eitaa logo
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
14.1هزار دنبال‌کننده
26.6هزار عکس
13.9هزار ویدیو
387 فایل
﷽ رِسـآنو | رسـانه‌ ای برای آگاهـی و تغییر تیم آموزشی مهندس شاهرخ ابراهیمی ▪️ تربیت رسانه ای ▪️ هوش مصنوعی ▪️ علـــوم شنـاختـی برای آنکه رسانه را فقط مصرف نکنیم؛ آن را بفهمیم.💡 ✔️ارتباط با رسانو: @resano_admin ✔️جهت هماهنگی جلسات: @hamahangi_resano
مشاهده در ایتا
دانلود
⚠️پزشکیان: از واردات بنزین بی‌نیاز شده‌ایم ✅️@shebrahimiii | رِسانو
سرلشکر رضایی: نیروهای مسلح ایران برای ماجراجویی جدید، طرحی ویرانگرتر از جنگ‌‌های ۱۲ و ۴۰ روزه آماده‌ کرده‌اند! ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
🧠🌱 #نبض_ذهن | قصه‌هایی که شبیه ما هستند 📖 قسمت دوم: همیشه یکی از من جلوتره! امیرحسین از آن دانش‌آم
🧠🌱 | قصه‌هایی که شبیه ما هستند 📖 قسمت سوم: فردا شروع می‌کنم… نرگس سه هفته فرصت داشت تا برای مسابقه‌ی داستان‌نویسی مدرسه آماده شود. از همان روز اول، ایده‌ی داستانش را در دفترش نوشت. حتی چند خط اول را هم نوشت و وقتی دوباره خواند، لبخند زد. با خودش فکر کرد اگر کمی بیشتر وقت بگذارد، می‌تواند داستان قشنگی بنویسد. اما روزها می‌گذشتند و دفترش تقریباً همان‌طور باقی مانده بود. هر بار که می‌خواست ادامه بدهد، یک فکر سراغش می‌آمد: «اگه داستانم خوب نشه چی؟» دفتر را می‌بست و به خودش می‌گفت: «امروز خسته‌ام. فردا با ذهن بازتری می‌نویسم.» ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
🧠🌱 #نبض_ذهن | قصه‌هایی که شبیه ما هستند 📖 قسمت سوم: فردا شروع می‌کنم… نرگس سه هفته فرصت داشت تا بر
فردا می‌آمد، اما نرگس به‌جای نوشتن، اتاقش را مرتب می‌کرد، سراغ گوشی‌اش می‌رفت یا تصمیم می‌گرفت اول چند داستان دیگر بخواند تا ایده‌های بهتری پیدا کند. هر کاری می‌کرد، جز همان کاری که برایش مهم بود. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
فردا می‌آمد، اما نرگس به‌جای نوشتن، اتاقش را مرتب می‌کرد، سراغ گوشی‌اش می‌رفت یا تصمیم می‌گرفت اول چ
چند روز مانده به پایان مهلت مسابقه، دوستش مریم از او پرسید: «نرگس، داستانت چی شد؟» نرگس نگاهش را از دفتر برداشت و گفت: «هنوز کامل نشده.» مریم پرسید: «وقت کم آوردی؟» نرگس کمی مکث کرد و جواب داد: «راستش… می‌ترسم بنویسم و آخرش اون چیزی نشه که توی ذهنمه.» مریم گفت: «منم گاهی همین‌طوری می‌شم. اون‌قدر به این فکر می‌کنم که باید کارم عالی باشه که آخرش اصلاً شروعش نمی‌کنم.» بعد دفتر خودش را نشان داد؛ پر از طرح‌های خط‌خورده، جمله‌های ناقص و ایده‌هایی که بعضی‌هایشان هیچ‌وقت به نتیجه نرسیده بودند. مریم گفت: «اگه منتظر بمونیم از همون اول همه‌چیز عالی باشه، شاید هیچ‌وقت چیزی رو تموم نکنیم.» ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
چند روز مانده به پایان مهلت مسابقه، دوستش مریم از او پرسید: «نرگس، داستانت چی شد؟» نرگس نگاهش را از
آن شب، نرگس دوباره دفترش را باز کرد. هنوز از خراب شدن داستانش می‌ترسید. هنوز نمی‌دانست داورها چه نظری خواهند داشت. اما این بار تصمیم گرفت به‌جای نوشتن یک داستان بی‌نقص، فقط یک صفحه بنویسد. یک صفحه نوشت. بعضی جمله‌ها را پاک کرد، بعضی‌ها را تغییر داد و آخر سر از نتیجه کاملاً راضی نبود. بااین‌حال، دفتر را نبست. روز بعد، یک صفحه‌ی دیگر نوشت. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
آن شب، نرگس دوباره دفترش را باز کرد. هنوز از خراب شدن داستانش می‌ترسید. هنوز نمی‌دانست داورها چه نظ
کم‌کم داستانش شکل گرفت؛ نه دقیقاً همان چیزی که از ابتدا تصور کرده بود، اما داستانی که حالا واقعاً وجود داشت. نرگس نوشته‌اش را برای مسابقه فرستاد. وقتی نتیجه اعلام شد، نفر اول نشد. حتی جزو سه نفر برتر هم نبود. برای چند لحظه ناراحت شد. با خودش فکر کرد شاید تمام تلاشش بی‌فایده بوده است. اما وقتی به خانه برگشت و دفترش را باز کرد، متوجه چیزی شد: چند هفته قبل، حتی جرئت نمی‌کرد داستانش را تمام کند. حالا نوشته‌ای داشت که از ابتدا تا انتها با تلاش خودش شکل گرفته بود. شاید نتیجه آن چیزی نبود که می‌خواست؛ اما تجربه‌ای به دست آورده بود که بدون شروع کردن، هیچ‌وقت به دست نمی‌آورد. نرگس زیر آخرین صفحه نوشت: «من هنوز از شکست می‌ترسم؛ اما نمی‌خوام ترسم به‌جای من تصمیم بگیره.» ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
کم‌کم داستانش شکل گرفت؛ نه دقیقاً همان چیزی که از ابتدا تصور کرده بود، اما داستانی که حالا واقعاً وج
🌱 نکته‌ی روان‌شناختی داستان: گاهی اهمال‌کاری فقط به معنی تنبلی یا نداشتن برنامه نیست. ممکن است وقتی کاری برایمان مهم است، از شکست خوردن، اشتباه کردن یا روبه‌رو شدن با نتیجه‌ای کمتر از انتظارمان بترسیم. در چنین شرایطی، عقب انداختن کار می‌تواند موقتاً اضطرابمان را کمتر کند؛ اما در بلندمدت، زمان را محدودتر می‌کند و نگرانی را افزایش می‌دهد. یکی از راه‌های کمک‌کننده این است که به‌جای تمرکز بر نتیجه‌ی نهایی، کار را به قدم‌های کوچک و قابل انجام تقسیم کنیم. مثلاً به‌جای «باید یک داستان عالی بنویسم»، بگوییم «امروز فقط ده دقیقه می‌نویسم.» قرار نیست با شروع کردن، ترس فوراً از بین برود؛ هدف این است که یاد بگیریم حتی با وجود مقداری ترس و تردید، می‌توانیم حرکت کنیم. ✅️@shebrahimiii | رِسانو
رِسانو |‌ شاهرخ‌ ابراهیمی
🌱 نکته‌ی روان‌شناختی داستان: گاهی اهمال‌کاری فقط به معنی تنبلی یا نداشتن برنامه نیست. ممکن است وقتی
🤍 یادت باشه: لازم نیست از شکست نترسی تا شروع کنی. لازم نیست از همان اول عالی باشی تا ادامه بدی. گاهی چیزی که بیشتر از شکست عقب نگه‌مون می‌داره، ترس از تجربه کردن اونه. و گاهی اولین پیروزی، برنده شدن نیست؛ بلکه انجام دادن کاریه که مدت‌ها از شروعش می‌ترسیدیم. 🌿 ✅️@shebrahimiii | رِسانو
🔴تعطیلی مرز ریمدان با انتشار سند منتسب به وزارت امور خارجه ❌ نتیجه بررسی: نادرست (سند جعلی) ▫️ در ساعات گذشته تصویری تحت عنوان «اطلاعیه رسمی» در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود که مدعی است مرز رسمی ریمدان از سوی کشور پاکستان به صورت موقت مسدود شده است. ▫️ بررسی فنی تصویر نشان می‌دهد این سند کاملاً ساختگی است؛ از جمله اینکه آرم رسمی دولت پاکستان و وزارت خارجه ایران به‌طور هم‌زمان و غیرمعمول در سربرگ آن گنجانده شده است. ▫️ علاوه بر تکذیب رسمی خبر در رسانه‌ها، استانداری سیستان و بلوچستان نیز با صدور نامه‌ای رسمی اعلام کرد که گذرگاه مرزی ریمدان فعال بوده و مبادلات تجاری طبق ضوابط در آن جریان دارد. ▫️ بنابراین، ادعای انسداد مرز ریمدان صحت ندارد و سند مذکور «جعلی» است / فکت پرس ✅ @shebrahimiii | رِسانو
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جمعه نیست و شنبه اس تهران نیست و پاریسه 😅 ✅ @shebrahimiii | رِسانو