﷽❣ #سلام_امام_زمانم ❣﷽
سلام یگانه دلخوشی من،
میدانم که چقدر قلب مهربانتان را شکستهام،
می دانم که چقدر روح صبورتان را آزردهام
اما ...به خودتان سوگند
مهربان من که دوستتان دارم.
ذره ذرهی وجودم از مهر شما سرشار است
و قلبم از یادتان معطر
و زبانم از نامتان متبرک ...
من به محبتتان زندهام و به نوکریتان مفتخر...
این دلخوشی را از من دریغ مکنید…
【السّلام ؏َــلیکَ یــآصــآحب الزمـــ❀ــآن】
#امام_زمان ﷻ
#شهداءومهدویت
#فرج_مولاصلوات🌹
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
↶【بہ ما بپیوندید 】↷
┄┄┅┅┅❅🌸❅┅┅┅┄┄
➥ @shohada_vamahdawiat
8.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روایتگری|
شهدا مادری بودند..🌱
شهدا رو مادرشون خرید...
#او_خواهد_آمد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداءومهدویت
➥ @shohada_vamahdawiat
🚩#شهیدی که بعد از شهادت برگه امتحانی دخترش را امضا کرد
به نقل از دختر شهید:
🖋«یک هفته از شهادت پدرم گذشته بود، در زادگاه پدرم، شهر خوانسار، برای او مراسم ختم گرفته بودند.
بنابراین مادر و برادرم هم در خانه نبودند و من باید به مدرسه می رفتم.
وقتی وارد مدرسه شدم، دیدم که برای تجلیل از پدرم مراسم تدارک دیده اند، پس از مراسم راهی کلاس شدم، خانم ناظم از راه رسید و برنامه امتحانی ثلث دوم را به من داد، در غیاب من همه بچه ها برنامه امتحانی شان را گرفته بودند و فقط من مانده بودم.
ناظم از من خواست که حتما اولیایم آن را امضا کنند و فردا ببرم.
به فکر فرورفتم که چه کسی آن را برایم امضا کند؟
نسبت به درس و مدسه ام بسیار حساس بودم و رفتن پدر و نبود مادر در خانه مرا حساس تر کرده بود.
وقتی به خانه رسیدم چیزی خوردم و خوابم برد…
در خواب پدر را دیدم که از بیرون آمده و مثل همیشه با ما بازی می کرد و ما هم از سر و کولش بالا می رفتیم. پرسیدم آقاجون ناهار خوردید؟ گفت: نه نخوردم.
به آشپزخانه رفتم تا برای پدر غذا بیاورم، پدر گفت: زهرا برنامه ات را بیاور امضا کنم.
گفتم آقاجون کدام برنامه؟
گفت: همان برنامه ای که امروز در مدرسه دادند.
رفتم و برنامه امتحانی ام را آوردم اما هرچه دنبال خودکار آبی گشتم پیدا نشد.
می دانستم که پدر هیچگاه با خودکار قرمز امضا نمی کند، بالاخره خودکار آبی ام را پیدا کردم و به پدر دادم و رفتم آشپزخانه.
اما وقتی برگشتم پدرم را ندیدم، نگران به سمت حیاط دویدم دیدم باغچه را بیل می زند.
آخر دم عید بود و بایستی باغچه صفایی پیدا می کرد، پدر هم که عاشق گل و گیاه بود.برگشتم تا غذا را به حیاط بیاورم ولی پدر را ندیدم .
این بار هراسان و گریان به دنبال او دویدم اما دیگر پیدایش نکردم ناگهان از خواب پریدم…
صبح شد، موقع رفتن به مدرسه با عجله وسایلم را آماده می کردم، ناگهان چشمم به برنامه امتحانی ام افتاد که با خودکار قرمز امضا شده بود!
وقتی به خواهرم نشان دادم حدس زد که شاید داداشم آن را امضا کرده باشد ولی یادم افتاد که برادرم در خانه نبود.
خواب دیشب برایم تداعی شد، با تعجب ماجرا را برای خواهرم تعریف کردم.
پدر در قسمت ملاحظات برنامه نوشته بود: «اینجانب رضایت دارم، سید مجتبی صالحی» و امضاء کرده بود.
