظ کل بودن تا زیست قرآنی از جمیع جهات، فرماندهی به سبک رهبری و نفوذ در قلوب، تا خادمی برای مردم و سربازی برای ولایت، از جمله فضیلت‌های این سردار شهید است. 🔹شهید سلامی به معنای دقیق کلمه، مصداق "اشداء علی الکفار رحماء بینهم" بود. 🔹نقطه هدف در این نوشتار با مقدمات پیش گفته، اشاره کوتاه به نگاه توحیدی این شهید والامقام نسبت به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران، و نتایج، آثار و پیامد‌های این جنگ است. 🔹در جلسات هفتگی یا دو هفته یک بار که توفیق حضور در محضرشان حاصل می‌شد، اولا به موقع و سر ساعت اعلامی در جلسه حاضر و با تلاوت آیاتی از قرآن جلسه را شروع، و ثانیا در بیشتر جلسات، تحلیلی از شرایط و برآوردی از وضعیت رویارویی جبهه انقلاب اسلامی و جبهه استکبار جهانی در سطوح سه گانه داخلی، منطقه‌ای و بین المللی، به همراه تدابیر و توصیه‌های راهبردی از منظر رسالت سپاه در پاسداری از انقلاب اسلامی ارائه می‌کرد. 🔹روح حاکم بر تحلیل‌های شهید سلامی از محیط داخلی و خارجی از یک سوی و ابلاغ تدابیر و توصیه‌های راهبردی به فرماندهان و مسئولین سپاه و بسیج از دیگر سوی، برگرفته از همان نگاه توحیدی و آموزه‌های قرآنی و منظومه فکری امامین انقلاب اسلامی بود. ✍🏻 دکتر یدالله جوانی
💢 | پترودلار در هرمز می‌میرد 🔹تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی انرژی جهان، دیگر تنها یک ابزار نظامی در دست ایران نیست؛ بلکه می‌تواند به اهرمی راهبردی برای پایان دادن به سلطه دلار به عنوان بزرگ‌ترین سلاح مالی آمریکا تبدیل شود. دلار آمریکا پس از فروپاشی نظام برتون وودز، در اثر توافقی استراتژیک با عربستان سعودی در سال ۱۹۷۴ جان دوباره‌ای گرفت. این زمان تولد «پترودلار» بود؛ نظامی که در آن فروش نفت منحصراً با دلار صورت می‌گرفت. این چرخه، تقاضای مصنوعی برای دلار ایجاد کرد و به واشنگتن امکان داد تا جنگ‌های خود را با چاپ پول تأمین مالی کند. 🔹اما اکنون ایران با تکیه بر حاکمیت خود بر تنگه هرمز، می‌تواند کشورهای حاشیه خلیج فارس را در یک دوراهی تاریخی قرار دهد: دلار یا تنگه؟ نخستین اقدام، طراحی سیستم «مجوز مشروط عبور» است. در این مدل، ایران اعلام می‌کند نفت‌کش‌ها برای عبور ایمن از تنگه نیاز به «گواهی عبور» دارند. هزینه صدور این گواهی، نه دلار، که «تعهد به تسویه غیردلاری» است. کشورهایی که درصد بیشتری از نفت خود را با ارزهای جایگزین مانند یوآن یا روبل بفروشند، از مسیرهای امن‌تر و تخفیف در حق بیمه عبور بهره‌مند می‌شوند. 🔹در کنار این «چماق»، یک «هویج» نیز ارائه می‌شود. ایران می‌تواند «کریدور امن انرژی» برای انتقال نفت به بازارهای آسیا تعریف کند. تعرفه استفاده از این کریدور، برای محموله‌های غیردلاری به صورت تصاعدی کاهش می‌یابد. اقدام سوم، ایجاد «اتاق پایاپای انرژی» با همکاری بریکس و شانگهای است؛ سامانه‌ای که در آن مبادلات نفتی با ارزهای ملی یا یک سبد ارزی جدید تسویه می‌شود، بدون اینکه دلاری رد و بدل شود. 🔹اگر «پترودلار» در سال ۱۹۷۴ در مذاکرات پشت درهای بسته میان واشنگتن و ریاض متولد شد، فروپاشی آن می‌تواند در تنگه هرمز و به دست ایران رقم بخورد. این بار، این واشنگتن نیست که قواعد بازی را تعیین می‌کند، بلکه جغرافیا، ابتکار عمل و اراده یک ملت است که ورق را برمی‌گرداند. تنگه هرمز، نه فقط یک گلوگاه انرژی، که گلوگاه سلطه دلار است. ✍🏻 علی محمدی
