هدایت شده از تفسیر معنوی در دست بررسی
💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
◻️95
📖 #تفسیر_معنوی
سوره #یوسف
آیه 30 (قسمت سوم)
🍃وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ﴿۳۰﴾
ترجمه: و گروهى از زنان در شهر شايع كردند كه همسر عزيز [مصر] در حالى كه عشق آن نوجوان در درون قلبش نفوذ كرده از او درخواست كام جويى مىكند؛ يقيناً ما او را در گمراهى آشكارى مىبينيم.
#کور_عیب_خود_شدن
هين مگو اين قصه از من دور بود
شايد آن چشم ضميرت كور بود
شد زليخا، يوسف و يعقوب و مصر
بر فراز نفس و آن سويش چو جسر
گر زنان مصر كردی سرزنش
كه چرا كردی زليخا سرزنش؟
تو مگر بر سرزنشهايت نِه ای؟
سرزنشهايت دم و تو چون نه ای
میدمد بر جان و صاحب میشود
جان چو دير و او چو راهب میشود
سرزنشها میشود چون فضل ما
میشود هم عمر خويش و نسل ما
هر كه انگشت اشارت راست كرد
با سه انگشتش به خود آغاز كرد
آنكه خود را ديد و عيب خويش را
نيک بيند آن جهيز پيش را
تو در آغوش پليد ديو نفس
جان خود را از جهالت كرده حبس
پس چرا خود كور و ديگربين شدی
چون زنان مصر ظاهربين شدی
گر زليخا يوسفی را برگزيد
صد زليخا گونه جانت را گزيد
اين همه دلدادهگیها بهر چيست
آنكه جانت را خريده بهر چيست
ما همه دريوزه و آوارهايم
روز و شب در فكر راه و چارهايم
ليک ما را چاره در اين شهر نيست
يوسفت با شهر كنعان قهر نيست
اين همه گفتی زليخا مست شد
عاشق و گمراه و از آن دست شد
تو مگر از چنگ يوسف رستهای
پس چرا رنجور و از غم خستهای
يوسف تو گر ز يوسف برتر است
چشم يعقوب تو هم دايم تر است
ما همه در يوسف خود گم شديم
تا كه از فرمان امر قم شديم
ادامه دارد...
✍🏻استاد محمدمهدی شیروی خوزانی
🆔 @shiravi_tafsir
🆔 @shiravi_ir