AUD-20190531-WA0017.m4a
زمان:
حجم:
3.43M
روايتگري سيد معين انجوي در مراسم #يادواره_شهيدعبدالله_رودكي گلزار شهدا -قطعه شهداي گمنام -
#هيئت_شهداي_گمنام_شيراز
پنجشنبه ٩ خرداد ٩٨
B A B O L H A R A M1_69339880.mp3
زمان:
حجم:
6.98M
ﻣﺪاﺣﻲ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﺭﻭﺯ ﻗﺪﺱ
🔰مناجاتـــــنامه
خدایا از تو می خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کنی که در برابر هیچ چیز جز خدا تسلیم نشویم.
دنیا ما را نفریبد، خودخواهی ما را کور نکند.
سیاهی گناه و فساد و تهمت و دروغ وغیبت ، قلب های ما را تیره و تار ننماید.
خدایا! به ما آنقدر ظرفیت ده که در برابر پیروزی ها سرمست و مغرور نشویم. خدایا به من آنقدر توان ده که کوچکی و بیچارگی خویش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبینم."
#شهید_مصطفی_چمراان🌷
برای شهید شدن
گاهی
یه خلوت سحر هم کافی است ...
دل که شهید شود.
درنهایت انسان شهید می شود ...
#ﺻﺒﺤﺘﺎﻥ_بایاد_شھـــــدا🌹
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
شھادت همین است دیگر
در شب قدر به ناگه دری به سوی بهشت باز میشود.....🍃💚
#ﻣﺮاﺳﻢ ﺗﺸﻴﻴﻊ اﻣﺮﻭﺯ ﺳﺎﻋﺖ 17 .ﻛﺎﺯﺭﻭﻥ
👆👆👆
#شهیدحجت_الاسلام_محمدخرسند
#شهیدشب_قدر
#یادش_باصلوات
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
🌷حج سال 66 بود. مراسم برأت از مشریکن. وهابی ها به حجاج حمله کرده و با هر چه می شد زوار رامی زدند، به خصوص شرطه ها که با گلوله زوار را به خاک و خون می کشیدند. حاج محمد مثل شب و روزهای عملیات سر از پا نمی شناخت. جلوتر از همه، با چوب و سنگ جلو مهاجمان ایستاده بود.
در آن آشفته بازار دیدم حاج محمد در حالی که یک پرچم آمریکا در دستش بود به سمتم می دود. با هیجان گفت: کاکو جلیل بیا بریم رو پشت بام آن پارکینگ!
گفتم: می خواهی چی کاری کنی؟
گفت: می خواهم این پرچم را آنجا آتش بزنم.
گفتم: من تو کمرم تیره، جون ندارم بیام بالا، برو مرتضی روزی طلب را پیدا کن. به هر ترتیب در میان آن گلوله ها دوید و رفت. روز بعد روزنامه معروف عربستان در صفحه اولش عکس حاج محمد را چاپ کرده بود که بالای یک بام در حال آتش زدن پرچم آمریکا بود.
از مجموعه #داستان_های_سرزمین_مادری
برشی از کتاب #لبخند_کبود
🌷🌸🌷
#شهیدحاج_محمدابراهیمی
#شهدای_فارس
تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی
تا شــب نرود ،
صبـح پدیدار نباشد ...
در راز و نیازتان چه گفتید که خـــدا آنگونه عاشقانه خریدارتان شد!!!
محتاج دعایتان هستیم..
#ﺭﻭﺯﺗﺎﻥ_بایاد_شھـــــداﻣﺰﻳﻦ🌷
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
@shohadaye_shiraz
🌷سال 60، محمد در تنگه چزابه به شدت از ناحیه دست و پا مجروح شد و او را به بیمارستان شریعتی مشهد مقدس انتقال دادند. تا جریان را فهمیدم سریع خودم را به مشهد رساندم. پزشکان معالج پس از معاینه و عکس برداری از دست ایشان تشخیص دادند که شدت جراحت به حدی است که باید دست محمد از آرنج به پائین قطع شود!
