2022javad-moghadam.mp3
7.13M
از چه مادر سر تو بر زانو گرفتی
با صدای کربلایی جواد مقدم
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
وي دوران دبستان و سه سال اول دبيرستان را به ترتيب در کياکلا و سرپل تالار و سه سال آخر را در دبيرستان قناد بابل گذراند.
پدرش فردی شجاع و ظلم ستيز بود به طوريکه به رغم تصدی پست فرماندهی ژاندارمری در يکی از شهرهاي شمال، به مبارزه با سردمداران زر و زور پرداخت و در نهايت مجبور به استعفا و به کشاورزی مشغول شد.
از ايمان و قدرت روحی مادرش همين بس که هنگام خاکسپاری شهيد کشوری، در حالی که عکس او را
می بوسيد، پرچم جمهوری اسلامی ايران را که با دست خود دوخته بود بر سر مزار فرزند آويخت و فرياد زد:
احسنت پسرم، احسنت.
احمد کشوری علاوه بر اينکه در دوران تحصيل، شاگردی ممتاز و دارای استعداد فوق العاده بود به رشتههای ورزشی و هنری علاقه مند بود و در بيشتر مسابقه های رشته های هنری نيز شرکت می کرد.
وی در عنفوان جوانی به خاطر عشق و علاقه سرشارش به اسلام، قدم در راه فعاليتهای مذهبی گذاشت و با صدايی پرسوز حال و هوای خاصی به مجالس مذهبی می بخشيد. دلباخته امام حسين (ع) بود. در ايام محرم، عاشقانه و
بی ريا عزاداری و مرثيه خوانی می کرد..
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
وی پس از اخذ ديپلم، آماده ورود به دانشگاه شد اما به علت فقر مالی و هزينه سنگين دانشگاه، از ورود به آن بازماند و در سال 1351، وارد ارتش (هوانيروز) شد.
سرشناسی وی از همان آغاز جنگ داخلی خصوصا
شورش ۱۳۵۹–۱۳۵۷ خصوصا مهار غائله کردستان ایران، حضور فعال ۳ ماهه در جنگ ایران و عراق
چنان از خود کیاست و لیاقت و شجاعت نشان داد که وصف ناکردنی بود
احمد کشوری به خاطر هوش سرشار و استعداد فوق العاده ای که داشت، توانست دوره های آموزش خلبانی بالگردهای کبری و جت رنجر را با موفقيت به پايان برساند.
با توجه به ممنوعيت نگهداری و مطالعه کتاب های مذهبی سياسی و روشنگر در ارتش، کشوری اينگونه کتابها را مخفيانه نگهداری و در فرصت مقتضی مطالعه می کرد و به همين دليل چندين بار مورد بازجويی و تهديد قرار گرفت.
وی که سعی وافری در زمينه ترويج روحيه انفاق در بين همکارانش داشت در اوايل اشتغال به کار در کرمانشاه، پس از شناسايي فقرا و نيازمندان شهر، همراه با تعدادي از همکاران و با کمک افراد خيّر و نيکوکار هوانيروز، مخفيانه صندوق اعانه اي جهت کمک و مساعدت به آنها تشکيل داد.
کشوری، چه در قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی، به عنوان مجاهد فی سبيل الله برای اعتلای اسلام عزيز و تحقق حکومت الهی، پيوسته تلاش کرد و همگام و همراه با حرکت هاي توفنده ملت، در همه صحنه های انقلاب حضور داشت و بسياری از شب ها را با چاپ اعلاميه های امام خمينی (ره) به صبح رساند.
وی در راه دفاع از آرمانهای امام عزيز، چندين بار مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود اما با افتخار از آن ياد مي کرد و مي گفت : اين باطومي که من خوردم ، چون برای خدا بود، شيرين بود. من خوشحالم از اين که می توانم قدمی در راه انقلاب بردارم و اين توفيق و سعادتی است از سوی پروردگار.
خلوص نیت
چند روز قبل از شهادت در نماز جماعت مکبر بودم. درهمان روز شهید کشوری بعد از نماز مرا در آغوش گرفت و به شدت گریه کرد به او گفتم: چرا گریه میکنی؟ گفت: امام خمینی(ره) به ما اعلام کردند هیچ خلبانی حق ندارد به سمت زن و بچه عراقی ها تیراندازی کند.
