eitaa logo
خورشید کمیل
498 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1.1هزار ویدیو
7 فایل
شهید ابراهیم هادی یاد تو می وزد ولی.... بی خبرم ز جای تو محفل عاشقان شهید ابراهیم هادی کپی مطالب حلال 🌹ارتباط با خادم :👇 @shamse_komeil36 شماره کارت جهت واریز نذورات 6037701611826949 محمد بیگلری
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
22.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌اگر استغفار کردی و نتیجه‌ای نگرفتی مطمئن باش یه‌جای کار می‌لنگه... مثلا «استغفار با حق الناس» کنار هم جواب نمی‌ده... یا اگر پدر و مادرت رو فراموش کردی استغفار جواب نمی‌ده یا.... هزاران عامل کنار هم یه نتیجه عالی می‌ده پس با ما باش تا این مشکل به کلی حل بشه... 📍استغفار با حق الناس؟!
💚مهدی جان! خدا چه آرامش عجیبی در نام تو ریخته است که در میان شهر شام و در ازدحام غم‌ها، زین العابدین با افتخار نام تو را فریاد می‌زند و قلب صبورش را با یاد تو آرام می‌کند. 📌متن کامل روایت
﷽ ♥️| عفتوحیاء خواهران‌؛ سعیکنید‌سربه‌زیر‌باشید اگربانامحرم‌زیاد‌و‌ بی‌دلیل‌صحبت‌کنید حیا‌و‌عفت‌‌از‌دست‌میرود . - شهیدمحمدهادیذوالفقاری🌿!
6.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرارسیدن سالروز شهادت حضرت امام سجاد(ع) را تسلیت می‌گوییم🖤🏴
🌺🌱 امام صادق علیه السلام: «هر کس زیارت عاشورا بخواند ، شب اول قبر در آغوش امام حسین علیه السلام قرار خواهد گرفت. .
‏عَظُمَ البَلْا یعنی: 🥺 بین ما و امام زمان مون خیلی فاصله افتاده....😔 و عامل این فاصله هم خودمونیم🙃 و خودمون هم باید این فاصله رو از بین ببریم! 🪷 چطوری؟ گناه نکنیم!🌿 ‎‌‎‎‌‎‌‌‎‎‎‌‌‎‌┄┄••❅❅••┄┄
🔹 ٣ حاجتت را از امام زمانت بخواه! گوشه ی زندان افتاده بود، به چه جرمی؟ به جرم باور به ولایت اهل بیت علیهم السلام مدت زیادی بود که در زندان بود، دیگر طاقتش تمام شده بود از حال بدش به امام زمانش شکایت کرد؛ مولای من دیگر طاقت این زندان و این غل و زنجیر را ندارم! پاسخ آمد: همین امروز از زندان آزاد می‌شوی و نماز ظهرت را در منزلت می خوانی! باورش نمی شد که به این سادگی رهایش کنند، پیش از ظهر نامش را صدا زدند: ابوهاشم جعفری! تو آزادی در عین ناباوری و با خوشحالی تمام راهی منزلش شد نماز ظهرش را همانگونه که امامش فرموده بود در منزلش خواند. نماز که تمام شد در خانه دوری زد، دید هیچ برای خوردن ندارد، مدتی در زندان بوده و اکنون خانه اش مانند کف دست خالی است! در دل با خود گفت ای کاش وضعیت سخت و دشوارم را برای امامم بنویسم، اما... اما خجالت کشید شاید با خود گفت چقدر باید به امامم زحمت بدهم، قلم را روی کاغذ گذاشت و نامه را ننوشت. ناگاه دید پیکی از طرف امام آمده؛ کیسه ای برای او آورده که صد دینار طلا در آن هست و همچنین همراه کیسه طلا، نامه ای از امام، اشک در چشمانش حلقه زده بود، قطرات اشک را پاک کرد تا متن نامه ی امام را بهتر ببیند: "ابوهاشم! هر گاه خواسته ای داشتی، از ما خجالت نکش، نکند هیبت و بلندی مقام امام مانع از درخواستت شود، حاجتت را از ما بخواه، با یاری خدا آنچه دلخواه توست اتفاق خواهد افتاد!" ...إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَلاَ تَسْتَحْيِ وَ لاَ تَحْتَشِمْ وَ اُطْلُبْهَا فَإِنَّكَ تَرَى مَا تُحِبُّ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ کافي ج ۱، ص ۵۰۸