محمد خیلی بی تابی می کرد و راضی به این کار نمی شد، به محمد دلداری می دادم که این کار به نفع خود اوست. محمد با گریه گفت: «برادر امشب مرا به حرم آقا امام رضا(ع) ببر!»
شب ایشان را مرخص کردم و با هم برای زیارت، به حرم امام رضا(ع) رفتیم. حال غریبی داشت، با گریه و زاری با امام رضا(ع) درد دل می کرد و حاجات خود را می خواست. به نیمه شب که نزدیک شدیم من خوابم برد، ناگهان از خواب پریدم. بلند گریه می کرد و می گفت: «برادر بیا، امام رضا(ع) مرا شفا داد.»
صبح بیمارستان برگشتیم. تا پزشک معالج برای معاینه آمد، محمد با شعف خاصی گفت: «دست من خوب است، دیگر نیاز به جراحی ندارد!»
پزشک با چشمانی متعجب و ناباورانه به محمد خیره شد. محمد خواهش کرد تا دوباره از دست ایشان عکس گرفته شود. با اصرار محمد را برای عکس برداری به رادیولوژی بردند. وقتی پزشکان عکس را دیدند با تعجب گفتند: «این دست مشکلی ندارد و نیازی به قطع کردن آن نیست!»
🌷به روایت شهید محمد آزمون؛ دخترمان زینب از بدو تولد بیمار بود. آنقدر که لاغر لاغر شد و جز پوست و استخوانی از او نماند. از طرف دیگر گریه های گاه و بی گاهش امان همه، بخصوص همسایه ها را بریده بود. او را برای مداوا نزد پزشک متخصصی در شیراز بردیم. دکتر پس از معاینه گفت: «کودک شما دچار نارسایی معده و روده است و تا عمل نکند خوب نمی شود.»
زمان تعین شده برای عمل، مصادف شد با شروع عملیات والفجر 8. من مانده بودم که چه کنم، در شهر بمانم و دخترم را درمان کنم یا به جبهه بروم و در عملیات شرکت کنم! آن شب خیلی دلم گرفته بود، به حضرت زینب(س) متوسل شدم و گفتم: «خانم، خودتان می دانید که من در جبهه مسئولیت سنگینی دارم و نمی توانم اینجا باشم، خودت می دانی و این بچه! اگر این بچه را دوست داری آن را خوب کن و گرنه هرچه خود صلاح می دانی!»
24 ساعت بعد زینب را دکتر بردیم. دکتر پس از معاینه متعجبانه گفت: «آقای آزمون با این بچه چکار کردی؟ اصلاً اثری از بیماری در وجود او باقی نمانده!»
گفتم: «بی بی حضرت زینب(س) ایشان را شفا داده!»
🌷🌸🌾🌸🌷
#شهیدعبدالمحمدآزمون
#شهدای_فارس
سمت: مسئول مخابرات لشکر 33 المهدی(عج)
🌷ﺷﻬﺪاﻱ ﻓﺎﺭﺱ ﻏﺮﻳﺐ ﻫﺴﺘﻨﺪ 🌷
@shohadaye_shiraz
#ﺑﻪ_ﻛﺎﻧﺎﻝ_ﺷﻬﺪاﻱ_ﺷﻴﺮاﺯ_ﺑﭙﻴﻮﻧﺪﻳﺪ
♨️ امام بعد از رمضان نورانیتر میشدند
اصل قضیه این است که ما بتوانیم در ماه رمضان، این سیرِ الیاللَّه را بکنیم و میشود. عرض کردم، گاهی که پس از پایان ماه #رمضان، خدمت امام(رضواناللَّه تعالیعلیه) میرسیدم، برایم محسوس بود که ایشان نورانیتر شدهاند و حرف زدن و نگاه و اشاره و حرکت دست و اظهارنظرشان، با قبل از ماه رمضان فرق کرده است. دوره ماه رمضان، برای یک انسان مؤمن و والا، اینطوری است. آنقدر به او و بهقلب و باطنش، نورانیت میبخشد که انسان این را در مشاهدهی حضوری او حس میکند و از حرفزدنش میفهمد که نورانیتر شده است. بندگان خدا همینطورند. ما باید از این فرصت، خیلی استفاده کنیم.
📚 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم؛
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75