درد می پیچد بر جانِ خستهیِ جهان ...
و نام شما قرن هاست ،
بابِ نجاتِ اهالیِ زمین است.
#یا_باب_الحوائج(علیهالسلام)
عیدتون مبارک😃🎉🎁🎊
@lezat_e_daanaayee2
🔰«حضرت در آغازِ پذیرفتن امامت، بیستساله بودند.
دوازده سال از دوران امامتِ ایشان در زمان منصور گذشته، که جزو سختترین زمانها برای خاندان پیغمبر بوده. ۸۳/۶/۲۱ هیچ دورانی ـ به گمان من ـ بعد از دوران امام سجاد، بهسختی دوران موسیبنجعفر نبود. ۶۴/۱/۲۳
آنکسانیکه در دوران اختناق در ایران، دستشان به کار مبارزه آشنا بوده، میفهمند که مبارزۀ سیاسی چگونه است. رنج و هراس و دلهره و خطرش، کمتر از مبارزۀ در میدانهای جنگ نیست؛ و موسیبنجعفر علیهالسلام این مبارزه را شروع کرد، منتها با تقیّه، ..با پنهانکاری. ۶۰/۲/۲۶»
📚حلقات «انسان ۲۵۰ساله»/ حلقۀ سوم/ ۷۲ .امام کاظم (ع)؛ «اوجگیری مجدد مبارزات»
@lezat_e_daanaayee2
تو چه راحت شعر می شوی...
با تو برای شعر گفتن...
نیازی به عشق نیست...
@lezat_e_daanaayee2
#سلام_به_ارباب🧡✋🏻
"این چہ حرفیست"
کہ در عالَمِ بالاست بهـــــ😇ـــشت
هرڪجا نام "حسین" است
همان جاست
🌸 بهشت🌸
#صلےاللهعلیڪیااباعبدالله♥️
باغ کتاب شمعدونی
#سلام_به_ارباب🧡✋🏻 "این چہ حرفیست" کہ در عالَمِ بالاست بهـــــ😇ـــشت هرڪجا نام "حسین" است
به وقت عصر دوشنبه کبوتر دل زد پر💛
📸 #عکسنوشته
📚 #عکسنوشته_شازده_کوچولو
📘 #شازده_کوچولو
══✼ نَـمَـڪْــتـٰابـــْـ ✼══
✍ محاڪمہ ڪردن خود بسیار مشڪل تر از محاڪمہ ڪردن دیگرے است...
@lezat_e_daanaayee2
عشق است اینکه یک نفر آغاز می کند
هر روز صبح را به هوای سلام تو...
مولای من💛
صبح❣●•
همان تعبیرِ
خوابهای من است
وقتی هنگامه ی حضورت را
با آفتاب تفسیر میڪنند😍●•
#مریم_پورقلے
#الصباح_الخیر🌸🍃
#صُبحتونمنوربهنگاهآلالله😍🍃
#السلامعلیڪیآبقیهاللهِعآشق🤩🍃
🎭| حسـودبهزبانلافدوستیمیزنـدو
درعمـل،مخفیانهدشمنیمیورزد👊.
.
#حضرتعلیعلیہالسلام
#حـدیثعشق
#همنشینےباخدا
📚 #نقد_کتاب جزء از کل
✍ #استیو تولتز
🌀 #چشمه
💢رمان جزء از کل، داستان افرادی بدون فکر، محبت و برنامه که نماد هستند.
وقتی نویسندگان فریاد می زنند، داستان جزئی از کلیت تمدن آمریکاست!
#خلاصه داستان:
🔘پسری روایت می کند از پدرش،
که او هم روایت می کند اینطور:
🔳یک خانواده با دو پسر از دو پدر…
پسر اولی مریض احوال و دومی سرحال.
پدر و مادر این دو پسر زندگی درستی ندارند، نتیجه می شود اینکه:
پسر دوم با همراهی و همفکری پسر اول یک جنایت کار در استرالیا می شود!
💢در احوالات پسر اول و دوم داستان:
🔘پسر دوم از همان نوجوانی اهل بزن و بکش و دزدی بوده.
تا اینکه زندانی می شود.
و برادر اول آنقدر مریض احوال می شود که مادرش ترجیح می دهد تدریجی به او سم بدهد تا بمیرد.
در این زمان شهر آتش می گیرد، پدر و مادر می سوزند و برادر دوم که محکوم به زندان ابدی بوده، ناپدید می شود.
برادر مریض داستان به دنبال معشوقه ی نوجوانی اش راهی اروپا می شود اما او را پیدا نمی کند،
هرچند که می دانسته معشوقه دوران نوجوانی اش عاشق برادر جنایتکارش بوده است.
پسر بیمار در اروپا با زنی افسرده ازدواج می کند و پسردار می شوند.
پسر بیکار بوده و بی پول! و در آنجا دوستی داشته که مدام به او پول قرض می داده، زنش خودکشی می کند،
پسر مریض با بچه اش به استرالیا برمی گردد، دوستش کمک می کند تا خانه و زمین بخرد و یک دختر پولدار هم خدمتکارش می شود!