💢 | چقدر جایتان خالی است 🔹۸۰ سال قبل بود که جنگ جهانی دوم تمام شد. ژاپنی ها بازنده جنگ بودند. ناو «یو اس اس» میسوری در کنار ژاپن ایستاد و «شیگمیتسو» وزیر خارجه ژاپنی ها فقط اجازه یافت که بر روی ناو برود و سند تسلیم ژاپن را امضاء کند. ژاپنی ها که تسلیم شده بودند از داشتن نیروهای نظامی منع گردیدند. و هنوز امنیت ژاپنی ها به دست یانکی های آمریکایی است. 🔹همین داستان را برای آلمانی‌ها یعنی دیگر بازنده جنگ نیز پیاده کردند. آلمانی‌ها حتی پس از ۳ روز حضور در فرانسه، اجازه پیدا نکردند که «آیزنهاور» فرمانده ارشد آمریکایی ها را ببینند. آلمانی‌ها موظف شدند تمام تجهیزات خودشان را به متفقین بدهند تا منهدم شود. آن چه درباره آلمان و ژاپن گفتم پیرامون لیبی و عراق هم پیاده شد. آمار بانک جهانی می گوید که لیبی برای برگشت به شرایط ۲۰۱۱ باید ۱۴۰۰ میلیارد دینار هزینه کند. 🔹۴۴ سال از سوم خرداد ۱۳۶۱ می گذرد. این ها را گفتم که بدانیم اگر در سوم خرداد ۱۳۶۱ ورق بر می گشت و صدام می توانست پیروز شود مطمئن باشید وضع ما این نبود. مطمئن باشید که یک تیر برق سالم در این مملکت باقی نمی ماند. 🔹حالا به سوم خرداد ۱۴۰۵ رسیدیم. در این ۴۴ سال، خامنه ای کبیر، اسیر عربده های آن نماینده مجلس نشد که داد می زد صدام، خالد بن ولید است و باید برای کمکش به جنگ با آمریکا برویم. ۴۴ سال گذشت و خامنه ای کبیر حاضر نشد جام زهر مجلس ششمی ها را بنوشد و سند تسلیم جورج بوش پسر را امضا کند. در این چند دهه، اندیشه خامنه ای کبیر این بود که با یزید و شرکایش نمی توان بیعت کرد. در این تمدن اپستینی، باید ایستاد و قدرتمند شد. 🔹حالا سید علی کبیر نیست ولی ما ۴۰ روز با بزرگترین ارتش دنیا که ۱۱۰ برابر ما بودجه دارد جنگیدیم و هیمنه پوشالی اش را زیر دست و پایمان له کردیم. نمی دانم امروز توافق خواهد شد یا به استقبال جنگ مجدد با آمریکایی ها خواهیم رفت؛ ولی یادمان باشد که شرافت و ایستادگی امروز حاصل تلاش های شبانه روزی شهیدان بی نظیری مثل مهدوی ها و تنگسیری ها، سلیمانی ها و سلامی ها، تهرانی مقدم ها و حاجی زاده ها، باقری ها و پاکپورها و هزاران مجاهد و سرباز این آب و خاک است. حیف که در این بهار آزادی _ که از یوغ اپستینی ها خارج می شویم _ جای امامین انقلاب و شهدایی همچون تنگسیری و تهرانی مقدم و حاجی زاده خالی است تا ببینند فرزندان مجاهدشان چگونه ایستادند و سر خم نکردند. نیستید ولی برایمان دعا کنید. ✍🏻 یعقوب ربیعی
🔰 | تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد! 🔹به خلیج فارس و تنگه هرمز با نظم جدید ایرانی، جهان باید سلام کند؛ چرا؟: ۱_ کنترل ایران بر تنگه هرمز که با جنگ رمضان به معنای واقعی کلمه شکل گرفته، یک غنیمت جنگی نیست، این کنترل بازگشت به حق طبیعی و تاریخی است. ۲_ خلیج فارس و تنگه هرمز متعلق به ملت ها و کشورهای منطقه است، و هيچ ربطی به کشورهای فرامنطقه‌ای و از جمله آمریکا و اروپایی ها ندارد. ۳_ از ۵۰۰ سال به قبل، خلیج فارس و تنگه هرمز در کنترل ایرانی ها، با داشتن یک شبکه عظیم از ناوگان دریایی این کشور کهن بود. ۴_ این بیگانگان بودند که با زور و قلدری به منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز لشکرکشی کرده، و با کشتارهای بی رحمانه از یک سوی، و سوء استفاده از بی کفایتی های حاکمان کشورهای منطقه و اختلاف های میان آنها، بر این منطقه راهبردی مسلط شدند. ۵ _ملت ایران در کارنامه درخشان خود، یک دوره مبارزه چند صد ساله با استعمارگران و بیگانگان در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز داشته است. در واقع ایرانی ها هیچ گاه ، به حضور بیگانگان در این منطقه تن نداده اند. ۶_ کشورهای زورگوی جهان هر کدام به صورت دوره ای و بر اساس سطح قدرت خود در جهان، بر خلیج فارس حکمرانی خود را با قلدری اعمال کرده اند. تا پیش از جنگ جهانی دوم، انگلیس ها بر خلیج فارس و جزایر آن و تنگه هرمز مسلط بودند. بعد از جنگ دوم با توجه به ضعیف شدن انگلیسی ها ، آنان جای خود را به آمریکایی‌ها به عنوان یک قدرت برتر بر آمده از جنگ دوم دادند. ۷_ انقلاب اسلامی حرکت ملت ایران برای رسیدن به استقلال واقعی و به دست گرفتن حاکمیت ملی بر تمامی داشته هایش بود. با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، ملت ایران بر جغرافیای خشکی و آب های ساحلی مسلط شد؛ اما ۴۷ سال طول کشید تا با عبور از یک جنگ سخت با آمریکا و رژیم صهیونیستی، بر خليج فارس و تنگه به موقعیتی متناسب با منافع ملی دست یافت که باید این موقعیت را با چنگ و دندان حفظ نماید. در این موقعیت جدید باید حکمرانی ایرانی با مشارکت تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس بر این منطقه آبی، و با مشارکت خاص با کشور عمان حکمرانی ویژه بر تنگه هرمز در راستای منافع ملت های منطقه اعمال گردد. 🔹با توجه به آن چه آمد، این یک واقعیت است که تنگه هرمز هیچ ربطی به آمریکا ندارد. از این پس ایران بر اساس نظم جدید منطقه ای و ترتیبات امنیتی که در حال شکل گیری و تثبیت است؛ به هیچ کشوری که تردد کشتی‌های آنان برای ایران ضرر داشته باشد، اجازه عبور نخواهد داد. به معنای دیگر آمریکایی‌ها و اروپایی ها ، باید با حضور نظامی و اشغالگرانه خود در خلیج فارس خداحافظی کنند. 🔹نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با پشتیبانی مردم مبعوث شده ، به اذن الهی این نظم نوین منطقه ای را به عنوان مقدمه لازم برای ساخت تمدن نوین اسلامی تثبیت خواهند کرد. 🔹"وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم " ✍🏼
💢 | سازش چیست و سازشکار کیست؟ 🔹شعار "مرگ بر سازشکار" که در برخی از تجمعات سر داده می شود، و کسانی هم در شبکه های اجتماعی این شعارها را تعبیر و تفسیر نموده و برای آن تا حد سران قوا مصداق تراشی می کنند؛ سبب گردید تا این یادداشت با عنوان ذکر شده نگارش شود. 🔹تجمعات مردم مبعوث شده به برکت خون پاک امام شهید در شب ها که تا کنون دستاوردهای راهبردی فراوان داشته، فرصت مغتنمی برای جهاد تبیین ، بصیرت افزایی و تعمیق معنویت، با رویکرد خودسازی و جامعه پردازی طبق نقشه راه ترسیم شده در بیانیه گام دوم، جهت ساخت تمدن اسلامی است. این مهم بر عهده علمای بزرگوار و متعهد، نخبگان علمی و انقلابی و دیگر دلسوزان مردمی چون مداحان پای کار انقلاب و کشور در این شب های پرشور و حماسه است. 🔹به طور قطع هرچه بر آگاهی مردم افزوده شود، اتحاد، همدلی و ثبات قدم ملت در مسیر تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی بیشتر خواهد شد. مردم مومن، متحد، آگاه، بصیر و صبور، با حرکت پشت سر ولایت، هرگز در مقابل دشمنانی هر چند قدرتمند و قلدر مانند آمریکا کم نیاورده، بی تاب نشده و تسلیم نمی گردند. از جمله حوزه‌های ضروری برای آگاهی بخشی روز افزون به مردم مبعوث شده، حوزه "منظومه فکری امام شهید" است. مردم هر چه بیشتر نسبت به منظومه فکری و اندیشه ای، و سیره عملی آن حکیم در حوزه سیاست و حکمرانی شناخت صحیح پیدا کنند، هم در صیانت از مکتب امام شهید، و هم اقدام و عمل بر اساس‌ این مکتب موفق تر خواهند بود. 🔹از جمله مشکلات در این حوزه برای برخی پیروان و علاقمندان به امام شهید، جزء نگری نسبت به بیانات و نداشتن نگاه جامع و منظومه ای به مجموعه بیانات از یک سوی، و ضعف آگاهی نسبت به سیره عملی و سبک حکمرانی آن عزیز سفرکرده است. 🔹همین جزء نگری ها و نداشتن نگاه منظومه ای و جامع به بیانات رهبر شهید انقلاب، سبب متفرق شدن کسانی شده که همگی دم از ولایت می زنند. تنها راه انسجام بخشی به نیروهای ولایتمدار در کشور، تقویت همین نوع نگاه، یعنی داشتن نگاه جامع به منظومه فکری و اندیشه ای امام شهید است. 🔹از جمله موضوع هایی که به اقتضای شرایط، نیاز به تبیین در سطح جامعه بر اساس منظومه فکری امام شهید دارد ، مفاهیمی چون:دیپلماسی، مذاکره، مقاومت، سازش و سازشکار است. اگر به این کلید واژه ها و عبارت های استفاده شده در بیانات به اقتضای شرایط و موضوعات، به صورت منظومه ای نگاه نشود؛ آن گاه عده ای هرنوع اقدام در حوزه دیپلماسی و مذاکره را، مصداق سازش تلقی کرده و با این تصور که این حرکت نوعی خیانت به کشور، اسلام و آرمان‌های انقلاب است؛ شعار مرگ بر سازشکار سر می دهند! 🔹بنابراین تبیین این مفاهیم بر اساس منظومه فکری امام شهید یک ضرورت است. باید مکتب امام شهید را که در امتداد مکتب امام کبیر است؛ به درستی شناخت. 🔹به طور قطع اصل عقلانیت سیاسی و انقلابی نشأت گرفته از نگاه توحیدی، حاکم بر منظومه فکری و سیره حکمرانی امام شهید است. این اصل آن قدر مهم است که، خود آن بزرگوار در تبیین مکتب امام کبیر در خرداد ماه ۱۳۹۲ فرمودند؛ مکتب امام دارای سه بعد معنویت، عقلانیت وعدالت است. 🔹بر همین اساس می توان گفت، مکتب امام شهید نیز دارای همین سه بعد معنویت، عقلانیت و عدالت است‌. امام شهید عقلانیت امام کبیر را، بررسی، محاسبه گری و اهل حساب و کتاب بودن توصیف نمودند. 🔹با نگاه منظومه ای به بیانات امام کبیر ، درخواهیم یافت که دیپلماسی و مذاکره ، فی نفسه به معنای سازش با دشمن و عقب نشینی در برابر آن نیست. با رعایت سه اصل "عزت، حکمت و مصلحت"، باید سیاست ها و رفتارها را در حوزه سیاست خارجی برای تأمین منافع ملی تنظیم نمود. سازش واقعی خطرناک که در مقابل مقاومت قرار دارد؛ آن جایی اتفاق می افتد که این سه اصل نادیده گرفته شود. از این رویداد باید مرز دیپلماسی و مذاکره، با سازشکاری به طور دقیق بر اساس منظومه فکری امام شهید مشخص گردد. 🔹 اگر این مرز مشخص نشود، نمی توان افراد سازشکار با دشمن را، از افراد غیر سازشکار جدا کرد. بدون توجه به این مرزبندی، هر فرد فعال در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی، به راحتی متهم به خیانت و سازشکاری می شود. باید به این نکته مهم خصوصا در این شرایط حساس توجه داشت که، همان قدر که "سازش واقعی" با دشمن خطرناک است و باید مراقبت نمود تا این اتفاق رخ ندهد؛ اتهام زدن بی ضابطه و بدون داشتن اطلاعات به افراد خدوم و زحمت کش هم تحت عنوان " سازشکار " خطرناک است.دلیل خطرناک بودن این نوع اتهام زنی ها هم، پدیدایی بدبینی و بی اعتمادی در جامعه نسبت به مسئولان، و در نهایت شکست اتحاد مقدس و بهره برداری دشمن از چنين شرایطی برای پیش برد مقاصد خود می باشد. ✍🏻 دکتر یدالله جوانی
🔰 | تفاوت رهبران دینی با دیکتاتورها 🔹در طول تاریخ، قدرت همواره دو چهره داشته است: چهره‌ای که آن را امانتی از جانب مردم و خدا، و چهره‌ای که آن را طعمه‌ای برای کام‌جویی می‌داند. در نگاه اول، رهبران دینی و دیکتاتورها هر دو در رأس هرم قدرت ایستاده‌اند، اما اگر اندکی در انگیزه‌ها و رفتارشان تأمل کنیم، فاصله میان آن دو از زمین تا آسمان است. 🔹رهبران الهی همچون امامین انقلاب اسلامی، قدرت را نه یک دستاورد شخصی، که تکلیفی سنگین و امانتی زودگذر می‌بینند. امام خمینی(ره) در اوج طلوع انقلاب، هنگامی که میلیون‌ها ایرانی نام او را فریاد می‌زدند، در جمله‌ای شگفت‌آور فرمود: «هیچ حسی ندارم.» این نه از سر بی‌محلی به مردم، که نشان‌دهنده عمق نگاه توحیدی به قدرت بود. ایشان حتی خطاب به شهید بهشتی تأکید کردند: «اگر مردم به جای درود بر خمینی، خلاف آن بگویند، در من اثری ندارد.» این وارستگی در برابر ستایش و نقد، مختص کسانی است که خود را در برابر حقیقتی فراتر از رأی جمعی مسئول می‌بینند. 🔹این نگاه، نقطه مقابل تمام عیار دیکتاتورهایی چون محمدرضا پهلوی است؛ کسانی که قدرت را نه امانت، که غنیمت می‌دانند. دیکتاتور به قدرت می‌چسبد چون هویت خود را در آن گم کرده است. فرار ذلیلانه محمدرضا از ایران در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷، تصویری فراموش‌نشدنی از این وابستگی به تاج و تخت ثبت کرد. کسی که سال‌ها با ذره‌ای قدرت، خود را شاهنشاه آریامهر می‌نامید، در لحظه سقوط، حتی برای ماندن و دفاع از تخت و تاج، غیرتی از خود نشان نداد. چرا؟ چون دیکتاتور به قدرت به چشم ابزار سلطه می‌نگرد، نه امانت؛ و هرگاه امانت از او گرفته شود، چیزی جز پوچی برایش باقی نمی‌ماند. 🔹شاید تأمل‌برانگیزترین تفاوت، در لحظه‌ای باشد که قدرت به سنگین‌ترین شکل خود را بر دوش می‌نهد. امام شهید سید علی خامنه‌ای، آن فرمانده جنگ و مبارز سال‌های زندان، تمام بحران‌ها را با صلابت پشت سر گذاشتند، اما تنها لحظه‌ای که اضطراب در چهره ایشان دیده شد، لحظه پذیرش رهبری بود. باری که بر دوش یک رهبر الهی سنگینی می‌کند، نه ترس از دست دادن قدرت، که ترس از کوتاهی در برابر خدا و مسئولیت تاریخی است. 🔹رهبران الهی شبانه‌روز برای پیشرفت کشور و رفاه مردم تلاش می‌کنند، بی‌آنکه چشمداشتی شخصی داشته باشند. دغدغه اصلی آنها، حفظ مسیر حق و صیانت از ارزش‌هاست. در مقابل، تنها وسواس دیکتاتورها، ترس از سقوط است؛ هر روز با توهم توطئه، هر شب با کابوس از دست دادن. برای همین است که دیکتاتورها بدترین مشاوران خود را برمی‌گزینند؛ کسانی که تملق می‌گویند نه آنان که حقیقت را بازگو می‌کنند. پهلوی از کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب سفید، همواره در مشاوران خود به دنبال تأیید بود، نه نقد. 🔹تاریخ اما قضاوت نهایی را ثبت خواهد کرد. رهبران دینی همچون امامین انقلاب، در دل‌ها ماندگار می‌شوند، چون با مردم زیسته‌اند و برای مردم. دیکتاتورها اما در ذهن تاریخ، تنها به عنوان عبرتی برای آیندگان ثبت می‌شوند؛ تصاویری که یادآور این حقیقت ساده است: قدرت اگر امانت نباشد، سرانجام صاحبش را به ذلت می‌کشاند. فرق است میان کسی که در اوج، «هیچ حسی» ندارد چون خدا را دیده، و کسی که در فرود، همه چیز را باخته چون جز قدرت، هیچ ندیده است. ✍🏼
💢 | غدیر و شکر عملی نعمت ولایت 🔹پیام اصلی غدیر برای امت اسلام و تمامی موحدین عالم، ولایت و امامت برای حکمرانی الهی در جامعه توحیدمحور است. جامعه‌ای که می‌خواهد مدینه فاضله باشد و ارزش‌های دینی و انسانی را تحقق بخشد، تنها راهش برای خوشبختی در دنیا و سعادتمندی در آخرت، پذیرش ولایت‌الله از یک سو، و دوری از ولایت طاغوت و ایستادگی در برابر آن از سوی دیگر است. 🔹تمام انبیای الهی آورنده همین پیام برای انسان بودند. پیام چگونه زیستن برای خوشبختی در دنیا و رسیدن به سعادت و رستگاری در آخرت، پیام تمام فرستادگان خدا به سوی بشر است که در قرآن فرمود:"لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت" 🔹در هر جامعه انسانی که لازمه بقا و ماندگاری اش، برخورداری از یک نوع حکمرانی می‌باشد، دو نوع ولایت و زمامداری بیشتر متصور نیست. این سخن امام کبیر است که فرمودند در جامعه، یا خدا حکومت می‌کند و یا طاغوت، یا ولایت و سرپرستی جامعه در عصر غیبت با ولایت فقیه است و یا با ولایت طاغوت می‌باشد. 🔹ملت ما با درک و فهم صحیح از پیام اصلی غدیر و اینکه مردم حجاز بعد از رحلت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، به این پیام و به این نعمت بزرگ الهی، یعنی نعمت عظمای ولایت بی‌اعتنایی کردند؛ با قیام لله امام کبیر علیه طاغوت زمان، به دعوت امام لبیک گفتند و اینچنین بود که انقلاب اسلامی در اوج ناباوری به پیروزی رسید. 🔹علت اصلی پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، ولایتمداری مردم ایران بود. 