در مدرسه ماجرا را برای دوستم تعریف کردم، دوستم هم به من اطمینان داد که واقعیت دارد. او ماجرا را برای خانم ناظم تعریف کرد و گفت: که این اتفاق برای شهید صالحی افتاده، یعنی اسمی از من و پدر من به میان نیامد.
مادر، شهید را به حضرت زهرا سلام الله علیها قسم می دهد که با برخورد مردم که دم در می آیند و از امضای نامه می پرسند چه بکند؟
شهید می گوید: «سادات (اسم همسر شهید) تو هم شک داری؟» با گریه می گوید نه، او ادامه می دهد: «اگر کسی شک دارد بگو تا روز قیامت در آن باقی بماند تا همه حقایق آشکار شود.
همان موقع برنامه را به آیت الله خزعلی می دهند تا برای تعیین صحت و سقم آن پیش علمای دیگر ببرد.
علمای آن زمان صحت ماجرا را تایید می کنند و برنامه به رویت حضرت امام(ره) نیز می رسد.
اداره آگاهی تهران نیز پس از بررسی اعلام می کند امضا مربوط به “خود شهید مجتبی صالحی” است، اما جوهر خودکاری که امضا را زده شبیه هیچ خودکار یا خودنویسی نمی باشد.
#شهدا_را_یاد_کنیم_با_ذکر_صلوات
#با_شهدا_گم_نمی_شویم
#او_خواهد_آمد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداءومهدویت
➥ @shohada_vamahdawiat
🔴 هفده سال پشت سر آیت الله خویی سه وعده نمازجماعت خواندم ایشان در قنوت غیر از “اللّهمَ کُنْ لِوَلِیِّک” نخواندند
🔵 به طوری که دوستان به شوخی می گفتند: آقا غیر از این ، قنوتی بلد نیست
#او_خواهد_آمد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداءومهدویت
➥ @shohada_vamahdawiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔷 چرا امام زمان رو اذیت می کنی؟!
🎙 آیت الله سید جواد حیدری(ره)
#امام_زمان
#او_خواهد_آمد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداءومهدویت
➥ @shohada_vamahdawiat
﷽❣ #سلام_امام_زمانم ❣﷽
کِی خزانم میشود مولا بهار؟!
کِی کناره میرود گرد و غبار؟!
یک سؤال از طعمِ بغض و اَشک و آه
کِی به پایان میرسد این انتظار؟!
【السّلام ؏َــلیکَ یــآصــآحب الزمـــ❀ــآن】
#امام_زمان ﷻ
#شهداءومهدویت
#فرج_مولاصلوات🌹
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
↶【بہ ما بپیوندید 】↷
┄┄┅┅┅❅🌸❅┅┅┅┄┄
➥ @shohada_vamahdawiat
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
#من_فاطمه_ام_پدرم_محمد
❣قسمت چهارم
✨فاطمه(سلام الله علیه) به خواست پیامبر(صلی الله علیه و آله) در کنارش نشست.
پدر آهسته سخنی به او گفت و دختر گریست. پس از آن، آهسته سخن دیگری به او فرمود که لبخند بر لبانش نشاند.
عایشه از فاطمه(سلام الله علیه) پرسید: پیامبر خدا سخنی به تو فرمود که گریستی و سپس چیز دیگری آهسته فرمود که خندیدی. هرگز ندیده بودم مثل امروز این گونه پشت سر هم شاد و اندوهناک شوی. فاطمه(سلام الله علیه) فرمود: اکنون راز پیامبر را آشکار نمی سازم.
پس از مدتی، فاطمه(سلام الله علیه) راز گریه و خنده را این گونه بیان کرد:
پیامبر نخست که پنهانی با من سخن گفت، چنین فرمود: جبرئیل هر سال یک بار قرآن را بر من عرضه می کرد و امسال دو مرتبه آن را بر من عرضه کرده است. چنین احساس می کنم که مرگم فرا رسیده است. تو هم نخستین کسی از خاندان منی که به من ملحق خواهی شد؛ به همین سبب گریستم. سپس فرمودند: آیا خشنود نمی شوی که بانوی بانوان این امت باشی و بدین سبب خندیدم.
روزهای پایانی صفر سال یازدهم هجری بود و غبار غم سفر ابدی رسول رحمت بر مدینة النبی سایه افکنده بود.
لحظه های پایانی حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله) که رسید، حضرت رو به علی(علیه السلام) کرد و فرمود: علی، سرم را بر دامنت بگیر و بر روی زانوهایت بگذار که فرمان الهی برای کوچیدن از دنیا فرا رسیده است.
علی(علیه السلام) سر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را در آغوش گرفت و بر روی زانوهایش نهاد. در این هنگام پیامبر(صلی الله علیه و آله) بیهوش شد. فاطمه(سلام الله علیه) خود را بر روی پدر انداخت و در حالی که به سیمای پدر می نگریست، گریه می کرد. پیامبر(صلی الله علیه و آله) به هوش آمد و به دخترش اشاره کرد که نزدیکتر شود. فاطمه(سلام الله علیه) نزدیک شد و پیامبر(صلی الله علیه و آله) رازی را با وی در میان گذاشت که دختر شاد شد و چهره اش برافروخته گردید. سپس در حالی که دست راست امیر مومنان(علیه السلام) زیر سر پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داشت، حضرت جان به جان آفرین تسلیم کرد.
بعدها از فاطمه(سلام الله علیه) درباره رازی که او را خشنود کرد، پرسیدند و وی این گونه پاسخ گفت:
پدرم به من مژده داد:(إِنَّک أَوَّلُ أَهلِ بَیتی لَحاقاً بی. تو اول کس از اهل بیتم هستی که به من ملحق می شوی.)
ادامه دارد...
#السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداء_ومهدویت
#فرج_مولاصلوات🌹
【با ما همراه باشید】👇
💫☆☆☆☆🌸☆☆☆☆💫
eitaa.com/joinchat/4178706454Ca0d3f56e5
🔹رهبر معظم انقلاب:
سیزدهم آبان، روز تجلی دوباره آزادگی و شجاعت و غیرت انقلابی در ملت مسلمان ماست.
🗓 ۱۳ آبان؛روز ملی مبارزه با استکبار جهانی گرامی باد.
#او_خواهد_آمد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداءومهدویت
➥ @shohada_vamahdawiat
♨️ یاد باد آن روزگاران یاد باد...
تصویری خاطرهانگیز از مشارکت رزمندگان دوران دفاع مقدس در انتخابات
وقتی که پلاک رزمندگان، حکم شناسنامه آنها را داشت
#شهدای_خوشنام
#اللهم_ارزقنا_شهادت
#او_خواهد_آمد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداءومهدویت
➥ @shohada_vamahdawiat
خدایا..!
ماڪہحسینگونہزندگےنڪردیم
تاحسینگونہبہشهادتبرسیم
پسخدایاماراحُرگونہبپذیر..!🖐🏾
- #شهیدسیداصغرخبازی
#او_خواهد_آمد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداءومهدویت
➥ @shohada_vamahdawiat
توصیه امام زمان به آیت الله مرعشی در مورد نماز شب
«روزی در راه زیارت گم شدم و بالأخره تا نزدیک مرگ بیتاب گشتم. با توسّلی به امام زمان«ارواحنافداه»، حضرت به سراغ من آمدند و مرا نجات دادند و فرمودند که «ننگ است برای شیعیان ما که نماز شب نداشته باشند.»
منبع : بندگی در سحر " نماز شب "
#او_خواهد_آمد
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهداءومهدویت
➥ @shohada_vamahdawiat
﷽❣ #سلام_امام_زمانم ❣﷽
در کوی تو به ملک جهانم نیاز نیست
با روی تو،به باغ جنانم نیاز نیست
تنها نشان عاشق تو،بینشانی است
من عاشقم،به نام و نشانم نیاز نیست
از هرچه غیر دوست دگر دل بریدهام
جز دیدن امام زمانم نیاز نیست
【السّلام ؏َــلیکَ یــآصــآحب الزمـــ❀ــآن】
#امام_زمان ﷻ
#شهداءومهدویت
#فرج_مولاصلوات🌹
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
↶【بہ ما بپیوندید 】↷
┄┄┅┅┅❅🌸❅┅┅┅┄┄
➥ @shohada_vamahdawiat