📚فُروغی بَسطامی (زادهٔ ۱۲۱۳ در کربلا – درگذشتهٔ ۲۵ محرم ۱۲۷۴ در تهران) از غزلسرایان دوره قاجار است.
او شاعر معاصر سه تن از پادشاهان قاجار بود: فتحعلیشاه، محمد شاه و ناصرالدین شاه قاجار.
وی شاعری صوفیمنش بود که غزلهای عارفانهاش لطیف و دلنشین است.
اشعارش ساده و رسا و بیشترین و برجستهترین شعرهایش در قالب غزل است.
هرچند که گفته میشود فروغی بسطامی، حدود بیستهزار بیت شعر داشته، اما آنچه از او برجا ماندهاست و در زمان خود او هم به صورت پیوست دیوان قاآنی به چاپ رسیده، چیزی در حدود پنجهزار بیت است.
#معرفی_شاعر
#فروغی_بسطامی
"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
jalal-mohamadian-mardane-khoda(128).mp3
3.02M
فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۲۲۶
مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند
مرغان نظرباز سبکسیر فروغی
از دام گه خاک بر افلاک پریدند
#شعر
#فروغی_بسطامی
"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast