🔺 استدلالی دیگر
🔹 از آنجا که استناد به سیادت، ملاک برای تعیین مصداق یمانی نیست، پیروان احمد اسماعیل برای تعیین مصداق یمانی، سه ویژگی برای یمانی ذکر کردهاند که عبارتند از: همراه داشتن وصیت و پرچم و سلاح پیامبر(ص)، و برای اثبات این امر، چنین استدلال کردهاند: امام باقر(ع) فرمود: «اگر هر چیزی برای شما ایجاد اشکال یا شبهه کند، وصیت و پرچم و سلاح پیامبر خدا(ص) جای هیچ گونه شبهه و اشکال برایتان باقی نمیگذارد، بر حذر باشید از کسانی که خود را به دروغ به آل محمد(ص) نسبت میدهند که همانا برای آل محمد(ص) و علی(ع) یک پرچم است و برای دیگران، پرچمها. پس در جای خودت ثابت باش و ابداً از هیچ کس تبعیت نکن تا مردی را از فرزندان حسین(ع) ببینی که وصیت و پرچم و سلاح رسول خدا با او باشد»( تفسیر العیاشی، ج1، ص 65.).
بر طبق این روایت، قبل از ظهور امام مهدی(ع)، پرچم یمانی که پرچم حق و هدایت است بلند میشود... پس فردی که منظور امام باقر(ع) است، امام مهدی(ع) نیست، چرا که قبل از ایشان یمانی قیام میکند و شیعیان به اطاعت از یمانی فراخوانده شدهاند. پس طبق فرموده امام باقر(ع) یمانی باید سه نشانه مهم داشته باشد: وصیت و پرچم و سلاح رسول خدا(ص) با او است (ادله جامع دعوت یمانی آل محمد، ص 19-20).
🔺 نقد
🔹 روایت مذکور در باره امام مهدی سلام الله علیه است نه یمانی، زیرا امام باقر(ع) در این روایت نشانههایی برای قیام مهدی سلام الله علیه ذکر میکند که تشخیص مهدی راستین از مدعی دروغین را آسان میکند. از جمله، به حاضر شدن 313 یار خاص آن حضرت و بیعت آنها با ایشان اشاره میکند و در ادامه چنین میفرماید: «سپس به همراه 313 نفر که با او بین رکن و مقام بیعت میکنند از مکه خارج میشود، در حالی که عهد و پرچم و سلاح رسول خدا(ص) با او است و وزیر آن حضرت نیز او را همراهی میکند. سپس منادی از آسمان نام او را که نام پیامبر(ص) است، ندا میکند به گونهای که همه اهل زمین آن را بشنوند و اگر مشکلی (در تشخیص مهدی راستین از مدعیان دروغین برای شما) به وجود آمد، همراه بودن عهد و پرچم و شمشیر پیامبر(ص) با او، مشکل را برطرف خواهد نمود، و اگر باز مشکلی (در تشخیص) به وجود آمد، صدائی از آسمان که نام مهدی سلام الله علیه و امر او را اعلان میکند، جای هیچ شکی باقی نمیگذارد». آمدن 313 نفر یاوران خاص امام مهدی(عج) نزد آن حضرت و بیعت با او میان رکن و مقام و ندای آسمانی، همگی از ویژگیهای امام مهدی(عج) است، نه از نشانههای سید یمانی.،
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
🏷 فرازی از وصیتنامه سردارِ شهید حاج قاسم سلیمانی:
خدایا! به عفو تو امید دارم؛ ای خدای عزیز و ای خالق حکیم بیهمتا! دستم خالی است و کولهپشتی سفرم خالی، من بدون برگ و توشهای به امید ضیافتِ عفو و کرم تو میآیم. من توشهای برنگرفتهام؛ چون فقیر [را]در نزد کریم چه حاجتی است به توشه و برگ؟!
سارُق، چارُقم پر است از امید به تو و فضل و کرَم تو؛ همراه خود دو چشم بسته آوردهام که ثروت آن در کنار همه ناپاکیها، یک ذخیره ارزشمند دارد و آن گوهر اشک بر حسین فاطمه است؛ گوهر اشک بر اهل بیت است؛ گوهر اشک دفاع از مظلوم، یتیم، دفاع از محصورِ مظلوم در چنگ ظالم.
،
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
❌فرار احمد بن حنبل از توضیح حدیث«الفئة الباغیة»
✳️در منابع اهل تسنن روایات معتبر و متعددی از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قاتلین عمار را «الفئة الباغیة» یعنی گروهی یاغی و طغیانگر معرفی نموده اند.
🔺جالب اینجاست هنگامیکه از احمد بن حنبل از بزرگان اهل تسنن درباره روایت «الفئة الباغیة» پرسیده شد، او از پاسخ دادن به این سوال کراهت داشته و از شرح و توضیح آن خودداری نمود.
🔹اسحاق بن منصور گفت: «به احمد بن حنبل در رابطه با حدیث پیامبر که به عمار فرمود: تو را گروه یاغی و طغیانگر می کشند پرسیدم. احمد بن حنبل گفت: درباره این روایت صحبت نمی کنم و ترک نمودن آن بهتر است».
📚(السنة للخلال،ج۲ص۴۶۲)
🔹در روایت دیگر نقل شده است یعقوب بن شیبة می گوید: «وقتی از احمد بن حنبل درباره این حدیث پرسیده شد، او گفت: این حدیث با سندهای صحیح از پیامبر نقل شده است. و احمد کراهت داشت که درباره این روایت بیش از این صحبت کند».