🔹علت اصلی ماندگاری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته با وجود توطئه‌های رنگارنگ و از جمله سه جنگ تحمیلی، همین ولایت‌پذیری ملت ایران است. 🔹مردم ما به خوبی فهمیدند که راه نجات و حفظ ایران در برابر دشمنان کینه‌توزی چون آمریکای جهان‌خوار، فقط و فقط در پیروی از ولایت است. ایرانی‌ها با تمام وجود درستی این کلام امام را فهم کردند که فرمود:"پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشورتان آسیبی نرسد." 🔹در یک کلام مردم ما باور و اعتقاد دارند که تنها راه برخورداری از نصرت الهی در برابر دشمنان و حرکت به سمت قله‌های عزت و افتخار و سربلندی، ولایت‌مدار بودن است. آری این مردم، فرمانبری از ولایت را شکر عملی از نعمت ولایت می‌دانند. با این نگاه جامعه به ولایت، پیروزی این کشور امام‌زمانی و ملت امام‌حسینی را، خداوند متعال تضمین نموده است؛ زیرا خود فرمود:"وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم" ✍🏻 دکتر یدالله جوانی
💢 | عوامل افزایش قیمت مواد‌غذایی 🔹پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه و آغاز سال کاری جدید، افزایش بی‌سابقه بهای مواد غذایی و محصولات کشاورزی به مهم‌ترین دغدغه معیشتی مردم تبدیل شد. در افکار عمومی، وزارت جهاد کشاورزی به عنوان متولی تنظیم بازار در جایگاه متهم ردیف اول قرار گرفته، اما بررسی ریشه‌های این گرانی نشان می‌دهد عوامل متعددی در این روند دخیل بوده و سهم این وزارتخانه در آن محدود است. ساختار وجودی وزارت جهاد کشاورزی اساساً بر تولید متمرکز است و تحمیل وظیفه تنظیم بازار به آن، بدون در نظر گرفتن سایر مؤلفه‌های اقتصادی، چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. 🔹نخستین عامل مهم در افزایش قیمت مواد غذایی، رشد هزینه‌های تولید است. افزایش قیمت نهاده‌هایی مانند کود، بذر، آفت‌کش‌ها و خوراک دام و طیور که وابستگی مستقیم به واردات، نرخ ارز و قیمت‌های جهانی دارند، در کنار افزایش هزینه‌های انرژی، انبارداری و حمل‌ونقل، قیمت تمام‌شده محصولات کشاورزی را به طور قابل توجهی افزایش داده است. از سوی دیگر، نوسانات نرخ ارز به عنوان یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی، تأثیر مستقیمی بر قیمت کالاهای غذایی دارد و بسیاری از مواد اولیه و حتی محصولات داخلی که مرجع قیمتی جهانی دارند، با افزایش نرخ ارز با رشد قیمت مواجه می‌شوند. 🔹شرایط آب‌وهوایی و خشکسالی نیز از دیگر عوامل اثرگذار بر بازار محصولات کشاورزی است. کاهش تولید ناشی از کم‌آبی و مشکلات اقلیمی، در کنار ضعف در برنامه‌ریزی عرضه و مشکلات زنجیره توزیع، می‌تواند به کاهش عرضه و افزایش قیمت‌ها در بازار منجر شود. در این میان، وجود واسطه‌های سودجو و احتکارکنندگان در برخی حلقه‌های بازار، در کنار ضعف نظارت دستگاه‌های مسئول، از جمله عواملی است که به افزایش غیرمنطقی قیمت‌ها از مزرعه تا سفره دامن می‌زند. 🔹تورم عمومی اقتصاد نیز نقش مهمی در افزایش قیمت مواد غذایی دارد. در شرایطی که هزینه‌های تولید، دستمزد و حمل‌ونقل به طور مستمر افزایش می‌یابد، حتی ثابت ماندن قیمت برخی محصولات نیز نمی‌تواند مانع افزایش هزینه سبد غذایی خانوار شود. همچنین سیاست‌های قیمتی و یارانه‌ای، در صورت اجرای نامناسب، ممکن است به عدم تعادل در عرضه و تقاضا منجر شود و زمینه ایجاد رانت و فساد را فراهم کند. افزایش قیمت جهانی کالاهای اساسی مانند گندم، ذرت، روغن‌های خوراکی و شکر نیز بازار داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، زیرا رشد قیمت‌ها در بازارهای جهانی فشار بیشتری بر واردات و تولید داخلی وارد می‌کند. 🔹مشکلات بانکی، محدودیت‌های تجاری، مقررات وارداتی و تحریم‌ها نیز با افزایش هزینه‌ها و طولانی شدن زمان تأمین کالا، بر قیمت مواد غذایی اثرگذار هستند. تحلیل واقع‌بینانه بازار مواد غذایی نشان می‌دهد گرانی محصولات کشاورزی نتیجه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اقلیمی، مدیریتی و بین‌المللی است و نسبت دادن آن به یک نهاد مشخص، بدون توجه به این مؤلفه‌ها، نمی‌تواند تصویر دقیقی از واقعیت‌های اقتصاد غذا در کشور ارائه دهد. ✍🏻 علی قاسمی
