وای ازینم خیلی بدم میاد که اگه یه درصد با یکی راجب احساسات گذشتهم میگم و بعدش با خودش فکر میکنه "وای حتما داره اینا رو به من میگه چون اینا همش یه فریاد خاموش برای کمک هست تا بهش کمک کنم و بهش توجه کنم! اون حتما به کمک نیاز داره!🥺"
درحالی که احمق من اینا رو خیلی سربسته راجب خودم بهت گفتم صرفا درحد یه نصیحت یا خاطره یا نمیدونم درحد یه تجربه که توام مثل من نشی.
خلاصه که من خداروشکر میکنم که دیگه نیازی به صحبت کردن و دردودل و همدلی و همدردی و و اینا ندارم.
قبلا مثل احمقا اصلا وابسته بودم به این کارا. که مثلا برم پیش دوستم یا خانوادم و باهاشون صحبت کنم تا اروم شم.🥺
درحالی که الان، از همین صحبتا بدم میاد و اصلا رو مخمه. اصلا دیکه انجامشون نمیدم.
از بهترین ویژگیایی که در من از دوسال پیش ایجاد شده. و هی داره نیازم به صحبت و ارتباط با آدما کمتر میشه.
الان شاید بگید "تو که نیازی به ارتباط نداری اصلا، پس چرا داری توی فضای مجازی اینجا با ما ارتباط برقرار میکنی؟"
در جواب باید بگم، این کانال چون دیلیه و ممبرا منو نمیشناسن و منو ندیدن و اینا، اینجا رو ایجاد کردم تا گاهی صجبت کنم یا نظراتمو بدم یا مثلا نقاشیامو بذارم اینجا.
Sick mind.
توضیحش سادهست. یعنی زیادی ارت های اون اریتیست ع*نی شدن.
اثباته اینکه هنوز توی این دورهام:
#sketch