#تلنگر
🔷قرآن کریم
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۵۳﴾
🔰بگو: ای بندگان من که بر #خود_اسراف و #ستم کرده اید! از رحمت خداوند #نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او #بسیار_آمرزنده و مهربان است
#تلنگر
ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ #ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ #ﺯﯾﺒﺎ میکند؟
ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ #ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ #گرانبها ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ #ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ #ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ #ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ!
ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ #ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ میکنید؟
ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ!
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: میبینید؟! ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ #ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍنﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ!
ﺣﯿﻒ ﮐﻪ #ﺩﺭﻭﻥ انسانها #ﺩﯾﺮ ﺭﻭ میشود...
🌐smodaresi.ir
🔰ما را در کانال رسمی
#آیت_الله_مدرسی در #ایتا دنبال کنید.
🆔 @smodaresi_ir
#تلنگر
⭕️ باشه از فردا #توبه میکنم...
🔹 این زبان دل خیلی از جوونهاست که میخوان یه روزی خوب بشن ولی مدام امروز و فردا میکنن.
این رو در اصطلاح دین بهش میگن: تسویف (یعنی امروز و فردا کردن)
‼️ حال ببینیم عاقبت این افراد چی میشه:
در روایت آمده:
إنَّ أکْثَرَ صِیاحِ أهْلِ النّارِ مِنَ التَّسْوِیفِ.
بیشترین فریاد جهنّمیان از به تأخیر انداختن توبه است.
📚 المحجّة البیضاء: ج۷ ص۲۲ / جامع السعادات، ج 3، ص 46
🔸 در واقع این افراد از ابتدا آدمهای بدی نبودن، ولی چون برای توبه امروز و فردا کردن، کم کم گناه در قلبشون زیاد شده،
و روزی میرسه که قلبشون تیره میشه و دیگه اصلا به طرف توبه برنمیگردن، یا کلا اعتقاداتشون رو از دست میدن.
✅ نتیجه اینکه، اینها همون انسانهای خوبی بودن که با تأخیر انداختن توبه، زمینه سیاهی قلبشون رو خودشون فراهم کردن و عاقبت سر از جهنم درآوردن...
🌐smodaresi.ir
🔰ما را در کانال رسمی
#آیت_الله_مدرسی در #ایتا دنبال کنید.
🆔 @smodaresi_ir
#تلنگر
چه دو هزار نفر شما را فالوو کنند،
چه دو میلیون،
چه بیشتر!
آدمهای مهم زندگی شما چند نفر بیشتر نیستند...
اگر دو سه نفر(پدر، مادر، همسر، دوست، آشنا)
نزدیک خودتان داشتید که برایتان تب کنند،
اشک بریزند و شما را بفهمند؛
دلیل بزرگی دارید که از زنده بودن شادمان باشید!..
بقیهی آن دو هزار و دو میلیون، برای شما "اعداد" هستند و شما برای آنها
" #اسم " و " #عکس "
🌺 مواظب آدمهای نزدیک و واقعی زندگیتان باشید.
🆔 @smodaresi_ir
هدایت شده از قرارگاه اهلُ الذّکر
#تلنگر
اگر به جای گفتن:
دیوار موش دارد و موش گوش دارد،
بگوییم:
"فرشته ها در حال نوشتن هستند..."
نسلی از ما متولد خواهد شد که به جای مراقبت مردم، "مراقبت خدا" را در نظر دارد!
قصه از جایی تلخ شد که در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:
بچه را ول کردی به امان خدا!
ماشین را ول کردی به امان خدا!
خانه را ول کردی به امان خدا!
و اینطور شد که "امان خدا" شد: مظهر ناامنی!
ای کاش می دانستیم #امن_ترین_جای_عالم، امان خداست...
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
ا✍🏻 ❓ سؤالات خود را از راه های زیر ارسال کنید:
🌐 Ahlozzekr.smodaresi.ir
🆔 @smodaresiir
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
.
📌 با #أهل_ألذکر همراه شوید:
https://eitaa.com/m_ahlozzekr
💐🍃🌿🌸🍃🌼💐🍃🌿🌸
#مطالب_خواندنی
#تلنگر
💠 روزی حکیمی در میان کشتزارها قدم میزد که با مرد جوان غمگینی روبهرو شد. حکیم گفت: «حیف است در چنین روز زیبایی غمگین باشی.»
🌸 مرد جوان نگاهی به دور و اطراف خود انداخت و پاسخ داد: «حیف است!؟ من که متوجه منظورتان نمیشوم!» گرچه چشمان او مناظر طبیعت را میدید اما به قدری فکرش پریشان بود که آنچه را که باید، دریافت نمیکرد.
💠 حکیم با شور و شعف اطراف را مینگریست و به گردش خود ادامه میداد و درحالیکه به سوی برکه میرفت از مرد جوان دعوت کرد تا او را همراهی کند.
🌸 به کنار برکه رسیدند، برکه آرام بود. گویی آن را با درختان چنار و برگهای سبز و درخشانش قاب کرده بودند. صدای چهچههٔ پرندگان از لابه لای شاخه های درختان در آن محیط آرام و ساکت، موسیقی دلنوازی مینواخت. حکیم در حالی که زمین مجاور خود را با نوازش پاک میکرد از جوان دعوت کرد که بنشیند.
💠 سپس رو به جوان کرد و گفت : «خواهش میکنم یک سنگ کوچک بردار و آن را در برکه بینداز.» مرد جوان سنگریزه ای برداشت و با تمام قوا آن را درون آب پرتاب کرد. حکیم گفت: «بگو چه میبینی؟»
🌸 مرد جوان گفت : «من آب موجدار را میبینم.» حکیم پرسید: «این امواج از کجا آمدهاند؟» جوان گفت: «از سنگریزه ای که من در برکه انداختم.» حکیم گفت: «پس خواهش میکنم دستت را در آب فرو کن و حلقه های موج را متوقف کن.»
💠 مرد جوان دستش را نزدیک حلقه ای برد و در آب فرو کرد. این کار او باعث شد حلقه های جدید و بزرگتری به وجود آید. گیج شده بود. چرا اوضاع بدتر شد؟ از طرفی متوجه منظور حکیم نمیشد.
🌸 حکیم پرسید: «آیا توانستی حلقه های موج را متوقف کنی؟» جوان گفت: «نه! با این کارم فقط حلقه های بیشتر و بزرگ تری تولید کردم.» حکیم پرسید : «اگر از ابتدا سنگریزه را متوقف میکردی چه!؟».
💠 حکیم گفت: «از این پس در زندگیات مواظب سنگریزههای بسیار کوچک اشتباهاتت باش که قبل از افتادن آنها در دریای وجودت مانع آنها شوی. هیچ وقت سعی نکن زمان و انرژیات را برای بازگرداندن گذشته و جبران اشتباهاتت هدر دهی.»
┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
🔰ما را در کانال رسمی
#آیت_الله_مدرسی
در #ایتا دنبال کنید.
🆔 @smodaresi_ir