من وقتی یه نفرو خیلی دوست دارم، دلم میخواد براش همه کار بکنم. دلم میخواد دوساعت راهو بکوبم برم پیش طرف که فقط پنج دقیقه ببینمش، دلم میخواد بخاطرش برنامههامو کنسل کنم، دلم میخواد هرچیز رندومی که دیدمو براش بخرم، دلم میخواد براش آهنگای مورد علاقهام رو بفرستم. بخندونمش. من وقتی یه نفرو خیلی دوست دارم دیگه دنیام خالی میشه از همهی آدما و پُر میشه از اون یه نفر، همیشه اولویتم اونه، اون خوشحال باشه، اون حالش خوب باشه، اون بهترین چیزارو داشته باشه. اون میشه تمومِ زندگی من. من اگه یکیو دوست داشته باشه باشم، میتونم عاشق ترین ادم رو زمین باشم.
چه بی حساب آرامش خودمان را فدای بیشعوری دیگران کردیم. برای آدمهایی که نه ارزش توضیح داشتن و نه لیاقت ناراحتی.
من هر کاری که دوست داشتم بقیه برام بکنن رو با تموم وجودم برای همه کردم. همدردی کردم، امید دادم، ذوق کسیرو کور نکردم، وقتی نیاز داشتن تنهاشون نذاشتم، من همیشه در حد توانم سهم خودم رو ادا کردم؛ حتی وقتی هیچ برگشتی نگرفتم. هرچند دوست داشتم این جاده گاهی دوطرفه میبود.