میان دلتنگی هایم
چه قلب جاویدی دارد دلتنگی تو
با نبض قلب من می تپد و
و در انتهای بودنم دوباره آغاز می شود
با یاد تو...
آغوش تو و عشق من و نغمهی سازم
دریا و گُهر باشد و... غوغایِ نیازم
باید به نفسهای تو آرام بگیرم
با زَخمهی چشمت، دل و جان را بنوازم
وقت است که ای نابترین سمفونی عشق
از خلوتِ بِکرِ بدنت شعر بسازم
در شهر دلم ولوله افتاده، بیا که...
چشمان غزلریز تو شد محرم رازم
دلتنگ شدم... کاش پیامی بفرستی
پایان بده این دلهره و سوز و گدازم
در من فوران میکند احساس تو، بنشین
تا با نفست یک غزل تازه بسازم
#هاله_محمودی
عجیبه که چطور دو نفر که همدیگه رو دوست دارن میتونن خیلی بیشتر از دو تا دشمن همدیگه رو آزار بدن....
#متفاوت
اى كه
از صبح بهار نیز دل انگيزترى
شاخهى نسترنى ، پیچك آغوش منى
صبح آغاز شد
و چشم دلم منتظرت
پلك بگشاى كه آغاز من و جان منى ...
💚
عَزیز عَلَیّ اَنْ اَرَی الْخَلْقَ وَلاتُری
آن روز که بیایی
دیگر آفتاب چشمانمان را نخواهد زد !
یک دل سیر به تو نگاه میکنم !
💚💚💚
#اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج
🍃🌸
باز بوی گل مرا دیوانه کرد
باز عقلم را صبا بیگانه کرد
بازم از سر تازه شد مستی عشق
بس که بلبل ناله مستانه کرد
#امیرخسرو_دهلوی
🍃🌸