eitaa logo
🌿شعر نوشت
81 دنبال‌کننده
72 عکس
13 ویدیو
0 فایل
┈••✾•ا بِسـْـمِ اَللـهِ الرَحْمـٰنِ الرَحِیـْمِ ا•✾••┈ به‌وصف‌روی‌تو‌جامی‌ز‌بس‌که‌شعرنوشت﴾🌸--- ---🌸﴿چکـد گـلاب گـر اوراق او بیفشـارم 💠شعر ‌نوشت 🖋از دل نوشت؛ 🖌از عقل عاشق 💠در خدمتم؛ ┈••✾• @seyyed_MZK✾••┈
مشاهده در ایتا
دانلود
🌿شعر نوشت
من‌چو ‌که‌ بی‌نشان‌شدم چون قمر‌ جهان‌شدم دیـده بـود مـگر‌کـسـی‌در رخ‌تو نـشـان مـن #مولوی ┈••✾•@she
تا چه خیال بسته‌ای ای بت بدگمان من تا چو خیال گشته‌ام ای قمر چو جان من از پس مرگ من اگر دیده شود خیال تو زود روان روان شود در پی تو روان من بنده‌ام آن جمال را تا چه کنم کمال را بس بودم کمال تو آن تو است آن من جانب خویش نگذرم در رخ خویش ننگرم زانک به عیب ننگرد دیده غیب دان من چشم مرا نگارگر ساخت به سوی آن قمر تا جز ماه ننگرد زهره آسمان من چون نگرم به غیر تو ای به دو دیده سیر تو خاصه که در دو دیده شد نور تو پاسبان من من چو که بی‌نشان شدم چون قمر جهان شدم دیده بود مگر کسی در رخ تو نشان من شاد شده زمان‌ها از عجب زمانه‌ای صاف شده مکان‌ها زان مه بی‌مکان من از تبریز شمس دین تا که فشاند آستین خشک نشد ز اشک و خون یک نفس آستان من ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
ای بی‌تو حرام زندگانی کردن خود بی‌تو کدام زندگانی کردن هر عمر که بی‌رخ تو بگذشت ای جان مرگست و به نام زندگانی کردن ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
ای زخم تو خوشتر از دوای دگران امساک تو بهتر از عطای دگران ای جور تو بهتر از وفای دگران دشنام تو بهتر از ثنای دگران ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
چو گلزار تو را دیدم چو خار و گل بروییدم چو خارم سوخت در عشقت گلم بر تو نثار آمد ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
کنوز گنج الهی دل خراب بود که در خرابه بود دفن گنج بسیاری ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی سینهٔ مشروح تویی، بر در اسرار مرا نور تویی، سور تویی، دولت منصور تویی مرغ کُه طور تویی، خسته به منقار مرا قطره تویی، بحر تویی، لطف تویی، قهر تویی قند تویی، زهر تویی، بیش میآزار مرا حجرهٔ خورشید تویی، خانهٔ ناهید تویی روضهٔ امید تویی، راه دِه ای یار مرا روز تویی، روزه تویی، حاصل دریوزه تویی آب تویی، کوزه تویی، آب دِه این بار مرا دانه تویی، دام تویی، باده تویی، جام تویی پخته تویی، خام تویی، خام بمگذار مرا این تَن اگر کم تَنَدی، راهِ دلم کم زَنَدی راه شدی تا نَبُدی، این همه گفتار مرا ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم وی مطربان ای مطربان دف شما پرزر کنم ای تشنگان ای تشنگان امروز سقایی کنم وین خاکدان خشک را جنت کنم کوثر کنم ای بی‌کسان ای بی‌کسان جاء الفرج جاء الفرج هر خسته غمدیده را سلطان کنم سنجر کنم ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم زیرا که مطلق حاکمم مؤمن کنم کافر کنم من غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنم من گرگ را یوسف کنم من زهر را شکر کنم ای گلستان ای گلستان از گلستانم گل ستان آن دم که ریحان‌هات را من جفت نیلوفر کنم ای آسمان ای آسمان حیرانتر از نرگس شوی چون خاک را عنبر کنم چون خار را عبهر کنم ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر هر که جز عاشقان ماهی بی‌آب دان مرده و پژمرده است گر چه بود او وزیر هر که شود صید عشق کی شود او صید مرگ چون سپرش مه بود کی رسدش زخم تیر ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
عید و عرفه خندیدن تو مشک و گل ما بوی خوش تو ای طالع ما قرص مه تو سایه گه ما موی خوش تو ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آیی هماره جان به تن آید تو سوی تن نمی‌آیی بدم دامن کشان تا تو ز من دامن کشیدستی ز اشک خون همی‌ریزم در این دامن نمی‌آیی زهی بی‌آبی جانم چو نیسانت نمی‌بارد زهی خرمن که سوی این سیه خرمن نمی‌آیی چو دورم زان نظر کردن نظاره عالمی گشتم نظاره من بیا گر تو نظر کردن نمی‌آیی الا ای دل پری خوانی نگویی آن پری را تو چرا خوابم ببردی گر به سحر و فن نمی‌آیی الا ای طوق وصل او که در گردن همی‌زیبی چو قمری ناله می‌دارم که در گردن نمی‌آیی دل تو همچو سنگ و من چو آهن ثابت اندر عشق ایا آهن ربا آخر سوی آهن نمی‌آیی ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈
شیخ را که پیشوا و رهبرست گر مریدی امتحان کرد او خرست! امتحانش گر کنی در راه دین هم تو گردی ممتحن ای بی‌یقین جرات و جهلت شود عریان و فاش او برهنه کی شود زان افتتاش؟! ┈••✾•@sher_newesht•✾••┈