eitaa logo
شهدای مدافع حرم
480 دنبال‌کننده
46.4هزار عکس
37.4هزار ویدیو
83 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم سلام وصلوات بر محمد وال محمد صل الله علیه واله السلام علیک یا ابا عبدالله سلام دوستان شهدا
مشاهده در ایتا
دانلود
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
「﷽」 عشق چه آسان آموختی به دلم ابراهیم دل دل میکند دلم برای دیدنت ابراهیم تو را برادر خطاب کردن لیاقت می خواهد دل من دست به دامن توست ابراهیم💔 🌱
🦋 🌸 هر چی از پشتِ درِ آشپزخونه خواهش کردم فایده نداشت. در رو بسته بود و می گفت: «چیزی نیست الآن تموم می شه».وقتی اومد بیرون دیدم آشپزخونه رو مرتب کرده، کفِ آشپزخونه رو شسته، ظرف ها رو چیده سرِ جاشون، روی اجاق گاز رو تمیز کرده و خلاصه آشپزخونه شده مثل یه دسته گل. گفتم: «با این کارها منو خجالت زده می کنی». می گفت: «فقط خواستم کمکی کرده باشم». خدامی‌خواست‌زنده‌بمانی،ص7📚
7.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خصوصیات اخلاقی شهید؛🥰 شهید معز غلامی عشق به آل الله داشت؛ عشق به ابا عبدالله و عشق به خانم زینب (س)‌ و سه ساله امام حسین (ع).🥺 خط قرمز شهید معز غلامی ولایت فقیه بود. حسین می‌گفت در بیرون از کشور در عراق، سوریه و لبنان و جاهایی که ما رفتیم، دیدیم رهبری عزیز ما را با عنوان امام خامنه‌ای می‌شناسند و مورد خطاب قرار می‌دهند.☺️ حسین بسیجی بود؛ از آن بچه های بسیجی پای کارکه بیشتر وقت اش را صرف تربیت نوجوان ها می کرد،حضور در ماموریت ها و فعالیت های متعدد و مختلف به گواه خاطره ها و دل تنگ رفقا، جای حسین در بین آن‌ها خالی خالی است؛او به بسیج اعتقاد ویژه ای داشت به همه دوستانش گفته بود هر چیزی رو ول کردید بسیج رو رها نکنید.😢 🍀
3.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• • وقتـے ضارب علـے رو زد و ما اون رو بہ گوشہ‌ ای از خیابون کشیدیم، پیرمردی گفت: خوب شد ؟ همینو میخواستـے ؟! بہ‌ تو چہ ، کہ دخالت کردی ؟! علـے با همان بدن بـے‌جان گفت حاج ‌آقا فکر کردم دختر شماست ! من از ناموس شما دفاع کردم ! ♥️
🌱 مخالف سرسخت ساعت 12 شب زنگ خونه رو زدن. یکی از همکلاسی‌های احمد بود که برای رفع اشکال درسی اومده بود. احمد با اصرار زیاد آوردش تو خونه و بردش توی اتاق. اما دوستش همش می‌گفت: «خیلی شرمنده‌ام... منو ببخش!»... تا صبح چراغ اتاق روشن بود و احمد باهاش ریاضی کار می‌کرد. وقتی برای نماز صبح بلند شدم، دیدم دوستش داره خداحافظی می‌کنه، ولی باز هی میگه: «خیلی پشیمونم... حلالم کن!» خیلی تعجب کردم. وقتی رفت از احمد پرسیدم: «اگه این دوستت این قدر خجالتیه، پس چرا واسه رفع اشکال اومد اینجا؟!» خندید و گفت: «این بنده‌ی خدا یکی از مخالف‌های سر سختِ کلاس رفتن من بود و می‌گفت: اگه احمد رحیمی با اختلاط دختر و پسر مخالف هست، خوب خودش کلاس نیاد؛ چرا ما باید به آتیش اون بسوزیم؟! به همین خاطر منم دیگه کلاس نرفتم و بقیه درس‌هام رو تو خونه خوندم. الآن شرمنده بود که چرا اون برخورد رو با من داشته»😊 🍂🕊
بدهیِ دولت به بانک مرکزی منفی شد 🔹بانک مرکزی: خالص بدهی دولت به بانک مرکزی در پایان فروردین امسال منفی ۱۳۳ هزار و ۹۳۰ میلیارد تومان بوده. این به آن معناست که سپرده‌های دولت نزد بانک مرکزی از بدهی‌هایش بیشتر است. بنابراین رابطۀ مالی هر دو تاثیر کاهنده بر رشد پایه پولی داشته. 🔹نرخ رشد نقدینگی در ۱۲ ماه منتهی به تیر هم ۲۷.۵ درصد کاهش یافته که کمترین نرخ رشد نقدینگی ۱۲ ماهه در ۴۵ ماه قبل از خود بوده.
7.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
「﷽」 شهادت شوخی نیست قلبت را بو میکنند اگر بوی دنیا داد رهایت میکنند🥺💔
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
• • خواست سر بہ سر حاجـے بگذارد ! اما از دهانش پرید کہ تو بالاخره از طریق همین چشم‌هایت شہید میشوے ! چشم‌هاے حاجـے درخشید ! پرسید ، چرا؟ و در نگاهش چنان انتظارے بود کہ او دلش نیامد، بگوید من نماز میخوانم ، دعا میکنم کہ تو بمانـے ، شہید نشوے ! آه کشید ، گفت چون خدا بہ این چشم‌ها هم جمال داده هم کمال ! این چشم‌ها در راه خدا بیدارے زیاد کشیده ، اشک هم زیاد ریخته !
[🌱﷽🌱] خوشا آنان کـہ زینب یارشان شد صداقـــت در عمل گفتارشان شد بـہ عباس اقتدا ڪردند و رفتند عـلمدار حسین ســــردارشان شد ✜کلُناٰ فَداکَ یاٰ زِیْنَب/
8.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🦋•• یک روز سوار ماشینش شده بودم تمام پنجره هارا داده بود بالا گفتم: پس چراهمه شیشه ها را بالا کشیدی؟ گفت: اینجا ترافیکه ، مردم مرتب به هم دری وری میگن. نمیتوانم تحمل کنم ببینم مردم اینجوری به هم نامهربانی می کنن🥲 🌿
📚 پس گردنی!!! هنوز انقلاب اوج نگرفته بود. مردم و دانشجوها شعار می‌دادن: «قانون اساسی، اجرا باید گردد». من و رحمت الله هم بعدش داد می‌زدیم: «این شاه آمریکایی، اخراج باید گردد». همینطور که داشتیم می‌رفتیم یهو یه نفر محکم زد پس کله مون!😄 اول فکر کردیم مأمورا هستن، ولی وقتی برگشتیم، دیدیم ابراهیم همته! آخه تنظیم شعارا با اون بود. گفتیم: «برای چی می‌زنی؟!» گفت: «برای اینکه اخلال می‌کنین، با این شعارا ممکنه مردم بترسن ودیگه جمع نشن. اینا مال مراحل بعدیه». روزای دانشگاه و مبارزه گذشت و انقلاب پیروز شد و بعد جنگ و... حاج همت شد فرمانده‌ي لشکر. یه روز بهم گفت: «یادته یه پس گردنی بهت زدم؟😄 یا حلالم کن یا قصاص!» باورم نمی‌شد هنوز یادش باشه! دلم نمی‌خواست ناراحت بشه. بهش گفتم: «قصاص می‌کنم!» بعد رفتم طرفش و بغلش کردم؛🥺 بوسیدمش وگفتم: «قصاص شدی!» بعد طرف دیگه صورتش رو بوسیدم و گفتم: «اینم از طرف رحمت الله که الآن مفقوده،‌ مطمئن باش که قصاص شدی». چیزی نگفت، ولی لبخند رضایتی رو صورتش بود. 🌱