eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
584 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
نفهمیدیم افسوس تو را ای مهربان، افسوس ببین ماییم حالا بعد تو با یک جهان افسوس ببین جاری‌ست هر شب در خروش اشکمان، اندوه ببین مانده‌ست بی تو بر لبان سردمان، افسوس کنارت چارفصل ما پر از عطر بهاران بود تو رفتی و بهاران هم شده رنگ خزان، افسوس شهادت را چشیدی جرعه جرعه بعد یارانت به لب‌های تو بوده بعد هر داغ گران، افسوس به‌پا می‌کرد آتش در دل ما دیدن اشکت نماز حاج قاسم بود و اشک بی‌امان، افسوس دل ما با دل تو سوخت از داغ رئیسی، آه پس از سیدحسن داریم بر لب همچنان، افسوس نه تنها دست تو مجروح بود از جور بدخواهان جراحت‌ها به قلبت بود از زخم زبان، افسوس نفهمیدیم افسوس تو را ای مهربان، آن روز ولی امروز می‌فهمیم ما از عمق جان، افسوس ☫ادبیات مقاومت... | رضوان‌الله‌علیه 🌐@sher_moaser
تاب تصمیم جنون‌های تو را دریا نداشت سبزه زار خاطرت را جنگل اَفرا نداشت کوه‌های خطه تبریز پیشت سر نهاد قله‌ها تاب شکوه آن قد و بالا نداشت لاله و نرگس فراوان داشت دشت "وَرزَقان" نرگسی این گونه با چشمان خون پالا نداشت چشم در راهت تمام دشت آن شب گریه کرد کاش ساعت آن زمان می‌مرد تا فردا نداشت ای امیر سروقد عشق، عبداللهیان وسعت عزم بلندت را دل صحرا نداشت در شب معراج روحت، ابر و مه همگام بود در قبولت آسمان تردید یا اما نداشت کاروان عشق با جمع شما تکمیل شد این چنین کابینه‌ ى دولت، همه دنیا نداشت با شجاعت ها ی تو آن گنبد آهن شکست صادق‌ُالوعدِ چنان در مسجدالاقصی نداشت ☫ادبیات مقاومت... | 🌐@sher_moaser
فريادم و سرخ حنجرم دزفول است ايمانم، عزم و باورم دزفول است هرگز نكند سقوط اين خط دفاع تا رايت صبح سنگرم دزفول است دل ساخته خاكريز احساسم را بارانم و چشمان ترم دزفول است ناموس و وطن مادرم ايران بانو آن زخم هميشه، خواهرم دزفول است ققنوسم و گُر كشيدم از شعله آه امروز اگر بال و پرم دزفول است آن سرو تپيده در دل خونم كه آتش تن و پاره پيكرم دزفول است از سر گذراندم و گذشتم از سر تا نخل هميشه بي سرم دزفول است از زخم نه پاره تن خوزستان امروز تمام كشورم دزفول است ايرانم و از حماسه بر روي زبان يك بند كلام آخرم دزفول است ☫ادبیات مقاومت... ا ا 🌐@sher_moaser
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رفتی و به دل شبیه یک آه شدی رفتی و به ما چراغ این راه شدی مصداق «رِجالٌ صَدَقوا» گردیدی رفتی و «مهاجراً اِلَی الله» شدی ☫ادبیات مقاومت... (عاصی خراسانی) | 🌐@sher_moaser
با زمزمۀ خدا خدا می‌بردند تابوت تو را فرشته‌ها می‌بردند از تک تک قطره‌ها بپرسید آن روز دریای علوم را کجا می‌بردند؟ ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
نگاه کودکی‌ات دیده بود قافله را تمام دلهره‌ها را، تمام فاصله را هزار بار بمیرم برات، می‌خواهم دوباره زنده کنم خاطرات قافله را تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟ چقدر خاطرۀ تلخ مانده در ذهنت ز نیزه‌دار که سر برده بود حوصله را چه کودکی بزرگی‌ست این که دستانت گرفته بود به بازی گلوی سلسله را میان سلسله مردانه در مسیر خطر گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را چقدر گریه نکردید با سه‌ساله، چقدر به روی خویش نیاورده‌اید آبله را دلیل قافله می‌برد پا به پای خودش نگاه تشنۀ آن کاروان یک دِله را هنوز یک به یک، آری به یاد می‌آری تمام زخم زبان‌های شهر هلهله را مرا ببخش که مجبور می‌شوم در شعر بیاورم کلماتی شبیه حرمله را بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟ ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
زندگی جاری‌ست در لحن دعایت تا هنوز می‌رسد از منبر دانش صدایت تا هنوز یادگار توست تأثیر زیارت‌نامه‌ها مانده بر سجاده‌هامان جای پایت تا هنوز صفحه صفحه می‌شود حس کرد، پیدا کرد، دید عطر شیرین تو را در هر روایت تا هنوز رفتی و بردی نگاه دلنشینت را ولی در نگاه آسمان خالی‌ست جایت تا هنوز زائرت حسرت به دل در آرزویت مانده‌ است بوده تنها ماه نو شمع عزایت تا هنوز.. کربلا یعنی تو، ای داغ مجسم! هر سحر می‌رسد شب‌ناله‌های کربلایت تا هنوز مثل بغض زائران بی‌قرارت مانده است در گلوی روضه‌خوان‌ها روضه‌هایت تا هنوز.. ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
آئينه علم مصطفي يعني تو فرزند علي مرتضـي يعني تو ديروز شهيد زنده عاشــــورا امروز تمام كربـــــلا يعني تو ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تمام کربلا را یاد دارد نشان از غربت سجّاد دارد میان قلب هر یک از محبّان ضریح و پنجره فولاد دارد (ع)_تسلیت 🌐@sher_moaser
بیابان بود و صحرا بود آنجایی که من بودم هزاران خیمه برپا بود آنجایی که من بودم شمیم یاس یاسین دشت را پر کرده بود اما گلاب اشک زهرا بود آنجایی که من بودم قیام عاشقان راست‌قامت بود عاشورا قیامت آشکارا بود آنجایی که من بودم تمام سورۀ ایثار و آیات جوانمردی به هفتاد و دو معنا بود آنجایی‌ که من بودم پیام روشن «اَلموت اَحلی مِن عسل» یعنی شهادت هم گوارا بود آنجایی که من بودم چرا آتش بگیرند از عطش گل‌های داودی؟ اگر بین دو دریا بود آنجایی که من بودم کسی از اسب می‌افتاد پشت نخل‌ها، آری عَلم در دست سقا بود آنجایی که من بودم صدای بت شکستن در فضا پیچیده بود اما خلیل‌الله تنها بود آنجایی که من بودم شعاع آفتاب از مشرق گودال سر می‌زد که ثارالله پیدا بود آنجایی که من بودم عدالت زیر سُم اسب‌ها پامال شد، آری ستم در حد اعلا بود آنجایی که من بودم شدم محو نگاه عمه‌ام زینب که در چشمش تمام دشت زیبا بود آنجایی که من بودم چرا آن روز تل زینبیه اوج عزت شد؟ که چشم‌انداز فردا بود آنجایی که من بودم چه گل‌هایی که زیر بوته‌های خار پرپر شد مگر پاییز گل‌ها بود آنجایی که من بودم؟ هلال ماه نو وقتی نمایان می‌شد از محمل فقط یک نیزه بالا بود آنجایی که من بودم پدر از شام می نالید و ناموس خدا زینب جگر خون از تماشابود آنجایی که من بودم تماشایی نبودند اهل‌بیت مصطفی، اما دم دروازه غوغا بود آنجایی که من بودم ☫ادبیات مقاومت... (شفق) گوشه هایی از نهضت عاشورای حسینی به روایت حضرت امام محمد باقر سلام الله علیه 🌐@sher_moaser