🔰 | برگ جدید جبهه مقاومت؛ بستن تنگه باب المندب توسط یمن؟ 🔹در تحولی تازه در معادلات راهبردی غرب آسیا، نشانه‌هایی از احتمال باز شدن برگ جدیدی توسط جبهه مقاومت علیه منافع آمریکا و متحدانش دیده می‌شود. این سناریو در پی تشدید تنش‌های دریایی و نقض آتش‌بس از سوی واشنگتن و رژیم صهیونی قوت گرفته است. 🔹در شرایطی که تجاوز نیروهای آمریکایی به یک کشتی ایرانی در آب‌های بین‌المللی، ادامه محاصره دریایی آمریکا علیه ایران و حملات مداوم صهیونیست‌هابه لبنان ادامه دارد، اکنون این پرسش مطرح است که پاسخ محور مقاومت چه خواهد بود؟ 🔹یکی از محتمل‌ترین سناریوها بستن تنگه باب المندب توسط انصارالله یمن ارزیابی می‌باشد. این تنگه که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند، یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های تجارت جهانی به شمار می‌رود. آمارها نشان می‌دهد روزانه حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از نفت جهان و نزدیک به ۱۰ تا ۱۵ درصد از کل تجارت دریایی جهان از این مسیر عبور می‌کند. افزون بر این، در کریدور بزرگ آسیا–اروپا، جایی که کالاهای اساسی جهان جابجا می‌شوند، تا ۲۵ درصد مبادلات دریایی به این تنگه وابسته است. 🔹چنین اقدامی از سوی یمن ضربه‌ای سنگین به اقتصاد غرب و متحدان منطقه‌ای آمریکا خواهد بود. بسته شدن باب المندب عملاً مسیر جایگزین - دماغه امید نیک - را به گزینه‌ای پرهزینه و زمان‌بر تبدیل می‌کند که هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل را چندین برابر خواهد کرد. 🔹اگرچه هنوز واکنش رسمی از سوی محور مقاومت اعلام نشده، اما نشانه‌ها حاکی از آن است که پاسخ به اقدام آمریکا می‌تواند فراتر از انتظار باشد. آیا باب المندب به برگ برنده جدید جبهه مقاومت تبدیل می‌شود؟ باید منتظر ماند و تحولات ساعات آینده را رصد کرد. ✍🏼
💢 | آمریکا و توهم توافق اجباری 🔹حملات تجاوزکارانه اخیر رژیم تروریستی آمریکا بار دیگر نشان داد که ایالات متحده همچنان از منطق زور برای پیشبرد اهداف سیاسی خود بهره می‌گیرد. حملات نظامی به برخی مناطق کشورمان و همزمانی آن با تحرکات دیپلماتیک واشنگتن، این واقعیت را آشکار می‌کند که دولت آمریکا مذاکره را نه به عنوان ابزاری برای رسیدن به تفاهم، بلکه به عنوان مسیری برای تحمیل خواسته‌های خود دنبال می‌کند. 🔹در نگاه سیاستمداران آمریکایی، قدرت نظامی همواره مکمل میز مذاکره بوده است. هر زمان که فشارهای اقتصادی و سیاسی نتوانسته نتیجه مطلوب آنها را تأمین کند، گزینه تهدید و اقدام نظامی وارد میدان شده است. هدف اصلی چنین رویکردی تغییر محاسبات طرف مقابل و وادار کردن آن به پذیرش شروطی است که در شرایط عادی امکان تحقق آنها وجود ندارد. 🔹با این حال تجربه روابط ایران و آمریکا در چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که سیاست فشار، برخلاف تصور طراحان آن، نتوانسته جمهوری اسلامی را از اصول و منافع راهبردی خود عقب براند. از تحریم‌های گسترده اقتصادی گرفته تا تهدیدهای مکرر نظامی، هیچ‌کدام نتوانسته‌اند اراده سیاسی ایران را در موضوعات کلان تغییر دهند. به همین دلیل، تکرار این الگو بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر ناتوانی واشنگتن در یافتن راه‌حل‌های واقع‌بینانه برای تعامل با کشورمان است. 🔹واقعیت آن است که مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که بر پایه احترام متقابل و پذیرش حقوق طرفین شکل بگیرد. هنگامی که یک طرف تلاش می‌کند با بمباران، تحریم یا تهدید نظامی امتیاز بگیرد، فضای اعتماد از بین می‌رود و دیپلماسی به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل می‌شود. چنین شرایطی فقط سطح تنش و بی‌ثباتی را افزایش می‌دهد. 🔹نکته قابل تأمل آن است که آمریکا پس از سال‌ها تحریم، فشار سیاسی، جنگ روانی و تهدید نظامی، همچنان می‌کوشد از ابزار زور برای تأثیرگذاری بر محاسبات ایران استفاده کند. این رویکرد در حالی دنبال می‌شود که تجربه دهه‌های گذشته نشان داده جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار خارجی، نه از مواضع راهبردی خود عقب‌نشینی کرده و نه امنیت و منافع ملی خود را به موضوعی قابل معامله تبدیل کرده است. واقعیت این است که توسل همزمان به مذاکره و اقدام نظامی، بیش از آنکه نشانه قدرت آمریکا باشد، بیانگر محدودیت گزینه‌های واشنگتن در مواجهه با کشوری است که توانسته ظرفیت‌های بازدارندگی و دفاعی خود را به سطحی برساند که هرگونه اقدام خصمانه را با هزینه‌های سنگین همراه کند. ✍🏻 عبدالحسین آزاد
💢 | یک تروریست با چند مأموریت! 🔹تام باراک، چهره مرموز و پشت پرده‌ای است که از آغاز دولت دوم ترامپ، نقش کلیدی در طراحی و اجرای توطئه‌های واشنگتن علیه محور مقاومت در منطقه شامات بر عهده گرفته است. این دیپلمات تروریست که پیشتر به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه در سوریه فعالیت می‌کرد، حالا مدتی است که به عنوان نماینده ویژه ترامپ در عراق منصوب شده تا حلقه پایانی زنجیره شوم خود را تکمیل کند. آنچه فعالیت‌های باراک را خطرناک می‌سازد، پیوستگی معناداری است که میان پرونده‌های لبنان، سوریه و عراق ایجاد کرده؛ سه حلقه‌ای که در نظم جدید استکباری تعریف می‌شوند. 🔹در مرکز این نقشه شوم، ایده مهار نفوذ جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. آمریکایی‌ها به خوبی دریافته‌اند که نمی‌توانند در هر یک از این کشورها به طور جداگانه با جبهه مقاومت مقابله کنند، بنابراین طرحی نظام‌مند برای حذف تدریجی بازیگران محور مقاومت طراحی کرده‌اند. باراک آشکارا به مقامات سوری اعلام کرده که واشنگتن خواهان گذار از منطق شبه‌نظامیان و محورها به منطق دولت‌ها و نهادهای تحت نفوذ خود است. این یعنی همان سناریوی مسمومی که پیشتر در لیبی و افغانستان امتحان کردند و به فاجعه انجامید، این بار با لباسی جدید در شامات پیاده می‌شود. 🔹لبنان به دلیل حضور قدرتمند حزب‌الله، به عنوان پیچیده‌ترین حلقه این توطئه انتخاب شده است. باراک با چهره خندان و وعده‌های فریبنده، طرح خلع سلاح مقاومت را به کابینه لبنان تحمیل کرده. در سوریه نیز او تلاش کرده جولانی را پای میز مذاکره با رژیم صهیونی بنشاند و زمینه عادی‌سازی روابط را فراهم کند. در عراق نیز اکنون مأموریت دارد تا ضمن حل مسائل کردی به سود آمریکا، ارتباط گروه‌های مقاومت را با تهران قطع کند و روابط بغداد را به مسیر دلخواه واشنگتن هدایت نماید. 🔹دیدارهای اخیر باراک در ریاض، ابوظبی، آنکارا و بغداد نشان می‌دهد که او در حال طراحی یک محور شوم منطقه‌ای متشکل از کشورهای عربی مرتجع، رژیم صهیونی و ترکیه تحت چتر حمایتی آمریکا است. اما آنچه این توطئه‌گران از آن غافلند، بیداری ملت‌ها و قدرت بازدارندگی جبهه مقاومت است. محور مقاومت با رهبری ایران، سال‌هاست که توطئه‌های مشابه را یکی پس از دیگری خنثی کرده و این بار نیز با هوشیاری کامل، نقشه‌های شوم باراک را به گورستان خواهد فرستاد. ✍🏻 بهرام بختیاری