eitaa logo
حسین شیبه🔊
141 دنبال‌کننده
75 عکس
23 ویدیو
7 فایل
اینا چیزاییه که به ذهنم میرسه. همه چی در همه. اگر نکته ای داشتید، اینجا بهم بگید: @mohosheba
مشاهده در ایتا
دانلود
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- اون میگه: «آقا، من با مدل انقلاب اسلامی فهمیدم: پر کردن خودش معنویته!» @shei_bah
تنها منابع انگلیسی زبانی که خبر «تایید دستیابی ایران به سلاح پلاسمایی توسط سخنگوی پنتاگون» رو کار کردن تا الان، همین دوتا اکانت توییتری هستن! اونها هم چند ساعت بعد از منابع فارسی زبان مطلب رو گذاشتن🤦 پ.ن. من نمی‌دونم چی میخواید از جون ما، ولی... جمع کنید این بازی مسخره رو! پ.ن.۲ لطفا اینو به همه برسونید بلکه ... جمع کنن این بازی مسخره رو! @shei_bah
پرسید: با سرمایه‌گذاری تو مخالفی؟ گفتم: آره. گفت: حتی الان که دلار اینقدر ارزون شده، و در آینده نزدیک هم گرون میشه؟ گفتم: حتی همین الان! گفت: چرا؟ گفتم: بشین تا بهت بگم... .. الان فرض کن رفتی با پولت دلار خریدی، حالا ناخودآگاه ته دلت دوست داری «دولت آمریکا» یا حداقل «سلطه دلار» تا اون روزی که میخوای دلارات رو بفروشی، نابود نشه. درسته؟ سرش رو با حالت موجداری به چپ و راست تکون داد. لباش به سمت بالا جمع شده بود، نگاهش به جلو خیره مونده بود. در حالیکه داشت سعی میکرد با انبر وجدانش، حقیقت رو از ته آلودگی های دلش بیرون بکشه، بدون پلک زدن و بدون چرخوندن چشماش گفت: آره، به نظرم همینه. گفتم: این یه دلیل. گفت: بازم هست؟ گفتم: آره. الان تو اگر دلار رو خریدی، امیدواری که گرونتر بشه که با یه سودی بفروشیش، مگه نه؟ گفت: آره خب. گفتم: گرونتر شدن دلار از دو حالت خارج نیست... یا باید دلار آمریکا قویتر شه که قیمتش بره بالا، یا باید ریال ایران بی ارزش تر شه. حالا اینکه تو دلار خریدی برای سود کردن، ناخواسته و ناخودآگاه، خوشحالی و سود خودتو گره زدی به قوی شدن دشمن، یا ضعیف شدن خودمون! بعدم بهش گفتم: هر وقت خواستی از این خریدها و سرمایه گذاری ها کنی، این روایت داستان امام کاظم و صفوان رو بخون و توی ذهنت بهش فکر کن. یا علی @shei_bah
زمزمه محبت!! بسم الله. باورتان می شود منفورترین درس در دوران راهنمایی و دبیرستان، برای من انگلیسی بود؟! حالا دست روزگار، من را کشاند به جایی که الان نزدیک هجده سال است با انگلیسی سر و کار دارم؛ از درس دادن و نوشتن تا فعالیت تبلیغی و امروز هم که اینجا هستم. این ها که گفتم بهانه ای بود که امروز که روز معلم است از استاد عزیزم، مرحوم حجت الاسلام اکبر فرجام فرد یادی کنم. اگر زمزمه محبت او نبود من همان طفل گریزپا بودم که با انگلیسی میانه ای نداشتم. سال ها زندگی در اروپا و آمریکا و تمرکز بر ارتباط با مراکز بین المللی، ذره ای از روحیه طلبگی، زهد، عشق و ارادت به قرآن و معارف اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین، اشتیاق خدمت به طلاب، شاگردپروری و تواضعش کم نکرد. لب تر می کرد دعوت مهم ترین مراکز با بهترین درآمد برایش فراهم بود ولی می گفت دوست دارم به طلبه ها درس بدهم و به آن ها خدمت کنم.👇
👆من و همه دوستانم که با او بودیم با او زندگی کردیم. زبان، آخرین بهانه بود برای حضور در کلاسش!! شاگردی بزرگانی چون مرحوم آیت الله بهجت و مرحوم آیت الله پهلوانی آن قدر او را ساخته بود که شاید جلسه ای نبود، که نکته ای از معارف توحیدی برایمان نگوید. با وجود سن بالا، آنقدر کلاس را برایمان با نشاط نگه می داشت که احساس خستگی معنا نداشت. حالا همین مرد با نشاط، تا اسم اهل بیت می آمد صدای هق هق گریه اش بلند می شد!! هنوز باورم نمی شود استاد در بین ما نیست آن قدر که هنوز هر سال روز پدر و روز معلم برایش پیامک می دهم و روزش را تبریک می گویم. استاد! امروز روز معلم است و من فرسنگ ها دورم! کاش می توانستم مثل همیشه سر مزارتان حاضر شوم و سیر، گریه کنم! امروز که اینجا هستم بیشتر از همیشه به مشورت ها و راهنمایی هایتان نیاز دارم. و از همه مهم تر، دعایتان! دعا کنید اینجا، همانطوری باشم که همیشه سفارش می کردید! This is what you trained us for...MASTER!! پ ن: 😭😭😭😭😭 https://eitaa.com/my_journey_diary
