eitaa logo
تنها مسیر بندگی
110 دنبال‌کننده
25 عکس
1 ویدیو
13 فایل
حجت الاسلام حسینی مربی دوره مطالعات آثار شهید مطهری ره rasajir@iran.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
مخاطب :👇 بعضی دوستان ظاهرا پایشان روی زمین نیست مگر جنگ قرار است الی الابد ادامه پیدا کند پیروزی ما عین همین شروطی است که به طرف مقابل اعلام شده، طرف مقابل هم قطعا در شرایط فعلی زیر بارش نمیرود و باید ضربات بیشتری بخورد، و دارد می‌خورد برای مسئولین از جان گذشته ای که هر کدام عامل استشهادی هستند تعیین تکلیف نکنید پاسخ مخاطب : 👇 مگر در تمام سال‌های پس از انقلاب اسلامی جنگ واقعاً متوقف شده است؟ اساساً آیا قرار بوده جنگ به طور کامل متوقف شود؟ آیا جنگ می‌تواند یک‌طرفه پایان یابد؟ آیا در این ۴۸ سال در شرایطی شبیه یک زندگی آرام و بدون تهدید زندگی کرده‌ایم؟ واقعیت این است که در تمام این ۴۸ سال در نوعی از جنگ به سر برده‌ایم. شکل، شدت و جغرافیای آن متفاوت بوده، اما ماهیت تقابل همواره وجود داشته است. در این مدت، بارها در کوچه و خیابان‌های همین کشور شاهد ترور و ناامنی بوده‌ایم؛ از دانشمندان و نخبگان گرفته تا کسبه، مرزبانان، نیروهای پلیس، نمایندگان مجلس و حتی مردم عادی، زنان و کودکان قربانی شده‌اند. اگر این وضعیت را جنگ ننامیم، پس چه نامی می‌توان بر آن گذاشت؟ در چنین شرایطی، سخن گفتن از صلح، آتش‌بس یا شروط آن نیازمند تأمل جدی است. تجربه نشان می‌دهد که در طول این سال‌ها بارها مذاکره، توافق یا نوعی آتش‌بس مطرح شده است؛ اما پرسش اصلی این است که نتیجه عملی آن‌ها چه بوده است؟ ▫️ اگر حتی یکی از این تجربه‌ها دستاوردی پایدار و قابل اتکا داشت، شاید امروز می‌شد با اطمینان بیشتری درباره آتش‌بس سخن گفت. از این منظر، برخی معتقدند که مفهوم آتش‌بس در چنین تقابلی چندان معنا ندارد و این رویارویی تا زمانی که ریشه‌های تنش و تهدید در منطقه از میان نرود ادامه خواهد داشت. در این نگاه، هرگونه ارسال سیگنال ضعف ـ مانند تأکید یک‌طرفه بر صلح یا آتش‌بس ـ می‌تواند زمینه فشار و امتیازگیری بیشتر را فراهم کند. واقعیت این است که بسیاری معتقدند آنچه امروز دیده می‌شود، هنوز مرحله اصلی جنگ نیست؛ بلکه بیشتر شبیه آماده‌سازی و شکل‌گیری بسترهای آن است. به تعبیر استعاری، گویی هنوز در مرحله «ساخت جاده» هستیم، نه در میانه مسیر اصلی درگیری. در مجموع، از این دیدگاه، جامعه‌ای که دهه‌ها در شرایط تقابل و فشار زندگی کرده است باید همواره آمادگی خود را حفظ کند؛ زیرا تجربه نشان داده که این وضعیت، دست‌کم در چهار دهه گذشته، بخش جدایی‌ناپذیر از واقعیت امنیتی کشور بوده است. @slamLifeStyles
📌راه‌حل اقتصاد، گران‌تر کردن زندگی نیست ▫️وقتی دخل و خرج یک خانواده به هم نمی‌خورد، اولین راه‌حل این نیست که قیمت همه چیز را بالا ببریم تا کم‌تر مصرف شود؛ بلکه باید ببینیم کجا هدررفت داریم، کجا مدیریت اشتباه بوده و چطور می‌شود بدون فشار مستقیم به خانواده، مشکل را حل کرد. ▫️فرض کنید یک خانواده پنج‌نفره، ماه به ماه با تورم بالا روبه‌روست. اجاره خانه بالا رفته، هزینه خوراک بیشتر شده، مدرسه و درمان گران‌تر شده است. حالا اگر به این خانواده بگوییم «برای مدیریت هزینه‌ها باید قبض برق و بنزین هم چند برابر شود تا درست مصرف کنید»، طبیعی است که اولین واکنش این باشد: ما همین حالا هم در حال صرفه‌جویی هستیم؛ دیگر از کجا کم کنیم؟ ▫️در اقتصاد کشور هم وضعیت شبیه همین خانواده است. وقتی تورم بالاست، هر افزایش قیمتی روی یک کالا یا خدمت اساسی، فقط همان بخش را گران نمی‌کند؛ مثل یک دومینو عمل می‌کند. اگر قیمت سوخت بالا برود، هزینه حمل‌ونقل بالا می‌رود. وقتی حمل‌ونقل بالا رفت، قیمت مواد غذایی در مغازه‌ها بالا می‌رود. وقتی مواد غذایی بالا رفت، فشار مستقیم به سفره مردم وارد می‌شود. یعنی حتی کسی که ماشین ندارد هم اثرش را در خرید روزانه حس می‌کند. ▫️اینجاست که تفاوت «صرفه‌جویی» با «گران‌سازی» روشن می‌شود. 🔸صرفه‌جویی یعنی مثلاً: ▫️جلوگیری از هدررفت انرژی در شبکه توزیع؛ ▫️نوسازی وسایل پرمصرف دولتی؛ ▫️مقابله با قاچاق سوخت؛ ▫️حذف رانت‌ها و مصرف‌های غیرضروری در بخش‌های بزرگ. 🔸اما گران‌سازی ساده‌ترین راه است: قیمت را بالا ببریم تا مصرف کم شود. این روش شاید روی کاغذ سریع باشد، اما در عمل بیشترین فشار را به طبقه متوسط و ضعیف وارد می‌کند. ▫️مثال دیگر: اگر در یک ساختمان آب زیاد هدر می‌رود، دو راه وجود دارد.