چند خاطره در مورد دعای ابوحمزه ثمالی!
خاطره اول:
مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد رضا مهدوی دامغانی رحمه الله علیه از علمای ربانی و فقهای متقی مقیم مشهد بود که حال دعا و بکا و مناجات عجیبی داشته و کم نظیر بودند. کم و بیش در مجالس منزل ایشان شرکت داشتم و حالات معنوی و مناجات ایشان را با خدا دیده بودم. با خدا، انس و رفاقتی داشتند و از گفتگو و مناجات با او لذت میبردند.
یک بار در منزل ایشان بودم که دعای عرفه را در زیر آسمان و در حال ایستاده، با حال و توجه خاصی خواندند.
در حدود ۲۰ سال پیش که قصد داشتم به عمره بروم، از ایشان خواستم سفارشهای معنوی برای این سفر، به من عنایت کنند.ایشان به دعای ابوحمزه ثمالی در حال طواف اشاره کردند و فرمودند:
من در حال طواف، دعای ابوحمزه ثمالی میخواندم و چه قدر لذت بخش و معنوی بود.
من نیز به توصیه ایشان همین دعای ابوحمزه ثمالی که تعلیم امام سجاد علیه السلام به ابوحمزه ثمالی است را در حال طواف و کنار کعبه میخواندم و چه قدر لذت بخش و معنوی بود. به دوستانی که عازم عمره و حج هستند، نیز توصیه و پیشنهاد مینمایم این دعای جلیل و عظیم را فراموش نکنند، خصوصا در کنار کعبه و در حال طواف.
خاطره دوم:
از مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین سیبویه- از علما و اساتید خارج حوزه علمیه مشهد- شنیدم که فرمودند:
من با یک واسطه از مرحوم آیت الله العظمی سید عبدالاعلی سبزواری نقل میکنم که ایشان فرمودند:
سحر ماه مبارک رمضان به حرم امیرالمومنین علی علیه السلام رفتم، دیدم(۷۰) ۸۰مجتهد مسلم، در حال نماز شب هستند و در قنوت نماز وترشان، دعای ابوحمزه ثمالی را میخوانند.
خاطره سوم:
برخی از فرازهای دعای ابوحمزه که البته اصل دعا به نظر می رسد، انسان را توجه میدهد که مواظب باش که اگر اعمالت نادرست و گنهکارر باشی،حتما هنگام مرگ، قبر، قیامت و...دچار مشکل میشوی و باید نگران بود که مبادا هنوز آمادگی مرگ و...را نداشته باشی، و این عبارات انسان را تکان میدهد و بیدار میکند و حالت بین خوف و رجا به انسان میدهد مانند:
ابکی بخروج نفسی... ابکی لخروجی من قبری، ابکی....
آری، این عبارات دعا اگر با توجه خوانده شود، انسان را منقلب میکند.
هنگامی که پدرم، وفات کردند و ایشان را غسل میدادند و تجهیز میکردند، با نگاه به پیکر بی جان پدرم، یاد این عبارات دعای ابوحمزه افتاده و گریه میکردم و منقلب شده بودم.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
استاد حسن طالبیان شریف.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
...پسرت آب نخورد!
آیت الله العظمی علی کریمی جهرمی نقل میکنند که:
مرحوم آیت الله سید عبدالمحمد موسوی آیت اللهی قدس سره هنگام نوشیدن آب، میگفتند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَى سَیدُنَا وَ مَوْلَانَا وَ وَلِینَا الْحُسَینِ علیه السلام وَ عَلَى أَهْلِ بَیتِه وَ أَصْحَابِهِ وَ لَعَنَ اللَّه ظَالِمِیهِم وَ مَانِعِیهِم مِنْ شُرْبِ مَاء الْفُرَات تَسْبِیبا أَوْ مُبَاشَرَة لَعْناً وَبِیلا لَا حَدَّ لَه وَ لَا مُنْتَهَى»: ستایش خداوند متعال را، پرودگار جهانیان، سلام و صلوات خداوند بر آقا، سَرور و مولای ما حسین علیه السلام و خاندان و اصحاب او و لعنت خداوند بر ظالمان آنها و کسی که مستقیم و غیرمستقیم مانع شدند آنها از آب فرات بنوشند، لعنی بی حد و حساب و بی انتها.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
نسیم های گرهگُشا، ص ۲۸۵، قربانعلی طالبی.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
@salavatnameh
نمیخواهم مردم لباس رسول الله را فراموش کنند!
دو نفر بودند که عمامهها را به دستور انگلیس از سر افراد برداشتند: یکی رضا شاه در ایران؛ و دیگری آتاترک در ترکیه. هر دوی اینها نوکر انگلیس بودند و هنوز که هنوز است دست انگلیس در کار است!
در زمان رضا شاه ملعون، عمامه گذاشتن ممنوع شده بود. مرحوم جدّ ما- آیت الله سید محمد صادق طهرانی- بدون عمامه و با یک شبکلاه و قبا یا لبّاده از میدان بهارستان طهران بهسمت میدان مُخبرالدّولة میرفت ـ البته نمیدانم که الآن اسمش چیست ـ و از آنجا دوباره برمیگشت.
به ایشان میگفتند که چرا این کار را میکنی؟ میگفت: او این عمامه را از سر من برداشت، لذا من همینطور قدم میزنم تا چشم مردم به ما بیفتد و آن لباس رسولاللَه را فراموش نکنند!
این را میگویند حمیّت دینی!
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
آموزههای ولایت، ج ۱، ص۸۴، سیدمحمد محسن طهرانی، نشر مکتب وحی.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
مواظب باشید زود فتوا ندهید!
شیخنا الاستاد فقیه بزرگوار آیت الله حاج شیخ مصطفی اشرفی شاهرودی دامت برکاته از اساتید ممتاز خارج فقه و اصول حوزه علمیه مشهد، یک روز، در درس خارج خود در مدرسه علمیه آیت الله العظمی خویی، داستانی عجیب از ملاعلی کنی نقل کردند.
ایشان فرمودند:
«من در درس خارج استادم مرحوم آیت الله شیخ حسین حلی شرکت می کردم. ایشان از شاگردان برجسته آیت الله میرزای نایینی بود.
مرحوم حاج شیخ حسین حلی، یک روز، در درس فرمودند:
میرزای نایینی، یک روز در درس خارج خود،خطاب به شاگردان خود فرمودند:
مواظب باشید زود فتوا ندهید، و منصب فقاهت، قضاوت و....را زود قبول نکنید و متصدی مقام فتوا و قضاوت نشوید، احتیاط کنید. بعد ایشان به مناسبت فرمودند:
ملاعلی کنی، مجتهد مسلم بود و از شاگردان شیخ انصاری. به تهران رفته بود. علما و مجتهدان تهران، از ایشان درخواست کردند که ایشان منصب قضاوت را در تهران، عهده دار شود.
ملاعلی کنی، زود قبول نکرده و استقبال ننموده و فرموده بودند:
قاضی باید مجتهد باشد و من احتیاط میکنم و تردید میکنم که شاید مجتهد نباشم. علما و مجتهدان زیادی در تهران پاسخ دادند که ما شما را مجتهد مسلم میدانیم و نیاز به قضاوت شما داریم و لذا از شما درخواست میکنیم قضاوت را برعهده بگیرید. ملاعلی کنی، پس از تایید علما و مجتهدان بزرگ تهران، و اصرار ایشان در قبول منصب قضاوت که مورد نیاز جامعه اسلامی آن روز بود، منصب قضاوت را قبول نمودند. میرزای نایینی خطاب به شاگردان فاضل و برجسته خود کرده و فرمودند: مجتهدی با آن عظمت مانند ملاعلی کنی، زود منصب قضاوت شرعی را عهده دار نشد و احتیاط میکردند. شما هم احتیاط کنید و مبادا زود منصب فقاهت و قضاوت را عهده دار شوید!
آیت الله حاج شیخ مصطفی اشرفی شاهرودی دامت برکاته پس از نقل این داستان از وضعیت جاری در حوزه علمیه، گلایه کردند و فرمودند:
در گذشته در حوزه علمیه، بزرگان اینگونه احتیاط میکردند و زود متصدی مقام فتوا و... نمیشدند، اما حالا اینگونه نیست، زود خود را مجتهد میداند و رساله میدهد در حالی که به اندازه لازم و کافی، اهلیت ندارد. یکی از شاگردان درس مکاسب من که درست در درس و بحث شرکت نمیکرد، اخیرا متوجه شدم که خود را مجتهد اعلام کرده و رساله داده است. هرکس از راه میرسد درس خارج شروع میکند.این کثرت درس خارج، افتحار حوزه نیست بلکه ننگ حوزه است.باید حساب و کتابی باشد. شایستگی لازم و کافی باشد.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
استاد حسن طالبیان شریف.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
السلام علیک یا مولای یا اباعبدالله
خواب عجیب
(به خط آيت الله العظمی صافی گلپایگانی قدس سره)
عالم جلیل آخوند ملا غلامرضا آرانی ره در پایان کتاب "جوامع الكلم و معادن الحكم"
به این عبارت حکایت فرموده است و خواب را وصف و شرح داده است:
و لعمرى أنّه كالوحى المنزل و أنّه من أعجب العجاب؛ یکی از شاعران گفت: «میخواستم ماده تاریخی برای مرحوم حاجی قاسم کاشانی مرثیه سرای امام حسین علیه السلام که به تازگی وفات یافته بود بگویم. همان طور که مشغول فکر بودم به خواب رفتم.
در عالم رؤیا مرحوم حاج سلیمان صباحی بیدگلی را که سالها پیش وفات یافته بود دیدم. گفت: میخواهی ماده تاریخی فلان کس را بگویی؟
گفتم: آری.
گفت: به صفحه این دیوار نگاه کن؛ ماده تاریخ او آمده است.
نگاه کردم؛ نوشته بود: (هست محشور با امام حسین) علیه السلام.
از خواب بیدار شدم. حروف آن را حساب کردم؛ دقیقاً ۱۲۳۲ مطابق با سال وفات
آن مرحوم بود.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
محضرِ آفتاب- نکوداشت مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی حاج آقا لطف الله صافی گلپایگانی، به کوشش محسن اکبری شاهرودی.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
فقر را آن زمان فهمیدم!
آیتالله سید محمد علی موحد ابطحی میفرمودند:
[آیت الله العظمی] آقای خویی یک بار برای من این قصه را فرمودند:
آقایم- پدرم- مصارفم(=خرج زندگیم) را میداد و من هیچ وقت ذلت و معنیِ بیپولی را نفهمیدم. فقط یک وقت تلخیِ بیپولی را فهمیدم و آن زمانی بود که مرحوم محقق بزرگ، استاد بزرگ، نمونه بزرگ، مرحوم [آیت الله] آقا محمد حسین غروی اصفهانی به من فرمودند:
میتوانی بروی و برای من دو سه دینار قرض کنی!
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
یادنامه امام موسی صدر، ص۱۸۷، نشر موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، به نقل از کانال هدایة المتعلّمين.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
او هم مثل یکی از شماها بود!
روزی حضرت استاد آیت الله سعادت پرور تهرانی عکسهایی از دوره طلبگی و جوانی مرحوم علامه طباطبایی به دوستان دادند و فرمودند:
این را به شما دادم که خیال نکنید علامه طباطبایی از اول همین علامه طباطباییِ آخرِ عمر بوده است، یکی مثل شما بوده و حالا شده علامه طباطبایی!
یعنی بهترین دلیل برای امکان تحقق امری این است که ببینیم واقع شده است.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
ره آورد آسمان، ج۱،به نقل از کانال هدایة المتعلّمين.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
نباید متزلزل شد!
قضایای اخیری که در کشور پیش آمد (اغتشاشات سال ۱۴۰۱)، گاهی در برخی از دوستان جوان، چه طلبه و چه فرهنگی، تزلزل و تردیدی ایجاد کرد.
مگر ایمان به این حرفها است؟! گاهی اوقات که همراه پدر- مرحوم آیت الله ناصری- خدمت مرحوم آیت الله العظمی بهجت میرفتیم. ایشان شروع میکردند درباره عمامه برداری زمان رضا شاه و مشکلاتی که برای مسلمانان در زمینه حجاب ایجاد کرد، صحبت میکردند.
آن زمان گاهی انسان فکر میکرد که فعلاً که چنین مشکلی نیست، چرا ایشان این مطالب را میگویند؛ ولی الآن میبینیم که انگار تاریخ، تکرار میشود.
این قضایا، در شما جوان متدیّن، چهره فرهنگی و کسی که در راه دین سعی و تلاش میکند، نباید تزلزل ایجاد کند.
مخصوصاً اگر در حوزه، راه پیدا کرده و طلبه باشی، باید این راه را با قوّت ادامه داد.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
واقعاً مثل پدر بودند!
حجت الاسلام علی اشرف مؤیدی:
مرحوم آیت الله علی سعادت پرور [پهلوانی] واقعا یک پدر بودند.
یادم هست که با بعضی از دوستان خدمت ایشان میرسیدیم، خودشان- با آن مقامات علمی و عملی- یک سماوری داشتند و چایی دم میکردند و با بزرگواری میریختند و پذیرایی میکردند.
این قدر با محبت بودند.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال مکتب اسلام.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
به باب الحسین حضرت رقیه توسل کنید!
حجه الاسلام سیدمهدی حائری قزوینی میگوید:
راجع به حضرت رقیه خاطرهای خیلی جالب از مرحوم آیه العظمی سید محمدعلی موحد ابطحی دارم با نکته خیلی ظریفی که در کتابها نیست. روزهای تابستان که درس تعطیل بود، میرفتم خدمت ایشان زیرا محضر ایشان همیشه مفید بود. موقعی که از درس بر میگشتیم نیز خدمت ایشان میرفتیم که مثلا یک گعده و دورهمی باشد. ایشان بلافاصله که از درس و تدریس میآمدند مشغول نوشتن میشدند و مقداری که مینوشتند و بعضی از افراد میآمدند، احترام میکردند و دفتر را میبستند، بیاناتی میشد، سؤاالاتی میشد و مطالبی میفرمودند، یک ساعتی [خاص] مینشستند و میآمدیم خدمتشان. یک روز کاری پیش آمد منزل، که نرفتم. فردایش که رفتم، فرمودند: دیروز منتظرت بودم، نیامدی؟!
عرض کردم: آقا کاری پیش آمد که نیامدم.
فرمودند: میخواستم روضه حضرت رقیه سلام الله علیها را بخوانی.
گفتم چشم.
فرمودند (خطاب به خدمتکار) بلندگو را روشن کن!
دیدم خیلی افراد زیادی نیستند، گفتم آقا بلندگو نیازی نیست! خیلی جمعیت نیست!
فرمودند: نه میخواهم خانمها بشنوند- بلندگو را به داخل اندرونی سیم کشی کردهاند- قبل از آن که پشت بلندگو بروم،
فرمودند: صبر کن، این نکته را بشنو و برو.
گفتم: بله آقا.
فرمودند: من خواب دیدم که بزرگی میفرمود:
در حوائجتان توسل کنید به باب الحسین رقیه سلام الله علیها
بعضی افراد در منزل ایشان بودند که برایشان این مطلب سنگین بود که باب الحسین باید مثلا ام کلثوم و زینب یا فاطمه بنت الحسین باشند و فردی چند تا اسم برد که یکی از اینها باید باب الحسین باشد نه حضرت رقیه!
بعد ایشان تشریح کردند: چون اول کسی که گریه بر امام حسین علیه السلام و مجلس عزای آن را در شام تأسیس کرد، حضرت رقیه بود لذا ایشان باب الحسین است.
من منبر رفتم و توسل به حضرت رقیه پیدا کردم و توسل خیلی عجیبی شد ...!
موحد ابطحی مهدی و راویان. در محضر استاد. فصل سوم: مصاحبهها. روایت راوی دوازدهم: حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی حائری قزوینی (مترجم کتاب مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم). ناشر ؟؟، 1394.
به پیشگاه با کرامت رقیه خاتون سلام الله علیها، صلواتی هدیه بفرمائید.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
کانال صلواتنامه.
https://eitaa.com/sirefarzanegan
@salavatnameh