▪️اگرچه بغض ها جان بر لبش کرد
▪️نفس ها را فدای مذهبش کرد
▪️ به شام جاهلیت نور آورد
▪️همان کاری که عمه زینبش کرد
🏴 شهادت جانسوز حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆👆
افتتاح پل بدون حضور مسئولان بمناسبت سوم خرداد
اصبغ بن نباته میگوید: حارث همدانى که مریض بود و به سختی راه میرفت، با گروهى از شیعیان که من هم با آنان بودم نزد امیرالمؤمنین علی(ع) آمد، آنحضرت فرمود: «ای حارث، تو را چگونه میبینم؟» حارث گفت: روزگارم به پایان رسیده است، اى امیر المؤمنین! دشمنى شیعیانت بر در خانهات مرا میسوزاند، امام علی(ع) فرمود:«دشمنى آنان در چه چیز است؟» حارث پاسخ داد: درباره تو و امتحان و گرفتارى از طرف تو، برخی از آنان درباره تو غلوّ کردهاند و تو را خدا میدانند، گروهی میانهرو هستند که تو را نه خدا میدانند، نه یک بشر عادى، دسته دیگر درباره تو سرگردان و شک دارند نمیدانند تو را پیشوا قرار دهند یا دیگرى را.
حضرت علی(ع) فرمود:«اى برادر همدانى! بهترین شیعیان من دسته وسط هستند، غلوّکنندگان و آنانى که شک دارند باید به این دسته ملحق شوند». سپس آنحضرت به پرسشهای دیگر حارث جواب داد و در ادامه فرمود: «ای حارث! قسم به خدایی که دل دانه را میشکافد و مخلوقات را آفریده! من و دشمنانم هنگام مرگ و نزد پُل صراط و حوض با هم روبرو میشویم و باید مرا بشناسند و به حقانیت من پی ببرند...».
شیخ مفید، الأمالی، ص 3 - 7.
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
🔴تو برای خدا باش، خدا و همه ملائکهاش برای تو خواهند بود
✍آیتالله شیخ محمدتقی بهلول میفرمودند: ما با کاروان و کجاوه به گناباد میرفتیم. وقت نماز شد. مادرم کارواندار را صدا کرد و گفت: کاروان را نگهدار، میخواهم اول وقت نماز بخوانم. کارواندار گفت: بیبی! دو ساعت دیگر به فلان روستا میرسیم. آنجا نگه میدارم تا نماز بخوانیم. مادرم گفت: نه، میخواهم اول وقت نماز بخوانم. کارواندار گفت: نه مادر، الان نگه نمیدارم. مادرم گفت: نگهدار. کارواندار گفت: اگر پیاده شوید، شما را میگذارم و میروم. مادرم گفت: بگذار و برو.
من و مادرم پیاده شدیم. کاروان حرکت کرد. وقتی دور شد وحشتی به دل من نشست که چه خواهد شد؟ من هستم و مادرم، دیگر کاروانی نیست. شب دارد فرا میرسد و ممکن است حیوانات حمله کنند. ولی مادرم با خیال راحت با کوزه آبی که داشت، وضو گرفت و نگاهی به آسمان کرد، رو به قبله ایستاد و نمازش را خواند.
لحظه به لحظه رُعب و وحشت در دل منِ شش هفت ساله زیادتر میشد. در همین فکر بودم که صدای سُم اسبی را شنیدم. دیدم یک درشکه خیلی مجلل پشت سرمان میآید. کنار جاده ایستاد و گفت: بیبی کجا میروی؟ مادرم گفت: گناباد. او گفت: ما هم به گناباد میرویم. بیا سوار شو.
🤲 یک نفس راحتی کشیدم و گفتم خدایا شکر. مادرم نگاهی کرد و دید یک نفر در قسمت مسافر درشکه نشسته و تکیه داده. به سورچی گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمینشینم. سورچی گفت: خانم، فرماندار گناباد است. بیا بالا، ماندن شما اینجا خطر دارد. کسی نیست شما را ببرد.مادرم گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمینشینم! در دلم میگفتم مادر بلند شو برویم. خدا برایمان درشکه فرستاده است. ولی مادرم راحت رو به قبله نشسته بود و تسبیح میگفت.
آقای فرماندار رفت کنار سورچی نشست و گفت: مادر بیا بالا، اینجا دیگر کسی ننشسته است. مادرم کنار درشکه نشست و من هم کنار او نشستم و رفتیم. در بین راه از کاروان سبقت گرفتیم و زودتر به گناباد رسیدیم. اگر انسان بندهٔ خدا شد و در همه حال خشنودی خدا را در نظر گرفت، بيمه مىشود و خداوند تمام امور او را كفايت و كفالت مىكند.
💠 «أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ؛ آیا خداوند برای بندهاش کافی نیست؟» (سورۀ زمر: آیۀ 36)
╔══📜🖋══╗
@shiamedia
╚══🖋📜══
25.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر محمد صالح هنشیر، عالم اهل سنتی که با تلنگر یک جوان در رابطه با آیه وضو مستبصر میشود.
@shiamedia
شیعه مدیا
نایب الزیاره همه اعضای کانال قبرستان بقیع، به امید فرج فرزند حیدر، امید آخر موعود عالم
@shiamedia
👆آدابواعمال شب و روز دحوالارض👆
🔴بزرگواران توجه داشته باشند که روز دحوالارض فردا است و امشب شب دحوالارض است🔴
╭────────────╮
🆔 کانال شیعه مدیا
🌐 @shiamedia
╰────────────╯