❇️ با اولیا: توصیه هایی اخلاقی از آیت الله محمد حسن مولوی قندهاری (ره)
🏷 قسمت دوم: توصیه هایی اخلاقی
☑️ حجت الاسلام سید عباس موسوی مطلق:
▫️ روزی به دیدار مرحوم آیتالله مولوی (قَدّسالله نَفْسَه الزّکّیه) رفتم. جلسهی بسیار با معنویّتی بود، در ضمن صحبتها نصایحی فرمود، که بنده یادداشت کردم. در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:
۱. نماز خود را اوّل وقت بخوانید و تَرک نکُنید؛
۲. تعقیبات نماز را بخوانید؛
۳. حضورقلب در نماز داشته باشید، از خداوند طلب کنید و او حضور قلب را میدهد؛
۴. معصیت نکنید؛
۵. مَحبّت دنیا را از دل خود بیرون کنید؛
۶. با عیالتان خوشرو باشید؛
۷. به آنهایی که به شما بدبین هستند خوشبین باشید؛
۸. وقتی حرم امام رضا علیه السلام یا ائمّه و امامزادگان میرَوید، طوری نماز بخوانید که ضریح جلوِ شما باشد، تا قبلهی سنگی و حقیقی یکی بشود؛
۹. در حرم اهل بیت علیهم السلام به خود ملتفت باشید؛
۱۰. تیز (با نگاه خیره بر اثر شدت علاقه) به ضریح نگاه کنید؛
۱۱. بیرونِ حرم کفشها را بیرون بیاورید؛ کار نداشته باشید مردم چه میگویند. با پای برهنه بروید، چه حرمِ امام، یا امامزاده؛
۱۲. در زیارات، اوّل به نیّت دیگران زیارت کنید و آخِرین نفر به جای خود.
⬅️ کتاب فیض حضور، تالیف حجت الاسلام سیدعباس موسوی مطلق، صفحه ۱۷۳ الی ۱۷۹
🏷 #اولیا #آیت_الله_محمد_حسن_مولوی_قندهاری_ره #خودسازی
با اولیا: نکاتی از زندگی آیت الله محمد حسن مولوی قندهاری (ره)
🏷 قسمت سوم:
اطلاع داشتن اولیای الهی از ضمیر افراد
🔰 آیت الله روح الله قرهی:
☑ آشیخ علی خسروی میگوید:
🚙 من بعد از مدتی که با آیت الله مولوی قندهاری آشنا شده بودم، دیدم حرفی از امام و انقلاب نمیزنند و در آن حال که رانندگی میکردم (و آیت الله مولوی قندهاری در ماشین بودند) با خود میگفتم:
🔹 نکند ایشان ضد انقلاب است!
▫ با خود گفتم:
🔹 خدایا! گرفتارش نشویم، ما از جهاد بیرون آمدیم و جانباز هم هستیم حالا بگویند که این بابا رفت و ضد انقلاب شد، چرا او اصلاً حرفی از امام نمیزند!
▫ دیدم آقا یک نگاهی کرد. بالاخره با خود گفتم:
🔹 خوب با امام هم باشد ولی بالاخره یک چیزی که باید بگوید. من گرفتار شدم!
▫ دیدم آقا باز نگاه کرد، بعد با خود گفتم حال که به او علاقهمند شدم، چگونه برگردم؟!
▫ سومین بار نگاه کرد و گفت:
🔸 چه شده با خودت دائم حرف می زنی؟!
▫ گفتم:
🔹 آقا من چیزی نگفتم،
▫ گفت:
🔸 نخیر تو حالا خمینی شناس شدی و من در نجف خمینی را میشناختم. (۱) (۲)
▫ گفتم:
🔹 آقا من که حرفی نزدم،
▫ گفت:
🔸 نخیر، حرف بیخود نزن، تو داری با خودت حرف میزنی و میگویی من حرفی نزدم!
▪ آقا از کجا فهمید؟! افکار توسط اولیای الهی قابل درک است.
⬅ جلسه ۱۵ خارج فلسفه آیت الله قرهی- مورخ: ۹۲/۰۲/۱۷
http://emammahdy.com/Contents/26047/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%20-.aspx
(۱). همچنین آیت الله محمد حسن مولوی قندهاری برای فرزند مرحوم آیت الله طاهری گرگانی نماینده خبرگان رهبری در استان گلستان گفته بودند که حضرت امام خمینی دو مرتبه از جماران با طی الارض به مشهد برای زیارت امام رضا (ع) آمدند و بعد به منزل ما آمدند.
(۲). شیخ حسن مولوی قندهاری که رحمت خدا بر روح پاکش، استاد سید مصطفی خمینی فرزند حضرت امام خمینی رحمه الله علیه می باشد. حاج آقا مصطفی خمینی به دلیل علاقه ای که به آقای مولوی پیدا کرده بود، در نجف خانه ای کنار خانه ی ایشان اجاره نمود. البته آقای مولوی حاج آقا مصطفی را خوب نمی شناخت وقتی آقای مولوی در حلقه ی دوستان نشسته بود، فرمود: یک سیدی در همسایگی ما روی پشت بام نماز شب می خواند و حال خوبی دارد، اما نمی دانم کیست. اطرافیان می گویند: آن بنده ی خدا سید مصطفی فرزند آقا روح الله خمینی است. از آن به بعد رابطه ی آقای مولوی با حاج آقا مصطفی روز به روز صمیمانه تر می شود. طوری که پس از مدتی حلقه ی عاطفی شدیدی بین این دو برقرار می شود و پس از رحلت حاج آقا مصطفی تا مدتی آقای مولوی در محافلش ذکر خیر ایشان را داشت. (کتاب آهنگران)
🏷 #اولیا #آیت_الله_محمد_حسن_مولوی_قندهاری_ره #خودسازی