یا شیرهای خراب را تعمیر کنیم و لوله‌های نشتی‌دار را درست کنیم،یا قیمت آب را چند برابر کنیم. ▫️راه دوم سریع‌تر است، اما آیا عادلانه‌تر هم هست؟ اگر هنوز نشتی‌ها باقی باشد، مردم احساس می‌کنند هزینه سوءمدیریت را آن‌ها می‌پردازند. ▫️مردم معمولاً با سختی‌های منطقی همراهی می‌کنند، به شرطی که سه چیز را ببینند: ▫️۱. عدالت اگر قرار است فشاری وارد شود، همه به نسبت سهم خود آن را تحمل کنند؛ نه اینکه فقط مصرف‌کننده نهایی هزینه بدهد. ▫️۲. شفافیت مردم بدانند چرا این تصمیم گرفته شده، درآمد حاصل از آن دقیقاً کجا خرج می‌شود و چه زمانی نتیجه می‌دهد. ▫️۳. اصلاح از بالا قبل از اینکه از مردم خواسته شود کمربندشان را سفت کنند، باید ببینند در سطوح مدیریتی هم ریخت‌وپاش‌ها کم شده و هزینه‌های اضافی حذف شده است. ▫️نکته مهم این است که در شرایط تورمی، جامعه حساس‌تر از همیشه است. وقتی قیمت‌ها پیوسته بالا می‌رود، مردم احساس ناامنی اقتصادی می‌کنند. اگر در چنین فضایی شوک قیمتی جدیدی وارد شود، ممکن است فقط یک عدد در جدول بودجه نباشد؛ بلکه به نگرانی، بی‌اعتمادی و واکنش اجتماعی تبدیل شود. ▫️اقتصاد فقط حساب و کتاب نیست؛ احساس امنیت مردم هم بخشی از اقتصاد است. اگر خانواده‌ای مدام نگران باشد که ماه بعد چه چیزی گران می‌شود، حتی اگر درآمدش کمی افزایش یابد، باز هم احساس آرامش نخواهد کرد. ▫️بنابراین مطالبه منطقی این است که هر سیاست اقتصادی که مستقیماً بر زندگی روزمره مردم اثر می‌گذارد، با دقت، زمان‌بندی درست و پشتوانه اجتماعی اجرا شود. مدیریت مصرف ضروری است؛ اما این مدیریت باید از اصلاح ساختارها، کاهش هدررفت، مبارزه با فساد و افزایش بهره‌وری آغاز شود، نه از ساده‌ترین و پرهزینه‌ترین راه یعنی فشار مستقیم بر سفره مردم. ▫️اگر مردم ببینند تصمیم‌ها عادلانه، صادقانه و همراه با اصلاح واقعی است، همراهی می‌کنند. اما اگر احساس کنند قرار است فقط هزینه‌های جدیدی به آن‌ها تحمیل شود، طبیعی است که مقاومت شکل بگیرد. حفظ اعتماد عمومی، مهم‌ترین سرمایه هر اقتصاد در شرایط سخت است؛ سرمایه‌ای که به‌راحتی از دست می‌رود و به‌سختی بازمی‌گردد. 👤سادات حسینی (دبیر عربی) ارشد مدیریت فناوری اطلاعات @slamLifeStyles
📌خلط میان «توصیف تکوینی» و «اعتبار تشریعی» ▫️نویسنده (جناب متولی‌امامی) به درستی استناد کرده‌اند که فقهایی چون شیخ انصاری و علامه حلی، تأثیر عرضه و تقاضا بر قیمت را پذیرفته‌اند. اما نکته ظریف اینجاست که سخن این فقها عمدتاً در مقام توصیف واقعیت خارجی (تکوین) است، نه لزوماً در مقام تأیید اخلاقی یا تشریعی هر خروجی‌ای که از این مکانیسم حاصل می‌شود. ▫️نقد: پذیرش اینکه «قیمت با کمیابی بالا می‌رود» (واقعیت)، به معنای این نیست که «هر قیمتی که بر اثر کمیابی حاصل شود، عادلانه است» (ارزش). نقد حجت‌الاسلام عبادی احتمالاً متوجه این است که در نظام سرمایه‌داری، عرضه و تقاضا به یک «بت» یا ضرورت گریزناپذیر تبدیل شده که حتی در مواقع اضطرار و نیازهای حیاتی مردم، بی‌عدالتی را توجیه می‌کند. نویسنده می‌توانست میان «مکانیسم کشف قیمت» و «معیار عدالت در قیمت» تمایز دقیق‌تری قائل شود. 📌۲. نادیده گرفتن تفاوت «بازار سنتی» و «اقتصاد کلان مدرن» استناد به کتاب‌های المکاسب و تذکرة الفقهاء برای تبیین بازار امروز، با چالش «موضوع‌شناسی» روبروست. ▫️نقد: در زمان شیخ انصاری، عرضه و تقاضا در یک محیط واقعی، فیزیکی و با پول طلا و نقره رخ می‌داد. در آن فضا، نوسان قیمت عمدتاً ناشی از عوامل طبیعی (خشکسالی، جنگ، کاروان‌ها) بود. اما در اقتصاد مدرن، عرضه و تقاضا به شدت تحت تأثیر نظام پولی (خلق پول)، دستکاری‌های رسانه‌ای و ساختارهای الیگوپولی (چندجانبه‌گرا) است. ▫️نقد آقای متولی‌امامی به این نکته نمی‌پردازد که آیا «عرضه و تقاضا» در بازاری که تحت سلطه سیستم بانکی و خلق اعتبار است، باز هم همان اعتبار فقهی «رغبت مردم» را دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر، وقتی تقاضا به دلیل تورم ناشی از سیاست‌های پولی (و نه نیاز واقعی) بالا می‌رود، آیا باز هم می‌توان آن را مکانیسم طبیعی و عادلانه دانست؟ 📌۳. تقلیل «ظلم» به رفتارهای فردی (احتکار و تبانی) نویسنده منشأ ظلم را صرفاً در رفتارهای غیرعادلانه مانند احتکار و انحصار می‌بیند و معتقد است خودِ مکانیسم عرضه و تقاضا بی‌طرف است. ▫️نقد: این نگاه، از منظر «عدالت ساختاری» قابل نقد است. گاهی تک‌تک بازیگران بازار طبق ضوابط شرعی عمل می‌کنند (احتکار نمی‌کنند، دروغ نمی‌گویند)، اما خروجیِ ساختاریِ بازار به دلیل عدم تقارن اطلاعاتی یا شکاف طبقاتی، منجر به محرومیت اکثریت از کالاهای اساسی می‌شود. ▫️در فقه سیاسی و حکومتی، وظیفه دولت صرفاً «نظارت بر عدم تخلف» نیست، بلکه «تنظیم‌گری برای تحقق قسط» است. نویسنده با تأکید بر «امنیت بازار»، نقش دولت را به یک ناظر تقلیل داده است، در حالی که در مبانی اصیل اسلامی (مانند عهدنامه مالک اشتر)، حاکم وظیفه دارد به گونه‌ای بازار را تدبیر کند که «لا یُجحِفُ بالرَّعیَّة» (به مردم اجحاف نشود). 📌۴. چالش در مفهوم «تسعیر» (قیمت‌گذاری) نویسنده به درستی به کراهت یا حرمت تسعیر در شرایط عادی اشاره کرده است. اما در فقه، بحثی تحت عنوان «قیمت عادلانه» (ثمن المثل) نیز وجود دارد. ▫️نقد: اگرچه اصل بر عدم دخالت است، اما فقها در شرایط «اجحاف» (حتی بدون وقوع احتکار عمدی)، دست حاکم را برای دخالت باز گذاشته‌اند. نقد آقای عبادی احتمالاً به این بازمی‌گردد که «عرضه و تقاضا» نباید بهانه‌ای شود که دولت‌ها از زیر بار مسئولیت خود در برابر معیشت مردم شانه خالی کنند. نویسنده در متن خود، مرز میان «قیمت‌گذاری دستوریِ مخرّب» و «دخالت حاکمیتی برای حفظ کیان جامعه» را تا حدی مبهم باقی گذاشته است. 👤حجت الاسلام سادات حسینی ( ریاضی ، ارشد مدیریت فناوری اطلاعات و..) @slamLifeStyles
📌مطالبه‌گری عقلانی؛ راهبردِ مقتدرانه در میدانِ «تنگه هرمز» ▫️در شرایط حساس کنونی، نوعِ «مطالبه‌گری» ما تعیین‌کننده‌ترین عامل در پیشبرد اهداف ملی است. متأسفانه گاهی هیجانات زودگذر باعث می‌شود مسیر صحیح مطالبه‌گری به حاشیه برود. تبدیل کردن مطالبات به رفتارهای «کوچه بازاری» یا غلبه دادن فحاشی بر استدلال، نه تنها کمکی به حل مسائل نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود صدای نخبگان جامعه خنثی شده و افکار عمومی از منطقِ اصلیِ مطالبات دور بماند. ▫️همان‌طور که در توصیه‌های رهبری نیز تأکید شده است، باید از هرگونه «اختلاف‌انگیزی که منجر به نزاع می‌شود» —چه موجه و چه غیرموجه— قاطعانه پرهیز کرد. میدان جنگ، میدانِ وحدت و انسجام است و ایجاد تردید در صفوف داخلی، تنها نتیجه‌اش خالی شدن میدان برای دشمن خواهد بود. 📌تنگه هرمز؛ اهرم فشار و ظرفیت حیاتی ▫️باید به این واقعیت ژئوپلیتیک توجه کرد که تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران یک «ظرفیت حیاتی» و یک «ابزارِ قدرتِ بازدارنده» است. این آبراهه فقط یک مسیر کشتیرانی نیست؛ بلکه شریان اقتصادی جهانی است که بخش بزرگی از آن به امنیت ایران گره خورده است. ▫️تمام ملت‌هایی که در زمانِ تهاجم به ما، تنها نظاره‌گر بودند و امروز نیز با فشارهای خارجی در یک سو قرار گرفته‌اند، باید بدانند که امنیت این تنگه یک‌طرفه تأمین نمی‌شود. اگر این تنگه مسدود باشد، همان قدرت‌هایی که امروز علیه ما موضع دارند، چاره‌ای جز تغییر رویکرد و آمدن به سمتِ ایران نخواهند داشت. ▫️در یک «جنگ وجودی»، باید تمام ظرفیت‌های راهبردی را به کف میدان آورد. ظرفیتِ تنگه هرمز، نه فقط به معنای جغرافیا، که به معنای داشتنِ «حقِ انتخابِ نهایی» است. اگر دنیا می‌خواهد از این شریان حیاتی بهره‌مند شود، نمی‌تواند در قبالِ تهدیدهای علیه ایران ساکت بماند. ما هزینه‌های سنگین جنگ و ناامنی را پرداخته‌ایم و امروز مطالبه‌ی ما «تضمین امنیت» است؛ مطالبه‌ای که جهان ناچار به شنیدن آن است، به شرطی که خودمان با نزاع‌های داخلی، این صدای رسا را تضعیف نکنیم. ▫️راهِ پیروزی، نه در فحاشی و تقلیل مطالبات به رفتارهای سخیف، بلکه در «مطالبه‌گری منسجم و عقلانی» است. باید ذهن مردم را برای پذیرشِ منطقِ سختِ امنیت ملی آماده کنیم؛ منطقی که می‌گوید: «امنیتِ منطقه، امنیتِ ایران است و کسی نمی‌تواند همزمان از مزایای تنگه هرمز بهره‌مند شود و همزمان در برابر تهدید علیه امنیت ایران سکوت کند.» اولویت امروز: پرهیز از تفرقه، اتحاد حول محور منافع ملی و تبدیل خشم به یک مطالبه‌گریِ هوشمندانه و قاطع. @slamLifeStyles