ولی هلی کوپترهای عراقی در سد کنجان چم در دشت صالح آباد، خودروهایی که در آن زن و کودکان ایرانی حضور داشتند را مورد اصابت خود قرار دادند.
شهید کشوری آن روز این صحنهها را دیده بود و گریه میکرد، میگفت: وقتی خلوص بچهها و شهامت فرزندان این سرزمین را میبینم و از طرفی نمیتوانم کاری کنم، گریهام میگیرد.
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
کشوری: مرگ مرد حق آغاز دفتر اوست
🕊💌
احمد عزیز در بندی از وصیتنامه اش خطاب به پدر و مادرش می نویسد:
«اگر گریه های امام حسینی و تاسوعا و عاشورایی نبود، اکنون یادی از اسلام نبود.».
: عقاب تیزپرواز سرلشکر شهید احمد کشوری در تاریخ پانزدهم آذر ماه سال ۵۹ یعنی حدود دو ماه و نیم بعد از شروع جنگ تحمیلی و بعد از انجام مأموریت سخت و پیروزمندانه، به وسیله میگ های عراقی مورد هدف قرار گرفت و در حالی که هلیکوپترش به شدت می سوخت خود را به خاک ایران رساند و سقوط کرد و به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
او در وصیتنامه اش آورده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا شیطان را از ما دور کن
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
پایان زندگی هر کسی به مرگ اوست جز مرد حق که مرگش آغاز دفتر اوست.
هر روز ستاره ای را از این آسمان به پایین می کشند امّا باز این آسمان پر از ستاره است. این بار نیز در پی امر امام، دریایی خروشان از داوطلبین به طرف جبهه های حق علیه باطل روان شد و من قطره ای از این دریایم و نیز می دانید که این اقیانوس بی پایان است و هر بار بر او افزوده می شود. راه شهیدان را ادامه دهید که آنها نظاره گر شمایند مواظب ستون پنجم باشید که در داخل شما هستند. بی تفاوتی را از خود دور کنید، در مقابل حرف های منحرف بی تفاوت نباشید. مردم کوفه نشوید و امام را تنها نگذارید. در راهپیمایی ها بیشتر از پیش شرکت کنید. در دعاهای کمیل شرکت کنید. فرزندانتان را آگاه کنید. و تشویق به فعالیت در راه الله کنید.
وصیت به پدر و مادرم:
پدر و مادرم! همچنان که تا الآن صبر کرده اید از خدا می خواهم صبر بیشتری به شما عطا کند. فعالیتتان را در راه خدا بیشتر کنید. در عزایم ننشینید، نمی گویم گریه نکنید ولی اگر خواستید گریه کنید به یاد امام حسین (علیه السّلام) و کربلا و پدر و مادرانی که پنج فرزندشان شهید شده گریه کنید، که اگر گریه های امام حسینی و تاسوعا و عاشورایی نبود، اکنون یادی از اسلام نبود. پشت جبهه را برای منافقین و ضد انقلاب خالی نگذارید، در مراسم عزاداری بیشتر شرکت کنید که این مراسم شما را به یاد شهیدان می اندازد و این یاد شهیدان است که مردم را منقلب می کند. امام را تنها نگذارید. فراموش نکنید که شهیدان نظاره گر کارهای شمایند.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم.
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
والسلام قطره ای از دریای خروشان حزب الله
احمد کشوری»
🕊⚘🕊⚘🕊⚘🕊⚘🕊⚘🕊⚘🕊⚘🕊
روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
#یادشهداکمترازشهادتنیست🕊
#باشهـــداوسیّدالشُّهداتــاظهــــور ⚘
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🍃🌸🍃🌸🍃🌸
🌸🍃🌸🍃
May 11
🌸🕊شمیم یاس 🕊🌸
. 📗 ادامه کتابِ 《 راستي دردهایم کو ؟ 》 #قسمت_هفتاد نماز را میخوانیم و با عمو راه میافتی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا