عشق است اینکه یک نفر آغاز می کند
هر روز صبح را به هوای سلام تو...
مولای من💛
صبح❣●•
همان تعبیرِ
خوابهای من است
وقتی هنگامه ی حضورت را
با آفتاب تفسیر میڪنند😍●•
#مریم_پورقلے
#الصباح_الخیر🌸🍃
#صُبحتونمنوربهنگاهآلالله😍🍃
#السلامعلیڪیآبقیهاللهِعآشق🤩🍃
🎭| حسـودبهزبانلافدوستیمیزنـدو
درعمـل،مخفیانهدشمنیمیورزد👊.
.
#حضرتعلیعلیہالسلام
#حـدیثعشق
#همنشینےباخدا
📚 #نقد_کتاب جزء از کل
✍ #استیو تولتز
🌀 #چشمه
💢رمان جزء از کل، داستان افرادی بدون فکر، محبت و برنامه که نماد هستند.
وقتی نویسندگان فریاد می زنند، داستان جزئی از کلیت تمدن آمریکاست!
#خلاصه داستان:
🔘پسری روایت می کند از پدرش،
که او هم روایت می کند اینطور:
🔳یک خانواده با دو پسر از دو پدر…
پسر اولی مریض احوال و دومی سرحال.
پدر و مادر این دو پسر زندگی درستی ندارند، نتیجه می شود اینکه:
پسر دوم با همراهی و همفکری پسر اول یک جنایت کار در استرالیا می شود!
💢در احوالات پسر اول و دوم داستان:
🔘پسر دوم از همان نوجوانی اهل بزن و بکش و دزدی بوده.
تا اینکه زندانی می شود.
و برادر اول آنقدر مریض احوال می شود که مادرش ترجیح می دهد تدریجی به او سم بدهد تا بمیرد.
در این زمان شهر آتش می گیرد، پدر و مادر می سوزند و برادر دوم که محکوم به زندان ابدی بوده، ناپدید می شود.
برادر مریض داستان به دنبال معشوقه ی نوجوانی اش راهی اروپا می شود اما او را پیدا نمی کند،
هرچند که می دانسته معشوقه دوران نوجوانی اش عاشق برادر جنایتکارش بوده است.
پسر بیمار در اروپا با زنی افسرده ازدواج می کند و پسردار می شوند.
پسر بیکار بوده و بی پول! و در آنجا دوستی داشته که مدام به او پول قرض می داده، زنش خودکشی می کند،
پسر مریض با بچه اش به استرالیا برمی گردد، دوستش کمک می کند تا خانه و زمین بخرد و یک دختر پولدار هم خدمتکارش می شود!
برادر اول افسرده و در خود فرو رفته و خراب شده – در نظرات فیلسوفان غربی – مورد توجه سرمایه دار قرار می گیرد،
مشغول کار با سرمایه دار است که معشوقه خودش و برادرش را می بیند و ازدواج می کنند.
دختر خدمتکار هم با سرمایه دار ازدواج می کند و از دوستی که همیشه در بی پولی کمکشان می کرده کلاهبرداری می کند، آبرویش می رود و فرار می کنند به تایلند.
در تایلند متوجه می شود برادر جنایتکارش زنده است و این دوستش به توصیه برادرش هوایش را داشته…🔘
💢آخر رمان:
زنش که معشوقه برادرش بوده با برادرش ارتباط می گیرد و مرد بیمار سرطان می گیرد و می میرد،
پسرش برمی گردد استرالیا داستان پدرش را می دهد برای چاپ و خودش می رود اروپا…
این داستان، در حقیقت روال زندگی انسان ها در سایه ی تمدن (اندیشه و سبک زندگی) غرب و آمریکاست؛
اگر نگوییم همه ی شخصیت های داستان، غالب افراد غرق در خیانت و فحشا و فساد و افسردگی و تنهایی هستند!
💢و لااقل می توان گفت شخصیت های داستان:
✔️الف) هیچ هدفی نمی توانند برای زندگی شان پیدا کنند.
تقریبا هیچ شخصیتی در داستان نیست که هدف و برنامه ریزی داشته باشد؛ بداند که چه می خواهد و بداند که دارد چه می کند!
✔️ب) آزار خود و آزار دیگران، فکر کردن به خودکشی، فرورفتن در لجن زار دروغ و کلاهبرداری، همراهی در آزار و تمسخر دیگران در جای جای زندگی بشر غربی دیده می شود!
✔️ج) طبیعتا برهنگی رفتاری و اخلاقی، انسان را به برهنگی جسمانی هم می رساند!
در حقیقت، #نویسنده تلاش می کند سه نسل از مردمی را به تصویر بکشد که به قول خودش زیر تفکر فیلسوفان غربی با حرف های تکراری و بی خود زندگی شان را به تباهی کشیده اند!
اما در این کتاب می خوانید که این سبک و تمدن نه خودش و نه مردمش را خوشبخت نکرده است،
بلکه تنها رنگ خوشبختی پاشیده است تا خودشان را رنگین کمان نشان دهند ولی مردم باید عاقل باشند و بدانند عمر رنگین کمان کوتاه است!
در سرتاسر این
رمان شما رنگ خوشبختی را در زندگی هیچ کدام از شخصیت ها نمی بینید اما پر از رذالت و سنگدلی و خیانت است!
در آخر به تمام دوستداران دنیای غرب توصیه می کنم رمان جز از کل را بخوانند و نقدش را هم بدانند…