#پندانـــــــه
خوشبختی در مسیر است، نه در مقصد...
هرکسی که قدم به زندگی شما میگذارد، یک معلم است.حتی اگر شما را عصبی کند باز هم درسی به شما آموخته است، زیرا محدودیتهای شما را نشانتان داده است. پس آگاهانه و با آرامش با اطرافيان رفتار كنيد و از تنش و درگيرى و بحث بپرهيزيد. هرگز فکر نکنید که اگر فلان مرحله زندگی بگذرد، همهچیز درست میشود. از همه چالشها لذت ببرید.
🔹هنر زندگی، دوستداشتن مسیر زندگی است. خوشبختی در مسیر است، نه در مقصد.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#تلنگر
✍روزی اسب پیرمردی فرار کرد، مردم گفتند: چقدر بدشانسی! پیر مرد گفت : ازکجا معلوم فردا اسب پیر مرد با چند اسب وحشی برگشت
مردم گفتند: چقدر خوش شانسی! پیرمرد گفت: از کجا معلوم. پسر پیرمرد از روی یکی از اسبها افتاد و پایش شکست. مردم گفتند: چقدر بدشانسی! پیرمرد گفت از کجا معلوم! فردایش از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند به جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود. مردم گفتند : چقدر خوش شانسی! پیرمرد گفت : از کجا معلوم!
💥زندگی پر از خوش شانسی ها و بدشانسی های ظاهری است، شاید بدترین بدشانسی های امروزتان مقدمه خوش شانسی های فردایتان باشد. از کجا معلوم؟!
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
داستان زندگی #صبا
#منشی
#پارت_سی_هفت
اسم من صباست…..۳۵ساله و اهل تهران اما در حال حاضر ساکن شهر دیگری هستم……
سریع تصمیم گرفتم تا قبل از اینکه دوباره خرم کنه و پشیمون بشم همه چی رو به بابا بگم …..
بچه هارو برداشتم و رفتم خونه ی بابا و با شرمندگی و گریه همه ی ماجرا رو براش تعریف کردم ،،،،از بی محبتهاش و کتک زدنش و بی محلیهاش گفتم تا زن و بچه داشتنش و پیام بازیهاش…..
بابا بقدری عصبانی شد که همون روز یه وکیل خبره گرفت و به کمک وکیل هر چی که به من تعلق داشت رو ازش گرفتیم و بعد طلاق نامه رو امضا کردیم ……
اون نامرد خیلی زود زندگی جدیدی رو با ثریا شروع کرد ولی این زندگی که بر خرابه های زندگی من بنا شده بود خیلی دووم نیاورد……بعد از یه مدت نازنین بهم گفت که ثریا به امید دروغ گفته و به سری برگه سونو گرافی الکی بهش نشون داده بود تا امید باور کنه که حامله است و ولش نکنه ولی حامله نبود…..
امید بخاطر این دروغ ثریارو سریع ولش کرد و برگشت سراغ من ……
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#همسرانه
#شما_لجبازی_میکنید_وقتی_که ؛
بخواهید اشتباه همسرتان را با رفتارتان تلافی کنید
عمدا کاری را که می دانید همسرتان دوست ندارد انجام دهید.
می دانید اشتباه از شماست اما آن را نپذیرید.
در برابر اشتباهات فعلی خود اشتباهات قبلی همسرتان را پیش بکشید تا خودتان را بی تقصیر جلوه دهید.
حرف اشتباه خود را تکرار کنید و اصرار داشته باشید که حرفتان درست است.
به حرف همسرتان گوش نکنید و مدام حرف بی منطق خود را تکرار کنید.
بخواهید همسرتان را آزار دهید.
لجبازی رو کنار بگذار
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#حکیمانه
قانون جذب
اتفاقات مثبت را به زندگیتان دعوت کنید
هرچیزی که در زندگی ما وجود دارد یا در آینده با آن برخورد می کنیم را خودمان به زندگی خود دعوت می کنیم. چگونه؟ با کلام خود و با باورهایی که داریم. خیلی ها متوجه این موضوع نیستند اصلا به آن توجه نمی کنند، ولی اگر دقت کنیم می بینیم که در طول روز مدام به چیزهای منفی فکر می کنیم یا حتی خیلی از اوقات با خودمان می گوییم: «من آدم کندی هستم، بدشانسم، جذاب نیستم» و در نتیجه این چیزهای منفی را به زندگی مان دعوت می کنیم.
به جای آن بهتر است بگوییم: «من خوشبختم، من قوی ام، سالمم، با استعدادم» وقتی قانون دنیا این شکلی است که خودمان قادر هستیم تا اتفاقات را برای خودمان بسازیم پس چرا با کلام و باورهای خود افکار مثبت را به زندگی مان دعوت نکنیم؟
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
داستان زندگی #صبا
#منشی
#پارت_آخر
اسم من صباست…..۳۵ساله و اهل تهران اما در حال حاضر ساکن شهر دیگری هستم……
هنوز التماس و حرفهاش یادمه ،،…امید گفت:من پشیمونم ….میخواهم برگردم پیش تو بچه ها….گه خوردم….بخدا جبران میکنم…….
اما من گفتم:ادم چیزی رو که یه بار بالا میاره دیگه قورتش نمیده…..
یک سال بعد امید بهانه ی بجه هارو اورد و خواست از طریق بچه ها و گرفتنشون منو راضی به برگشت کنه ،، اما قبل از اقدام قانونی امید،،،بابا تمام کارای منو بچه هارو انجام داد و اومدیم یه کشور دیگه.،…….
نمیدونم از اینکه بچه هارو از پدرشون دور کردم درسته یا نه ولی حداقلش اعصابم ارومه و هر بار سر راهم سبز نمیشه و بهم استرس وارد نمیکنه………
خیلی دلم میخواهد رویاهایی که بخاطر بارداری ناخواسته کنار گذاشتم رو دنبال کنم و وقتی بچه ها به سن قانونی رسیدند و حق تصمیم و انتخاب بین منو پدرشون رو داشتند برگردم ایران…..
امیدوارم سرگذشت من درس عبرتی برای همه ی جوونا باشه……
ادامه در پارت بعدی 👇
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
اینستاگرام رو که باز میکنی،
با دیدن هر کدوم از این خونههای چهارگوش میبینی که همه مترجمان، نویسندهان، ورزش میکنن، گیاهخوارن،
ریشه موهای رنگشدهٔ هیچکدامشون درنیومده،
تتوهای جدید دارن،
لباسهای مارک میپوشن،
همسرشون ناناستاپ دوسشون داره
خودشون هیچوقت خسته نمیشن،
انرژی مثبت از سر و روشون میباره،
حاضرن شبیه گلابی بیفتن ولی سانروف ماشینشون تو عکس بیاد
کلی کتاب خوندن
نمکدون و لگن حمام باهم سته،
ملکهٔ لباسای گلگلی ان
عکاس حرفهای هستن،
اپل واچ دارن،
کلکسیون ماگهای گرونقیمتو دارن،
هیچوقت رنگ لاکشون موقع ظرف شستن نمیپره،
همیشهٔ خدا مانیکور و پدیکورشون بهراهه
و دستآخر دنیا اونقد واسشون قشنگه که حیفشون میاد تمام لحظههای زندگیشونو با ما بهاشتراک نگذارن!
از این همه ظاهرنمایی خسته میشم، اینستا رو میبندم.
میرم جلوی آینه و به خودم خیره میشم. حس خوشایندی توی یکی از رگام جون میگیره
توی ذهنم این جمله رو به خودم میگم: «خود معمولیت باش»
لبخند تحسین برانگیزی میزنم و از خودم راضیم، هیچی باارزشترش نیست و خوشحالم بابت معمولی بودن تو دنیای خاص بودنا و ادا درآوردنا❤
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
🔆 #پندانه
🔻روزی خلیفه وقت، کیسهای پر از طلا بهمراه بندهای نزد ابوذر غفاری فرستاد.
🔸خلیفه به غلام گفت: «اگر وی این را از تو بستاند، آزادی».
🔹غلام کیسه را به نزد ابوذر آورد و اصرار بسیار کرد، ولی وی نپذیرفت.
🔹غلام گفت: آن را بپذیر که آزادی من در آن است.
🔸ابوذر پاسخ داد:«بلی، ولی بندگی من نیز در آن است».
🔺گاهی ثروت های مادی آدمی را بنده خود می کنند و او را از بندگی خدا خارج می سازند.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#استجابت_دعابانمازاول_وقت
🔑 #شاه_کلیدسعادت
🌹 جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی رفت وگفت : سه قفل در زندگی من وجود دارد وسه کلید از شما می خواهم .
🔒قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم ،
🔒 قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد ،
🔒و قفل سوم این که دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
✨ آیت الله نخودکی اصفهانی فرمود : برای
🔐قفل اول ، نمازت را اول وقت بخوان .
🔐برای قفل دوم ، نمازت را اول وقت بخوان.
🔐و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان !
🌹جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید
🔑شیخ فرمود: نماز های پنجگانه در اول وقت ، شاه کلید است.
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#داستانک
بسم الله الحی القیوم
یکی، در پیش بزرگی از فقر خود شکایت می کرد و سخت می نالید
گفت: خواهی که ده هزار درهم داشته باشی و چشم نداشته باشی؟
گفت: البته که نه، دو چشم خود را با همه دنیا عوض نمی کنم.
گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه می کنی؟
گفت: نه
گفت: گوش ودست و پای خود را چطور؟
گفت: هرگز
گفت: پس هم اکنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است
باز شکایت داری و گله می کنی؟!
بلکه تو حاضر نخواهی بود که حال خویش را با حال بسیاری از مردمان عوض کنی و خود را خوش تر و خوش بخت تر از بسیاری از انسان های اطراف خود می بینی
پس آنچه تو را داده اند، بسی بیش تر از آن است که دیگران را داده اند و تو هنوز شکر این همه را به جای نیاورده، خواهان نعمت بیش تری هستی؟!
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
📝پند یڪ پدر پیر بہ فرزندش:
📜منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش و اشڪهایت را با دستان خود پاڪ ڪن (همہ رهگذرند)
📜زبان استخوانی ندارد ولی اینقدر قوی هست ڪہ بتواند بہ راحتی قلبی را بشڪند (مراقب حرفهایت باش)
📜بہ ڪسانی ڪہ پشت سرت حرف میزنند بی اعتنا باش آنها جایشان همانجاست دقیقا پشت سرت (گذشت داشتہ باش)
📜گاهی خداوند برای حفاظت از تو ڪسی یا چیزی را از تو میگیرد اصرار بہ برگشتنش نڪن پشیمان خواهی شد (خداوند وجود دارد،پس حڪمتش را قبول ڪن)
📜عمر من 80 سالہ ولی مثل 8 دقیقہ گذشت و دارہ بہ پایان میرسہ (تو این دقیقہ های ڪم،ڪسی را از دست خودت ناراحت نڪن)
📜انسان بہ اخلاقش هست نہ بہ مظهرش. اگرصدای بلند نشانگر مردانگی بود سگ سرور مردان بود
📜قبل از اینڪہ سرت را بالا ببری و نداشتہ هات را بہ پیش خدا گلایہ ڪنی نظری بہ پایین بینداز و داشتہ هات را شاڪر باش.
✅انسان بزرگ نمیشود جز بہ وسیلہ ی فکرش
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد
#پندنامه
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی !
سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد :
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذايی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...
@shayad_etefagh
┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
#داستانهای_آموزنده
#شاید_برای_شما_هم_اتفاق_بیفتد