📌وقتی استدلال زیر غبار توهین گم می‌شود ▫️در فضای ملتهب و پرابهام، یکی از نخستین قربانیان، گفت‌وگوی عاقلانه است. گاهی حرف درست، تحلیل قابل‌تأمل یا نقد منصفانه، در میان فحاشی، اتهام‌زنی، تحقیر و برچسب‌زدن گم می‌شود؛ آن‌قدر که مخاطب دیگر به اصل استدلال توجه نمی‌کند، بلکه درگیر لحن، خشم و فضای آلوده‌ی اطراف آن می‌شود. ▫️وقتی یک جریان، گروه یا فردی برای بیان نظر خود از توهین و اتهام استفاده می‌کند، حتی اگر بخشی از سخنش درست باشد، آن سخن دیگر به‌درستی شنیده نمی‌شود. فحاشی مثل غبار عمل می‌کند؛ حقیقت را نمی‌سازد، بلکه دیدن حقیقت را سخت‌تر می‌کند. در چنین فضایی، آدم‌ها به جای سنجیدن دلیل‌ها، به دفاع از هویت، گروه، سابقه یا احساسات خود کشیده می‌شوند. ▫️به همین دلیل، یکی از توصیه‌های مهم در زمان‌های پرتنش این است که هر استدلالی را که با چاشنی فحاشی، تحقیر، تهمت یا تحریک عاطفی همراه است، با احتیاط دنبال کنیم. نه از آن جهت که الزاماً تمام حرف آن باطل است، بلکه چون این نوع بیان، مسیر فهم را منحرف می‌کند و ما را از مقصد اصلی، یعنی تشخیص درست از نادرست، دور می‌سازد. ▫️در چنین شرایطی، خطای محاسباتی فقط برای مردم عادی رخ نمی‌دهد؛ حتی نخبگان، تحلیلگران و تصمیم‌سازان دو طرف نیز ممکن است دچار خطا شوند. وقتی فضا غبارآلود شود، داده‌های واقعی با شایعه، تحلیل با هیجان، نقد با کینه، و هشدار با تحریک اشتباه گرفته می‌شود. نتیجه این می‌شود که افراد به جای دیدن واقعیت، تصویر ساخته‌شده در فضای عصبی و آلوده را مبنای قضاوت قرار می‌دهند. 📌فضای فتنه‌گونه دقیقاً از همین نقطه تغذیه می‌کند: ▫️از عصبانیت‌ها، سوءظن‌ها، واکنش‌های شتاب‌زده، نقل‌قول‌های ناقص، کلیپ‌های بریده‌شده، تیترهای تحریک‌آمیز و جملاتی که بیشتر برای برانگیختن خشم ساخته شده‌اند تا روشن‌کردن حقیقت. ▫️در چنین وضعی، کسانی که به دنبال سوءاستفاده از اختلاف‌ها هستند، تلاش می‌کنند آب را گل‌آلودتر کنند؛ چون در آب گل‌آلود، تشخیص دوست از دشمن، نقد از تخریب، مطالبه از آشوب، و دلسوزی از فریب دشوارتر می‌شود. آن‌ها معمولاً علاقه‌ای به گفت‌وگوی دقیق ندارند؛ هدفشان تشدید بدبینی، شکستن اعتماد، و تبدیل اختلاف‌نظر به دشمنی است. 📌پس معیار ما باید این باشد: آیا گوینده دلیل می‌آورد یا فقط برچسب می‌زند؟ آیا نقد می‌کند یا شخصیت افراد را تخریب می‌کند؟ آیا به فهم بهتر کمک می‌کند یا فقط خشم تولید می‌کند؟ آیا مخاطب را به فکر دعوت می‌کند یا به نفرت؟ آیا مسئله را روشن‌تر می‌کند یا آشفته‌تر؟ ▫️گفت‌وگوی سالم یعنی بتوانیم با اختلاف‌نظر روبه‌رو شویم، بدون آنکه حرمت عقل، انصاف و اخلاق را زیر پا بگذاریم. نقد تند ممکن است لازم باشد، اما نقد تند با فحاشی فرق دارد. اعتراض ممکن است جدی باشد، اما اعتراض با اتهام‌پراکنی یکی نیست. تحلیل ممکن است هشداردهنده باشد، اما تحلیل نباید جای خود را به تحریک کور بدهد. ▫️در روزگاری که فضا آشفته است، عاقلانه‌ترین کار این است که پیش از پذیرش هر پیام، از خود بپرسیم: این سخن مرا به فهم نزدیک‌تر می‌کند یا به خشم؟ این استدلال مرا دقیق‌تر می‌کند یا فقط علیه دیگری تحریک می‌کند؟ ▫️اگر استدلالی با فحاشی و اتهام آلوده شده باشد، باید آن را از نو و با فاصله بررسی کرد. شاید در آن نکته‌ای باشد، اما نباید اجازه داد لحن آلوده، محاسبه‌ی ما را آلوده کند. حقیقت در هیاهو گم می‌شود؛ و وظیفه‌ی انسان عاقل این است که پیش از قضاوت، غبار را کنار بزند. @slamLifeStyles
📌آیا با استعفا ریاست جمهوری یا ریاست مجلس بدون اقناع کافی اکثریت مردم کار تمام خواهد شد؟!(بخش اول) ▫️در زمان انتخابات بارها گفتیم که نباید درگیر اشخاص شویم؛ اما برخی دوستان مدام بحث را روی افراد می‌بردند. نتیجه این شد که گفتمان‌ها گم شد و مردم عملا تحلیل روشنی دریافت نکردند. در پاسخ می‌گفتند: اگر قرار بود کشور درست شود و گرانی‌ها حل شود، در دوره شهید رئیسی باید حل می‌شد. خود شما هم که بعضی چهره‌های منتسب به جریان انقلابی را قبول ندارید؛ یکی ماجرای سیسمونی دارد، آن یکی هم به شکلی دیگر محل اشکال است. پس بگذارید یک متخصص بیاید و کشور را اداره کند. منظورشان هم پزشکیان بود. ▫️در میان طرفداران هر دو جریان، افرادی بودند که در هر بحثی شروع به فحاشی به نامزد جریان انقلابی می‌کردند. بعدا معلوم شد که این‌ها سربازان سایبری‌اند و فی‌سبیل‌الله کار نمی‌کنند، بلکه مأموریت و کارکرد مشخصی دارند. ▫️ما به دوستان انقلابی گفتیم که صحنه را در شبکه‌های اجتماعی خواهیم باخت. توجه نکردند. می‌گفتند چه کسی به پزشکیان یا به تکرار دولت دوم روحانی، با آن همه بدنامی، رأی می‌دهد؟ به آن‌ها گفتیم همان رأیی که روحانی در دور دوم آورد، دوباره هم می‌تواند تکرار شود؛ چون شما رسانه را نمی‌فهمید. رسانه امروز قدرتی دارد که عملا ذهن می‌سازد. ▫️همان‌طور که قبل از شهادت رهبر شهید ، هر مدرسه‌ای که وارد می‌شدید، ظرف چند هفته ذهن بسیاری از دانش‌آموزان درگیر شبهات باستان‌گرایی و کوروش‌پرستی می‌شد. با وجود این همه طلبه‌ای که در دوران شهید رئیسی وارد مدارس شدند، باز هم نتوانستند در آن میدان کاری از پیش ببرند. حتی همین الان هم خیلی‌هایشان ترجیح می‌دهند از این فضا فاصله بگیرند؛ چون از حجم شبهاتِ القاشده توسط برخی دبیران و جریان‌ها خسته می‌شوند. در مقابل، یک شبکه اجتماعی هوشمند مثل اصلاح‌نیوز، یا مجموعه‌های مشابه، به‌روزترین شبهات را به‌صورت آنلاین و هدفمند به مدارس منتقل می‌کند. این مسئله فقط محدود به مدارس هم نیست؛ به هر سازمانی که بروید، حتی در برخی نهادهای نظامی و دولتی نیز چنین فضاهایی وجود دارد. همین نیروها(اداری و سازمانی که حدود ۲۵ در صد جامعه هستند) هر سال در انتخابات رأی می‌دهند و فعلا هم در صحنه حضور دارند.(این ها هم از دست بدهیم؟!) ▫️خلاصه اینکه شما با قشر خاکستری‌ای طرف هستید که مشغول زندگی خودش است(معمولا شغل ازاد دارد و وابسته به نظام و دولت ها نیست) و در ایام انتخابات فقط برایش مهم می‌شود که به چه کسی رأی بدهد؛ کسی که بتواند برای اقتصاد، معیشت و آینده‌اش برنامه‌ای قابل‌قبول ترسیم کند. حالا شما بیایید بگویید فلانی ضد ولایت است، فرزندش خارج از کشور است، یا این همه پرونده فساد دارد. در جواب به شما می‌گوید این‌ها به من چه ربطی دارد؟ آیا می‌تواند اقتصاد کشور را درست کند یا نه؟ اگر پرونده فساد دارد، پس قوه قضائیه و شورای نگهبان کجا بوده‌اند؟ تخصص دارد یا ندارد؟ خوب بودنِ شخصی، وقتی از نظر او سواد و توان اداره ندارد، چه مسئله‌ای را حل می‌کند؟ ▫️حالا شما در پاسخ فقط شعار بدهید: مرگ بر ضد ولایت فقیه، مرگ بر منافق، مرگ بر سازشکار. آیا با این روش می‌شود ذهن قشر خاکستری را در برابر میلیون‌ها محتوایی که در شبکه‌های اجتماعی مدیریت می‌شود و از مسیر شبهات تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و امثال آن به او می‌رسد، قانع کرد؟ ▫️بعد به بعضی از نیروهای انقلابی می‌گوییم شما چه تخصصی دارید که احساس وظیفه کرده‌اید وارد این میدان شوید؟ می‌گوید نهایتا دیپلم دارم؛ حالا شاید لیسانس هم داشته باشم و یک مغازه هم دارم. ▫️البته جسارت به این عزیزان نباشد. انسان‌های بصیر و مؤمنِ تحصیل‌نکرده کم نداریم. مقصودم توهین نیست؛ فقط می‌خواهم عمق مسئله و فاجعه را نشان بدهم. ▫️از آن طرف، رهبری و مسئولان نظام می‌گویند همه کسانی که تأیید شده‌اند، دلسوز نظام، دارای سابقه در نظام و افراد سالمی هستند. ▫️حالا برادر من، آن قشر خاکستری را که جریان لیبرال، شهر به شهر برایش مراسم و جشن می‌گیرد و با هزار وعده او را برای انتخابات پای کار می‌آورد، شما چگونه می‌خواهید قانع کنید؟ شما به او می‌گویید فلانی فاسد است؛ اما او می‌بیند که نظام او را پذیرفته و تأیید کرده است. با فحاشی می‌خواهید قانعش کنید؟ مسئولی بیست سال خدمت کرده، حالا فرض کنید دو سال هم خطا داشته؛ شما مدام بگویید فاسد است، مگر قرار است او را کنار بگذارند و پدر شما را جایگزینش کنند؟ ادامه دارد.... 💬معلم،طلبه،ریاضی،ارشد مدیریت فناوری اطلاعات گرایش کسب و کار الکترونیک، برنامه نویس،گرافیست و.... بخش اول ، بخش دوم ، بخش سوم @slamLifeStyles
📌آیا با استعفا ریاست جمهوری یا ریاست مجلس بدون اقناع کافی اکثریت مردم کار تمام خواهد شد؟!(بخش دوم) ▫️برادر، وقتی تحلیل می‌کنی و می‌گویی سیاست اقتصادی باید این‌گونه باشد نه آن‌گونه، و اسم از این و آن نمی‌آوری، کسی به‌راحتی به تو گیر نمی‌دهد. (اشاره به بیانات رهبری مصداق سازی نکنید ⛔️) ممکن است با تو بحث کند و بگوید این تحلیل اقتصادی‌ات درست نیست؛ اما اینجا دقیقا به هدف زده‌ای، چون یک جلسه تبیینی رایگان برای خودت ساخته‌ای. اما وقتی می‌گویی فلانی دزد است و نامزد من معصوم، طرف مقابل هم می‌گوید آن یکی دماغش کج است، بیانش خوب نیست، تخصص ندارد؛ آخرش هم او یک توهین می‌کند، تو یک توهین می‌کنی و کار به درگیری لفظی می‌رسد. ▫️اما وقتی تحلیل تخصصی و مطالبه‌محور ارائه می‌دهی، طرف مقابل در ابتدا با گارد وارد نمی‌شود؛ اول حرفت را گوش می‌کند. اگر ببیند حرف حساب می‌زنی، بعدا خودش می‌گوید پس بیاییم کسی را انتخاب کنیم که بتواند این مطالبات را اجرا کند؛ من تا الان اصلا از این مسائل خبر نداشتم. ▫️برادر، جهاد تبیین همان‌قدر که واجب است، سخت هم هست. باید پیش از ورود به آن، رشد پیدا کنی؛ یا خودت تخصص‌های مختلف را یاد بگیری، یا از متخصص هر حوزه، حرف تخصصی‌اش را بگیری تا بتوانی در یک جدال احسن که ممکن است ساعت‌ها تو را درگیر کند، با حوصله، منطق و استقامت کار را پیش ببری. ▫️جهاد تبیینی که واجب است، اگر قرار باشد برای تو رشد ایجاد نکند و سختیِ فهم عمیق‌تر را به همراه نداشته باشد، چه فایده‌ای دارد؟ فحاشی کردن یا ریختن تمام وقت و انرژی شبانه‌روزی روی تخریب یک نفر، کار سختی نیست. ▫️ما در انتخابات شکست خوردیم؛ چون جریان‌های نفوذی از طیف‌های مختلف نگذاشتند در مسیر درست حرکت کنیم، آن هم با وجود همه توصیه‌های دلسوزانه آن پدر دلسوز کشور، آن رهبر شهیدمان، که فرمودند تخریب نکنید، توهین نکنید و از این روش‌ها پرهیز کنید. ▫️الان فرض کنید رئیس‌جمهور استعفا بدهد، رئیس مجلس هم استعفا بدهد؛ برادر یا خواهر من، اگر اکثریت افکار عمومی با ما نباشد، نتیجه‌اش می‌شود کاهش مشارکت، و دوباره انتخاب امثال پزشکیان، روحانی یا احمدی‌نژاد. تازه با همین نیروی کار اداری موجود هم باید کشور را اداره کنید؛ که قرار نیست از مریخ یا فضا نیروی انسانی تولید کرده باشید. وقتی گفتمان‌سازی نکرده‌اید، نه در دانشگاه، نه در میان نخبگان، نه در بدنه جامعه، و صرفا با فحاشی و وعده‌های غیرواقعی رأی گرفته‌اید، طبیعی است که بعدا مردم توقع معجزه داشته باشند. در چنین وضعی شما هم مجموعه‌ای از نیروهای شعاری تربیت کرده‌اید که مدیریت بلد نیستند و عملا نمی‌توانند کاری از پیش ببرند. ▫️آیا باید ساکت بمانیم و به اسم وحدت، اجازه بدهیم جریان لیبرال و غرب‌زده همه‌چیز ما را فتح کند؟ ▫️نه. باید شبانه‌روز مطالبه‌گری کرد، جهاد تبیین کرد، کتاب خواند، فهم خود را بالا برد و این اقلیتِ همراه را به اکثریت تبدیل کرد. آن وقت مدیر شما هر کسی که باشد، ناچار می‌شود به حرف اکثریت مردم گوش کند. ادامه دارد... 💬معلم،طلبه،ریاضی، ارشد مدیریت فناوری اطلاعات گرایش کسب و کار الکترونیک، برنامه نویس،گرافیست و.... بخش اول ، بخش دوم ، بخش سوم @slamLifeStyles
📌آیا با استعفا ریاست جمهوری یا ریاست مجلس بدون اقناع کافی اکثریت مردم کار تمام خواهد شد؟!(بخش سوم) 💬سوال مخاطب👈ببخشید مبنای شما برای اسم نبردن از مسئولین بی‌کفایت چیه؟ چرا مردم نباید بدانند چه کسانی عامل اصلی رنج‌ها و کاستی‌های زندگیشان هستند؟ اگر ما مسئولین بی کفایت را به مردم معرفی نکنیم دوباره مردم مشکلات را از جانب ولی فقیه می‌بینند و همان حوادثی اتفاق می‌افتد که منجر به شهادت امام سید علی گردید 💬پاسخ مخاطب👈 هیچ‌کس منکر این نیست که مردم باید خائن را از خادم و کارآمد را از بی‌کفایت تشخیص دهند. اما بحث سر «مبنا» و «روش» کار است. بیایید دقیق‌تر به این مسئله نگاه کنیم که چرا می‌گوییم در جهاد تبیین و مواجهه با قشر خاکستری، نباید پروژه را به «فحاشی شخصی و اسم‌بردن‌های بی‌حاصل» تقلیل داد. ▫️وقتی شما به جای «تحلیل کارنامه و سیاست‌ها»، فقط روی «اسامی اشخاص» تمرکز می‌کنید، عملاً زمین بازی را از «عقلانیت» به «تعصب و هیجان» تغییر می‌دهید. ▫️وقتی مدام نام یک مسئول را تکرار می‌کنید و به او برچسب دزد و خائن می‌زنید، طرفداران آن جریان یا قشر خاکستریِ مردد، بلافاصله گارد دفاعی می‌گیرند. در این حالت، بحث علمی و منطقی درباره معیشت، مسکن و تورم تعطیل می‌شود و جای خود را به یک کل‌کل سیاسیِ بچگانه می‌دهد؛ آن‌ها یک برچسب به نامزد شما می‌زنند، شما یک برچسب به نامزد آن‌ها می‌زنید و در نهایت، حقیقتِ ناکارآمدی آن مسئول پشت این هیاهو گم می‌شود. مردم در پایان این دعوا، به این نتیجه نمی‌رسند که چه کسی مقصر است؛ بلکه به این نتیجه می‌رسند که «کل این نظام و مسئولانش دارند سر قدرت با هم می‌جنگند و به هم تهمت می‌زنند.» این یعنی 👈پاس گل دادن به دشمن. 📌دوم اینکه، نظام اسلامی سازوکار دارد. ▫️وقتی ما بدون سندِ محکمه‌پسند و صرفاً بر اساس شنیده‌ها در فضای مجازی، شخصی را رسوا و بی‌آبرو می‌کنیم، قشر خاکستری حق دارد از ما بپرسد: «اگر این آدم این‌قدر که شما می‌گویید فاسد و بی‌کفایت است، پس چرا شورای نگهبان او را تأیید کرده؟ چرا قوه قضائیه یقه او را نگرفته؟ چرا در تمام این سال‌ها در پست‌های کلیدی نظام بوده؟» ▫️وقتی ما پاسخی منطقی برای این تعارض نداریم، مخاطب به این نتیجه می‌رسد که یا ما دروغ می‌گوییم و تهمت می‌زنیم، یا اینکه کل ساختار نظام درگیر فساد سیستمی است! ببینید چگونه یک روش غلط در افشاگری، ناخواسته به مشروعیت‌زدایی از کل نظام و زیر سؤال رفتن نهادهای تحت نظر رهبری منجر می‌شود. 