حسین شیبه🔊
زمزمه محبت!! بسم الله. باورتان می شود منفورترین درس در دوران راهنمایی و دبیرستان، برای من انگلیسی بو
شادی روح همه درگذشتگان از مومنین و مومنات، خصوصا استاد عزیزتر از جانم، مرحوم 😭 صلوات و فاتحه ای مرحمت بفرمایید🙏 @shei_bah
یک مطلب خیلی مهم رو توی یکی از کانالهای مهم دیدم، اگر شما اونجا نیستید، اینجا بخونیدش: 🔴 در زندگی گاهی ندیدن و نشنیدن لازم است! دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگ‌تر می‌دهند اما دوتکه سنگ هیچ‌گاه با هم یکی نمی‌شوند. 👈 پس هر چه سخت‌تر و قالبی‌تر باشیم، فهم دیگران برای‌مان مشکل‌تر و در نتیجه امکان بزرگ‌تر شدن‌مان نیز کاهش می‌یابد. آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سخت‌تر، و در رسیدن به هدف خود لجوج‌تر و مصمم‌تر است. سنگ، پشت اولین مانع جدی می‌ایستد. اما آب راه خود را به سمت دریا می‌یابد. 👈 در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد. ■ گاهی لازم است کوتاه بیایی! ■ گاهی نمی‌توان بخشود و گذشت، اما می‌توان چشمان را بست و عبور کرد ■ گاهی مجبور می‌شوی نادیده بگیری! ■ گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی! ولی با آگاهی و شناخت... اینگونه دل و روح بزرگ می‌شود. شرح صدر پیدا می‌کنی و آماده دریافت‌های بزرگ‌تر و بیشتر می‌شوی و البته سبکبال‌تر. قرآن چه زیبا می‌گوید: وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَلاَ تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ [نور:۲۲] و بايد عفو كنند و درگذرند، آيا دوست نداريد كه خدا شما را ببخشايد؟ و خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است آری: کسی که در همه جلوه‌های زندگی‌اش از دیگران حساب می‌کشد و از هیچ چیزی گذشت نمی‌کند چگونه از خدا می‌خواهد از ریز و درشت خطاهای او بگذرد؟ ✍وارده ✅ کانال بدون سانسور | عضو شوید 👇 http://eitaa.com/joinchat/404946944Ceab6f2b794
هنوز هم، هر کس که خاطره آن شب را آن شب چشم انتظاری شب چشم دوختن به سفیدی مه را برایم میگوید، ناگهان دلم می لرزد، و کودکِ درون من با گوشه آستین اشکهایش را پاک میکند، هق هقش را قورت میدهد، و منتظر می ماند، شاید این بار بعد از اینهمه بار بالاخره یکی بگوید: «خیالتان راحت، عزیز دلتان نور چشمتان امید سالها انتظار محرومانه‌تان دارد از درون مه بر میگردد» و هربار قصه اش که به صبح می‌رسد، داغ غصه اش، یکی دیگر از لاله های باغ دلم را، شقایق میکند! و هربار، آخر قصه که می‌رسد کودک درون من دوباره بغض میکند. و میگویم: «خداحافظ ای داغ بر دل نشسته!» @shei_bah
می روی سجیلِ من، من هم دلم همراه توست قلب من در لا به لای موی تو افتاده است دست حق همراه تو، پا پس نکش از این مسیر شادی اطفال غزه، آخر این جاده است! @shei_bah
🖋️داستان جنگی که نحس شد! تقریبا دو هفته پیش که جنگ شروع شد، شاید خیلی ها تعجب کردند! چرا؟ چطور؟ به طور خاص، خیلی ها توی ذهن‌شان حرفهای یک سال قبل ظریف می‌پیچید! «مردم، اگر میخواهید جنگ نشود به پزشکیان رای بدهید!» خیلی‌ها یاد آن روزی افتادند که ظریف در داووس گفته بود: "If today, instead of President Pezeshkian, you had [a] President Jalili, you might have had a major war in the region" یا همین چند وقت پیش که گفته بود: «باور کنید فرق می‌کند [پزشکیان باشد یا جلیلی]. ما می‌توانستیم وسط یک جنگ باشیم... اینکه برای آقای پزشکیان کت در آوردم پشیمان نیستم... دو تا آینده می‌توانست برای ایران شکل بگیرد؛ الان دست کم آن آینده بد شکل نگرفته است.» حرفهای ظریف شاید دروغ بود، و خیانت. اما شاید هم ظریف خائن نیست. شاید دروغ نمی گوید. البته الان دیگر همه می توانند مطمئن شوند که آن حرفها اگر از روی خیانت نبوده، قطعا، قطعا، قطعا، از روی حماقت بوده. خلاصه جنگ شد. هر چه بود، بهرحال وسط جنگ بودیم. کاری هم نداریم که اصلا شروع این جنگ نتیجه ایده تنش زدایی یک‌طرفه آقای ظریف بود که به عنوان «کارشناس» کرده بود توی گوش پزشکیانِ از همه جا بیخبر. بگذریم. جنگ شد. آرزوی قدیم همه ایرانیها و بلکه آزاده های دنیا. فرصتِ سوزاندن پدر کودک‌کشان عوضی اسرائیلی فراهم شده. حالا، یک هفته از جنگ گذشته. پدافندهای گرانقیمت اسرائیلی خالی کرده اند. حالا دیگر اسرائیل لخت و عور ایستاده، و سپاه با موشکهایش دارد تن زشت و کریه او را سیاه و کبود میکند! دل مردم دنیا خنک شده! در توییتر و اینستا و تیک تاک و ... هیچکس ذره ای با موش‌های کثیف صهیونیست همدردی نمیکند. همه منتظرند که سپاه اسرائیل را تا لبه نابودی ببرد، حتی اگر چند ماه طول بکشد، بعد هم از همان لبه، با یک لگد پرتش کند پایین! اما... غیر از همه مردم، بعضی ها هم هستند که می‌بینند دست و دل بعضی سیاسیون درست به کار نمی‌رود! عجب! چرا پالس ضعف دارد از جبهه برتر ایران صادر می شود؟ ماجرا چیست؟ آخ... انگار از فرانسه و انگلستان و آلمان، برای عراقچی ما علامتی نشان داده اند! یکی ماشه تفنگ را از دور نشان داده، و دیگر بدون صدا بشکنی زده! قضیه از چه قرار است؟ ماجرا چیزی است که آمریکایی ها به آن میگویند snapback. ترجمه اش میکنند «ماشه». نمیدانم چرا. اما معنی دقیقش می شود: «بشکن‌برگردان» خلاصه اش این است که در برجام بندی وجود دارد که... (راستی برجام! یادتان هست برجام را؟ دوسال رفتند و گفتند و خندیدند، که تحریم‌ها را بردارند. آخرش قرار شد ما کلی بلا سر خودمان بیاوریم، بعد تحریم‌ها را از سرمان بردارند. کلی بلا سر خودمان آوردیم، گفتند خیلی هم عشق‌مان نمی‌کشد همه تحریم ها را برداریم!) خلاصه... توی برجام بندی بود که اگر یکی از طرفهای ۵+۱ نسبت به عملکرد ایران رضایت نداشته باشد، در شورای امنیت رای گیری باید بشود که آیا برجام ادامه پیدا کند یا نه. فهمیدید چه شد؟ نه، نفهمیدید! خودم می‌گویم. رای گیری برای این نیست که آیا برجام متوقف شود یا نه، برای این است که ادامه پیدا کند یا نه. (میپرسید فرقش چیست؟ بگذارید قضیه را بازتر کنم: در شورای امنیت چیزی هست به اسم حق وتو. یعنی اگر رای بگیرند، ولی یکی از پنج کشور اصلی رای منفی بدهد، حتی اگر همه موافق باشند، آن طرح تصویب نمیشود.) حالا اگر ماشه فعال شود، رای میگیرند که برجام ادامه پیدا کند یا نه. حتی اگر همه اعضا موافق ادامه باشند، یکی از فرانسه انگلیس و آمریکا هم که مخالف باشد، یعنی وتو کند، آن وقت برجام متوقف می شود. یعنی تمام تحریم‌های شورای امنیت برمیگردد! همه شان! یعنی دیگر حتی روسیه و چین که طرف ما هستند هم مجبورند تحریممان کنند! یعنی تحریم‌ها برمیگردد با یک بشکن! بشکن‌برگردان! تعجب کردید؟ باز هم میخواهید تعجب کنید؟ مذاکره کننده های ما وقتی برجام را امضا می‌کردند اصلا نمی دانستند چنین بندی آنجاست (البته امیدوارم، وگرنه جاسوس و خائنند) همینقدر احمق! خب حالا که چی؟! الان وسط جنگ چرا یاد آن موقع‌ها کردم؟ چون، تنها چیزی که دست و دل سیاسیون ما را وسط جنگ میلرزاند، ماشه است. وزیر ما باید آنقدر کجدارومریز حرکت کند، که یک وقت به تریج قبای فرانسه و انگلیس و آلمان برنخورد! ماجرا را جمع کنم. این جنگ، با گندهایی که ظریف زد، شروع شد. این جنگ، درست همان موقع که نباید تمام می شد، با گندهایی که ظریف قبلاً زده بود، تمام شد! حالا، ظریف یک شخص تنها نیست. یک جریان است. جریانی که مغزش در چارچوب آکادمیک غرب شکل گرفته، برای همین غربیها میدانند چطور بازی بدهندش. جریانی که مثل غربیها فکر میکند، برای همین غربیها دائما فکرش را میخوانند. اینبار که گذشت، اما مردم، خودتان را از دست غربزده‌ها خلاص کنید. گول سابقه و عنوانشان را نخورید! گول لهجه غلیظ امریکنشان را نخورید! مردم، علاج در وطن است! @shei_bah