📚(تاریخ دمشق،ج۴۳،ص۴۳۶)
👈براستی چرا احمد بن حنبل با وجود اینکه اعتراف به صحت حدیث از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نمود، از شرح و توضیح آن فرار می کند؟
❌جواب این سوال کاملا واضح و مشخص است. زیرا احمد بن حنبل به خوبی می دانست که اصحابی همچون معاویه و عمرو بن عاص و ابوالغادیه و... به عنوان قاتلین عمار و بر پا کنندگان جنگ صفین بوده اند. و به خاطر خدشه دار نشدن چهره و آبروی صحابه از شرح و توضیح این روایت فرار می کند.،
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
4_5827867456386895713.pdf
حجم:
4.4M
📕 کتاب جستاری در شرک و گفتاری در نقد وهابیت
تعداد صفحه:۳۵۲
قطع:وزیری
آیةالله هادی نجفی
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
هشت سال قبل عربستان سعودی به عنوان حمایت از دولت منصور هادی و با شعار آزادی صنعا، جنگ بر علیه یمن را آغاز کرد
بعد از هشت سال هادی در ریاض حبس خانگی است و سعودیها در صنعا با مهدی المشاط رئیس شورای سیاسی انصارالله دیدار میکنند. ،
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
السلام علیک یا امیرالمومنین
قطرات المطر تواسي دموع الزائرين المُعزّين باستشهاد أمير المؤمنين (عليه السلام)
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
📸 تصویری جالب از شب احیاء، چهارتا دهه هشتادی
🔸یک قرآن داشتند برای «قرآن سر گرفتن..»
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
✍نوه آیت الله مصباح یزدی نقل میکنند:تقریباً چهلوپنج دقیقهای به اذان مغرب و عشا مانده بود. رفته بودم منزل حاجآقا به ایشان سری بزنم. تنها بودند؛ حتی حاجخانم هم نبودند. حاجآقا داشتند پاهایشان را چرب میکردند. سالها بود زانودرد و پادرد همپایشان شده بود. دکترها روغنهایی را تجویز کرده بودند و باید هر روز پایشان را چرب میکردند. احوالپرسی همیشگی و خوشوبشی کردیم. حاجآقا همچنان مشغول بودند که از من خواستند چیزی برایشان بیاورم. میخواستند بگویند متکا را بیاور که کلمهاش یادشان نیامد! چند ثانیه کشید. مقداری که گذشت متوجه شدم و متکا را برایشان آوردم.
سرشان را انداخته بودند پایین. غرق فکر شدند. چند دقیقهای سکوت شد. رو کردند به من و بغضآلود و با صدای لرزان گفتند: «آدم گاهی اوقات کلمه به این سادگی که شاید هزاران بار در طول زندگی با آن سروکار داشته، یادش میرود، اگر روزی به ما گفتند که خدایت کیست و یادمان رفت آن موقع چه خاکی بر سر کنیم؟ اگر گفتند که امامت کیست و یادمان رفت، اگر گفتند کتابت چیست و یادمان رفت! آنجا باید چه کنیم؟»
آن بغض سنگین اشک شد و کمکم از چشمانشان سرازیر شد. این سؤال را تکرار کردند. گفتند: «چه کار کنیم؟» فکر میکردم این پرسش مقدمه توضیحی است، اما دیدم ادامه دارد. باز هم مرتب از من پرسیدند.«به نتیجه ای رسیدی؟ فکر کردی؟» همزمان خودشان هم حال معنوی دیگری پیدا کرده بودند که لحظهبهلحظه تشدید میشد.
نزدیک اذان شد. از وضو که برگشتند دوباره با بغض و اشک پرسیدند: «خب! به نتیجه ای رسیدی چه کار کنیم؟» مات و مبهوت مانده بودم. رفتند سمت چوبلباسی. عطرهای دمدستیشان را آنجا میگذاشتند. صدای اذانشان در خانه پیچید. وقتی نزدیک سجاده شدند، بغض صدایشان ترکید. به پهنای صورت اشک میریختند. گفتند: «شما که جوابی به این سؤال ندادی! اگر پرسیدند اسم خدایت کیست اگر یادمان رفت چه کنیم. اما فکر میکنم این «علی علی» گفتنهای ما در طول زندگی که هر جا توانستیم و از دستمان برآمد، مدام گفتیم «علی علی» این «علی علی» گفتنها ما را رها نمیکند. ما را ول نمیکنند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به جایش میآیند و جواب این «علی علی» گفتنها را میدهند. اگر هم یادمان برود به ما یادآوری میکنند.»
بعد بلافاصله گفتند: «اگر در این دنیا ایمانمان را امانت بدهیم دست امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شرطی که ایمان را خراب نکرده باشیم، بگوییم این امانت خدمت شما آن لحظه و جایی که من احتیاج دارم، این را به من برگردانید؛ بعید میدانم امیرالمؤمنین کسی باشد که بخواهد از امانت نگهداری نکند و حتماً آدم امینی است. مهم این است که ما ایمانمان را امانت دهیم. این علی علی گفتنها آنجا کار خودش را میکند.»
مشغول نماز مغرب شدیم. نماز عجیبی شد. ادعا ندارم همیشه با ایشان بودهام و حالاتشان را دیدهام، اما در سنوسال خودم و در موقعیتهایی که با حاجآقا ارتباط داشتم، کمتر چنین نمازی از ایشان دیده بودم. با حال و پر اشک. بین هر آیه سوره حمدشان گریه میکردند. بین دو نماز بحث را ادامه دادند و تأکید کردند روی اینکه آدم ایمانش را بسپارد به دست آنها، آنها شب اول قبر برگردانند
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══