📌سوم، برای اینکه حوادث تلخ تاریخی تکرار نشود و بار ناکارآمدی‌ها به دوش ولی فقیه نیفتد، راهش «تفکیک مسئولیت‌ها و تبیین ساختار قانون اساسی» است، نه هوچی‌گری رسانه‌ای. ▫️رهبر معظم انقلاب بارها فرموده‌اند که ایشان مسئول اجرایی کشور نیستند و دولت‌ها و مجلس‌ها با رأی مستقیم خود مردم روی کار می‌آیند. ما باید به مردم یاد بدهیم که «رأی شما اثر دارد.» ▫️وقتی دولتی با سیاست‌های غرب‌گرایانه و مدیریت لیبرالی کشور را به لبه پرتگاه می‌برد، ما نباید فقط بگوییم «فلانی بد است»؛ بلکه باید به مردم نشان دهیم که «این ایده تعامل با غرب و شرطی‌کردن اقتصاد به برجام بود که سفره شما را کوچک کرد، نه کل نظام.» ▫️اگر مردم بفهمند که ریشه مشکلات در «انتخاب گزینه‌های لیبرال و سیاست‌های غلط اقتصادی» است، دیگر یقه رهبری را نمی‌گیرند؛ بلکه متوجه می‌شوند که خودشان باید در انتخاب بعدی دقت کنند. اما اگر فقط اسم ببریم و فحش بدهیم، مخاطب حس می‌کند ساختار بن‌بست است و در نهایت همه چیز را از چشم رأس مخروط یعنی ولی فقیه می‌بیند. 📌برادر من، افشای مسئول بی‌کفایت نباید پنهان بماند، اما این افشاگری فرمول دارد: ۱. مستند و با آمار باشد: به جای گفتن «فلانی دزد است»، بگویید «این تصمیم اقتصادی فلانی در فلان تاریخ، فلان مقدار نقدینگی ایجاد کرد و تورم را بالا برد.» ۲. مسئله‌محور باشد نه شخص‌محور: به جای تمرکز بر رذایل اخلاقی شخصی (که اثباتش سخت است)، بر ناکارآمدی مدیریتی و خروجی کارنامه او تمرکز کنید. ۳. تفکیک‌کننده باشد: مرز میان خطای یک کارگزار با اصلِ سیستم و ولایت فقیه را به وضوح روشن کنید تا هزینه حماقت یا خیانت یک مسئول به حساب کل نظام نوشته نشود. ▫️جهاد تبیین یعنی همین؛ یعنی بالا بردن فهم و قدرت تحلیل جامعه. اگر بتوانیم جامعه را به سمتی ببریم که به جای «شخص‌پرستی» و «شعارزدگی»، «برنامه و کارنامه» را مطالبه کند، دیگر هیچ مسئول بی‌کفایتی نمی‌تواند با تکیه بر عملیات روانی رسانه‌ها و دوقطبی‌سازی‌های دروغین، بر صندلی قدرت تکیه بزند. آن وقت است که قشر خاکستری هم با ما هم‌صدا می‌شود؛ چون می‌بیند دغدغه ما،واقعاً حل مشکلات مردم است،نه صرفاً بالا کشیدنِ قبیله سیاسی خودمان. ادامه دارد... 💬معلم،طلبه،ریاضی،ارشدمدیریت فناوری اطلاعات گرایش کسب وکارالکترونیک،برنامه نویس،گرافیست و.... بخش اول، بخش دوم، بخش سوم @slamLifeStyles
📌گران‌سازی دستوری در پوشش آزادسازی قیمت‌ها ▫️تصور کنید نانوایی در محله‌ای زندگی می‌کند که دولت به او «آردِ یارانه‌ای» می‌دهد (چون آرد متعلق به همه مردم است)، «اجاقِ رایگان» در اختیارش می‌گذارد و «کارگرانِ محله» با حقوقِ کم برایش کار می‌کنند. ▫️حالا این نانوا، نان‌ها را با قیمت جهانی به گردشگران می‌فروشد و دلار می‌گیرد. اما به جای اینکه با این درآمد، نانوایی را مدرن کند یا به رفاهِ همان محله کمک کند، دلارها را برمی‌دارد و در کشور دیگری ملک می‌خرد و کسب‌وکار راه می‌اندازد! ▫️حالا اگر همسایه‌ها اعتراض کنند، نانوا می‌گوید: «این بازار آزاد است! من نان خودم را فروخته‌ام و سودش حق من است.» 📌سوال اینجاست: آیا این واقعاً «بازار آزاد» است؟ یا استفاده از منابعِ عمومی برای سودِ شخصی؟ ▫️در اقتصادِ امروزِ ما، اتفاقی مشابه در حال رخ دادن است: ۱. مواد اولیه متعلق به همه: شرکت‌های بزرگ (مثل پتروشیمی‌ها و برخی صنایع مادر) خوراک و مواد اولیه خود را با قیمت‌های یارانه‌ای (که متعلق به جیب تک‌تک مردم ایران است) دریافت می‌کنند. ۲. هزینه‌های ریالی، درآمدهای دلاری: تمام هزینه‌های تولید آن‌ها از نیروی انسانی متخصص و ارزان‌قیمت گرفته تا انرژی و زیرساخت، «ریالی» است. اما محصول نهایی را به قیمت جهانی و به «دلار» می‌فروشند. ۳. فرار از مسئولیت: بعد از این همه سود، وقتی نوبت به بازگشت ارز به چرخه اقتصادِ ملی یا پرداخت مالیاتِ واقعی می‌رسد، با انواع ترفندها و معافیت‌ها، سرمایه را از کشور خارج می‌کنند و در کشورهای دیگر سرمایه‌گذاری می‌کنند 📌نکته تأمل‌برانگیز: ▫️آن‌ها محصولاتِ خود را حتی به «شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی» هم با قیمت‌های روز دنیا می‌فروشند؛ در حالی که خودشان همین مواد را با قیمت‌های رانتی و ارزان از دولت (یعنی از سفره مردم) گرفته‌اند. 📌واقعی‌سازی قیمت‌ها برای مردم، بدون اصلاح این رانت‌ها، اتفاق افتاده؟! ▫️نمی‌شود هزینه‌های زندگی را برای مردم به نرخِ دلار و تورمِ جهانی گره زد، اما برای این شرکت‌های خاص، «سوبسیدِ دولتی» و «رانتِ انرژی» قائل بود. این مدل، نه بازار آزاد است و نه عدالت اقتصادی؛ این فقط «خصوصی‌سازیِ سود و اجتماعی‌سازیِ هزینه‌ها» است. اگر قرار است قیمت‌ها «واقعی» شود، باید: رانتِ خوراک و انرژی پتروشیمی‌ها حذف شود. فرارهای مالیاتیِ صنایع بزرگ بسته شود. تعهدِ جدی برای بازگشت ارز حاصل از صادرات (بدونِ دور زدن) ایجاد شود. اقتصادِ ملی، قربانیِ سفره‌هایِ خالیِ مردم برای پر کردنِ حساب‌های خارجیِ دیگران نخواهد شد. 💬معلم،طلبه،ریاضی،ارشدمدیریت فناوری اطلاعات گرایش کسب وکارالکترونیک،برنامه نویس،گرافیست و.... @slamLifeStyles
📌گران‌سازی دستوری در پوشش آزادسازی قیمت‌ها ▫️تصور کنید نانوایی در محله‌ای زندگی می‌کند که دولت به او «آردِ یارانه‌ای» می‌دهد (چون آرد متعلق به همه مردم است)، «اجاقِ رایگان» در اختیارش می‌گذارد و «کارگرانِ محله» با حقوقِ کم برایش کار می‌کنند. ▫️حالا این نانوا، نان‌ها را با قیمت جهانی به گردشگران می‌فروشد و دلار می‌گیرد. اما به جای اینکه با این درآمد، نانوایی را مدرن کند یا به رفاهِ همان محله کمک کند، دلارها را برمی‌دارد و در کشور دیگری ملک می‌خرد و کسب‌وکار راه می‌اندازد! ▫️حالا اگر همسایه‌ها اعتراض کنند، نانوا می‌گوید: «این بازار آزاد است! من نان خودم را فروخته‌ام و سودش حق من است.» 📌سوال اینجاست: آیا این واقعاً «بازار آزاد» است؟ یا استفاده از منابعِ عمومی برای سودِ شخصی؟ ▫️در اقتصادِ امروزِ ما، اتفاقی مشابه در حال رخ دادن است: ۱. مواد اولیه متعلق به همه: شرکت‌های بزرگ (مثل پتروشیمی‌ها و برخی صنایع مادر) خوراک و مواد اولیه خود را با قیمت‌های یارانه‌ای (که متعلق به جیب تک‌تک مردم ایران است) دریافت می‌کنند. ۲. هزینه‌های ریالی، درآمدهای دلاری: تمام هزینه‌های تولید آن‌ها از نیروی انسانی متخصص و ارزان‌قیمت گرفته تا انرژی و زیرساخت، «ریالی» است. اما محصول نهایی را به قیمت جهانی و به «دلار» می‌فروشند. ۳. فرار از مسئولیت: بعد از این همه سود، وقتی نوبت به بازگشت ارز به چرخه اقتصادِ ملی یا پرداخت مالیاتِ واقعی می‌رسد، با انواع ترفندها و معافیت‌ها، سرمایه را از کشور خارج می‌کنند و در کشورهای دیگر سرمایه‌گذاری می‌کنند 📌نکته تأمل‌برانگیز: ▫️آن‌ها محصولاتِ خود را حتی به «شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی» هم با قیمت‌های روز دنیا می‌فروشند؛ در حالی که خودشان همین مواد را با قیمت‌های رانتی و ارزان از دولت (یعنی از سفره مردم) گرفته‌اند. 📌واقعی‌سازی قیمت‌ها برای مردم، بدون اصلاح این رانت‌ها، اتفاق افتاده؟! ▫️نمی‌شود هزینه‌های زندگی را برای مردم به نرخِ دلار و تورمِ جهانی گره زد، اما برای این شرکت‌های خاص، «سوبسیدِ دولتی» و «رانتِ انرژی» قائل بود. این مدل، نه بازار آزاد است و نه عدالت اقتصادی؛ این فقط «خصوصی‌سازیِ سود و اجتماعی‌سازیِ هزینه‌ها» است. اگر قرار است قیمت‌ها «واقعی» شود، باید: رانتِ خوراک و انرژی پتروشیمی‌ها حذف شود. فرارهای مالیاتیِ صنایع بزرگ بسته شود. تعهدِ جدی برای بازگشت ارز حاصل از صادرات (بدونِ دور زدن) ایجاد شود. اقتصادِ ملی، قربانیِ سفره‌هایِ خالیِ مردم برای پر کردنِ حساب‌های خارجیِ دیگران نخواهد شد. 💬معلم،طلبه،ریاضی،ارشدمدیریت فناوری اطلاعات گرایش کسب وکارالکترونیک،برنامه نویس،گرافیست و.... @slamLifeStyles
📌فقدان امنیت سفر حج را ساقط می کند اما زیارت امام حسین(ع) را نه! ▫️مروجی طبسی ادامه داد: این گزاره که اگر ناامنی وجود دارد نباید به زیارت امام حسین(ع) رفت، حرف کسی است که از فقه و احکام و روایات بی خبر است. ▫️این استاد درس خارج مهدویت با اشاره به اینکه با وجود ناامنی، رفتن به فریضه حج ساقط می شود، افزود: اگر تهدید و ناامنی وجود داشته باشد می توان حج را به تاخیر انداخت اما ناامنی، ضرورت زیارت امام حسین(ع) را از بین نمی برد. ترک زیارت امام حسین(ع) دلیل بسیاری از مرگ و میرها ▫️وی اضافه کرد: امام صادق (ع) می فرماید؛ بسیاری از افرادی که از دنیا می روند، به مرگ طبیعی نیست بلکه در اثر ترک زیارت امام حسین(ع) است. ▫️این استاد درس خارج مهدویت ادامه داد: زمانی که امام صادق سر از سجده برداشت؛ راوی این داستان سوال کرد؛ آقا مطلبی را از شما شنیدم که اگر زیارت امام حسین(ع) را خدانشناسی هم انجام دهد، اهل جهنم نخواهد بود. احتمالا به حج نخواهم رفت و به زیارت امام حسین(ع) بروم. امام فرمودند: تو که ساکن عراق هستی چرا به زیارت نمی روی؟   راوی جواب داد: خبر نداشتم زیارت ایشان این میزان فضیلت دارد. امام فرمود: افرادی که در آسمانها برای زائران امام حسین(ع) دعا می کنند، بیش از افرادی هستند که برروی زمین دعاگوی آنان هستند و زیارت ایشان را ترک نکن. مگر تو دوست نداری خداوند تو را جز زائران امام حسین(ع) بداند و گناهان تو را مورد آمرزش قرار دهد و ملائکه و پیامبر(ص) با تو مصافحه کنند؟ https://qudsonline.ir/x664t @slamLifeStyles