eitaa logo
آن*(فرهنگ، هنر، ادبیات)
512 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
740 ویدیو
65 فایل
"آن": یُدرک و لا یوصف: به گفت در نیاید! 🌸لطیفه‌ای است نهانی، که عشق از او خیزد (صفحه‌ای برای اهالی فرهنگ، هنر و ادبیات) فاطمه شکردست دکترای زبان و ادبیات فارسی هیئت‌علمی دانشگاه پیام‌نور هنرجوی فوق‌ممتاز خوشنویسی ارتباط با من @fadak_shekardast
مشاهده در ایتا
دانلود
باران ای ابرِ دل‌گرفته‌ی بی آسمان، بیا بارانِ بی ملاحظه‌ی ناگهان، بیا... شهرت در این مقام، به گمنام بودن است از من نشان بپرس؛ ولی بی نشان بیا... ضد، نظری 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
مثل آتش بی‌قرارم، مثل طوفان بی‌وطن دیگران از من گریزانند و من از خویشتن! 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
تویی که نام تو در صدر سربلندان است هنوز بر سر نی چهرۀ تو خندان است اگر در آتش مهرت گداختیم چه غم جزای سوختگان در غمت دوچندان است به احتیاج، سراغ از غم تو می‌گیریم که غم، قنوت نماز نیازمندان است از آن زمان که گرفتی ز مردمان بیعت جدال عهدشکن‌ها و پای‌بندان است خوشا به تربت پاک تو سجده بردن ما تویی که نام تو در صدر سربلندان است 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
انسان همیشه مثل ملک سربه زیر نیست لغزیده‌ایم و کیست که لغزش پذیر نیست گیرم به مقصدی نرسید اشتیاق ما مقصد بهانه بود، سفر جز مسیر نیست کو بازگشته‌ای که بگوید به دیگران غیر از سراب منظره‌ای در کویر نیست چشم از طمع بپوش که دنیای اغنیا چندان که می‌رسد به نظر، چشم‌گیر نیست پیچیده نیست مساله جبر و اختیار تا مرگ هست هیچ کسی ناگزیر نیست فهمیدم آن زمان که به تشییعم آمدی هرگز برای هم قدمی با تو دیر نیست 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
با من که آسمان تو بودم روا نبود چون ابر هر دقیقه درآیی به یک لباس 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
گر چه با تقدیر ناچار از مدارا کردنم عشق اگر حق است، این حق تا ابد برگردنم تا بپندارم که سهمی دارم از پروانگی پیله‌ای پیچیده از غم‌های عالم برتنم بر سر این سرو، آخر برف هم منت گذاشت دست زیر شانه‌ام مگذار! باید بشکنم من که عمری دل برای دوستان سوزانده‌ام حال باید دل بسوزاند برایم دشمنم گر چه از آغوش تو سهمی ندارم جز خیال بوی گیسوی تو را می‌جویم از پیراهنم عاشقی با گریه سر بر شانه یاری گذاشت از تو می‌پرسم بگو ای عشق! آیا این منم؟ 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
تفاوت‌‌های ما، بیش از شباهت‌هاست. باور کن! تو تلخی شراب کهنه‌ای، من تلخی زهرم! 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
آیینه‌ایم، هرچه بگویی به ما تویی نامهربانِ سنگدلِ بی‌وفا تویی آن‌کس که نیست جز تو کسی در دلش، منم آن‌کس که برده است ز خاطر مرا تویی ای عشق! در صحیفە‌ی تقدیر من چرا هر قصه‌ای‌ست، راوی آن ماجرا تویی سنگم زدند خلق و تو انداختی گلی بیگانه‌ای میان هزار آشنا تویی خون گریه کن به حال من ای شیشە‌ی شراب! تنها حریف درد من این روزها تویی 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
با طبیبان رنج ما را بازگو کردن خطاست جای زخم عشق بر دل‌های ما معلوم نیست 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق من همچنان همانم و دنیا عوض شده‌ست... 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
. انسان همیشه مثل ملک سربه زیر نیست لغزیده‌ایم و کیست که لغزش پذیر نیست گیرم به مقصدی نرسید اشتیاق ما مقصد بهانه بود، سفر جز مسیر نیست کو بازگشته‌ای که بگوید به دیگران غیر از سراب منظره‌ای در کویر نیست چشم از طمع بپوش که دنیای اغنیا چندان که می‌رسد به نظر، چشم‌گیر نیست پیچیده نیست مساله‌ی جبر و اختیار تا مرگ هست، هیچ کسی ناگزیر نیست فهمیدم آن زمان که به تشییعم آمدی هرگز برای هم قدمی با تو دیر نیست 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast