صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمیکرد
و خاصیت عشق این است
کسی نیست،
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم...
#سهراب_سپهری
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
سخنی از گلستان سعدی
تفرقهی دشمنان
چو بینی که در سپاه دشمن، تفرقه* افتاده است، تو جمع* باش و گر جمع شوند، از پریشانی اندیشه کن.*
برو با دوستان، آسوده بنشین
چو بینی در میان دشمنان، جنگ
وگر بینی که با هم یکزبانند
کمان را زِه* کن و بر باره* بر سنگ
📚📚📚
لغات:
تفرقه: پراکندگی، پریشانی.
جمع: آسودهخاطر.
اندیشه کن: بترس، نگران باش.
زه کمان: رودهی تابیده که بر کمان بندند.
باره: حصار و قلعه.
کمان را زه کردن و سنگ بر باره بُردن: کنایه از آمادهی جنگ شدن.
کلیات سعدی، گلستان، باب هشتم: در آداب صحبت
#سعدی
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
#معرفی_کتاب
📚عنوان: مزخرفات فارسی
✍نویسنده: رضا شکراللهی
ناشر: انتشارات ققنوس
در زبان فارسی، بسیاری از اصطلاحات و کلمات را به صورت نادرستی به کار میبریم و معمولاً هم بر درست بودنشان پافشاری میکنیم. مثلاً اگر در سالهای اخیر با مفهوم «هکسره» روبهرو شده باشید و شما هم از آن دسته افرادی باشید که تلاش میکنید هکسره را رعایت کنید، قطعاً تا کنون به مرحلهای رسیدهاید که نتوانید اشتباهات دیگران در این زمینه را تحمل کنید؛ به خصوص اشتباهات افرادی که میدانید دانش کافی برای خوب نوشتن را دارند، اما کسی نمیداند که چرا زیر بار پذیرش اشتباه خود و اصلاح آن نمیروند. یا دیگر غلط مصطلحی که این روزها بیشتر بر آن متمرکز میشوند، استفادهی درست از «ز، ذ، ض، ظ» های مختلف است، به خصوص زمانی که پای «گذار» و «گزار» در میان باشد. شاید هم از آن افرادی باشید که دلتان بخواهد این موارد را رعایت کنید و از اشتباهات رایج بپرهیزید، اما نتوانید به راحتی آنها را به خاطر بسپارید و قوانین را در ذهن خود ثبت کنید. کتاب مزخرفات فارسی، از بهترین منابعیست که درستنویسی این اشتباهات رایج را به ما یادآوری میکند و بیان طنزی که رضا شکراللهی برای گوشزدکردن این اشتباهات انتخاب کرده، در به خاطر سپردن قوانین و اصول مؤثر خواهد بود.
#درستنویسی
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
نمیترسی بمیرم پیش از آنکه بگذرم از تو؟
بترس از آن شکایتها که با خود میبرم از تو
چه دارم؟ از تو دارم نیمهٔ تاریک عمرم را
شبم از تو غمم از تو و بالشت ترم از تو
مرا سوزاندی و روشن رها کردی نترسیدی؟
بگیرد انتقامم را تب خاکسترم از تو؟
توی ظالم که عمری بر غرورم سروری کردی
بترس از روز مظلومان که آنجا من سرم از تو
که آنجا آه میگیرد چه آهی در گلو دارم
خودم یک صورِ رستاخیزسازِ محشرم از تو
همیشه دیر فهمیدی همیشه دیر برگشتی
زمانی یاد گلدان میکنی که پرپرم از تو
پشیمان گریه خواهی کرد روزی بر سر قبرم
دوباره دیر و من از هر زمان کفریترم از تو
#انسیهسادات_هاشمی
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
ما زیر هفت پرده مِی ناب میکشیم
خون میخوریم و دست و دهن آب میکشیم
برخلق روشن است همه راز ما چو روز
جامی چو آفتاب به مهتاب میکشیم
در مسجدیم و طاعت میخانه شغل ماست
جامی به طاق ابروی محراب میکشیم
هرکس که بود، شد به خسی شکرگوی بحر
ما انتظار گوهر نایاب میکشیم
بر یاد او، به نیت او، بر خیال اوست
گر زهر و گر شراب، و گر آب میکشیم
#طالب_آملی
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم، جانی و صد آه...
#حافظ
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
تفاوتهای ما، بیش از شباهتهاست. باور کن!
تو تلخی شراب کهنهای، من تلخی زهرم!
#فاضل_نظری
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
خداوند کسی را آمرزد که آنچه در کف دارد، رها کند و آنچه در دو فک دارد، نگهدارد.
#کشکول_شیخ_بهایی
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast
از هر گلوله
یک پرنده کشته میشود،
هزار پرنده پرواز میکنند..
#علیرضا_روشن
🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات)
@shekardast