💡 دعوا بر سرِ دیروز، خیانت به فرداست | ۱ از ۳
ببینید، این چند روز فضای ما پر شده از یک دعوای تازه: چه کسی خط امام را درست فهمیده بود؟ چه کسی باید عذرخواهی کند؟ چه کسی پشتِ پرده چه کرد؟ و هر دو طرف هم در همین ماندهاند — یکی با «دیدی من گفتم»، دیگری با «تو داری رهبری را تضعیف میکنی».
بیایید یک لحظه بایستیم و یک سؤال از خودمان بپرسیم: این دعوا، ما را یک قدم به جلو میبرد، یا یک قدم به عقب؟
جوابش روشن است. همهی این کشمکش رو به گذشته است؛ به اینکه سه ماه پیش چه کسی درست میگفت. اما میدانِ امروز، جای دیگری است. ما یک سرمایهی بینظیر داریم که با خونِ دل به دست آمده: همین مردمی که زیرِ بمباران به خیابان آمدند و نظام را سرِ پا نگه داشتند.
این بزرگترین داراییِ ماست؛ و هر ساعتی که صرفِ دعوا بر سرِ دیروز کنیم، داریم همین دارایی را خرج میکنیم. دشمن دقیقاً همین را میخواهد؛ نه اینکه ما در تحلیلِ گذشته به توافق برسیم، بلکه اینکه انرژیمان را سرِ گذشته تمام کنیم.
پس بیایید تکلیفِ خودمان را عوض کنیم: بهجای مباحثه دربارهی اینکه چه شد، مباحثه کنیم دربارهی اینکه حالا چه باید کرد.
این، تنها مسیری است که هم رو به جلوست و هم ما را به جانِ هم نمیاندازد.
📌 یادداشت دوم | یادداشت سوم
#یادداشت
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
💡 دو چیز را تقریباً مطمئنیم | ۲ از ۳
اول اینکه آمریکا به این تفاهم عمل نخواهد کرد. همان ساعتهای اول، با حمله به لبنان، نخستین بند را زیر پا گذاشت و تجربه برجام نیز پیش روی ماست. این یک حدس نیست، یک الگوست.
دوم اینکه به احتمال زیاد، و شاید بهزودی، دوباره جنگ سختی در پیش است. آمریکا نه برای دوستی، بلکه برای حفظ خودش و اسرائیل بازخواهد گشت.
با پذیرش این دو واقعیت، تکلیف امروز ما روشن است:
یک: بر مطالبه اجرای همین تفاهم بایستیم. لازم نیست درباره خوب یا بد بودن متن دعوا کنیم؛ کافی است بگوییم: «شما امضا کردید، حالا اجرا کنید.»
این نه نبش قبر گذشته است و نه دعوای جناحی؛ نقطهای است که همه میتوانند پشت آن بایستند. وقتی آمریکا زیر تفاهم بزند، بدون دعوای داخلی برای همه روشن میشود که نمیتوان به او اعتماد کرد.
این مطالبه باید امیدوارانه، رو به جلو و با احترام به مسئولانی باشد که امام آنان را «دلسوز» خواندند؛ نه با یأس و تهمت.
دو: مردم را برای جنگی که ممکن است بازگردد آماده کنیم. سؤال اصلی این است: اگر بانک، پالایشگاه، آب، برق و بنزین زیر فشار رفت، جامعه میتابد یا میشکند؟
آمادهسازی اقتصادی و روحی مردم برای آن روز، از هر دعوای گذشتهنگرانهای واجبتر است. اگر امروز این کار را انجام دهیم، فردا دست نظام پُرتر و گامش محکمتر خواهد بود.
📌یادداشت اول | یادداشت سوم
#یادداشت
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
💡 خیابان را با دعوا خالی نکنیم | ۳ از ۳
یک خطرِ بزرگ هم هست که باید مراقبش باشیم. این حضورِ مردمی، اگر در خیابان به دعوای داخلی کشیده شود — که این روزها نشانههایش پیداست، تا جایی که گاهی طلبه و روحانی هم درگیرِ آن میشوند — همان سرمایهای که گفتیم آب میرود. مردمی که دلسرد و مردد و دودسته شوند، دیگر آن پشتوانهای نیستند که در روزِ جنگ به کار بیایند. خالیشدنِ خیابان از سرِ یأس، خودش یک شکست است؛ همان شکستی که دشمن در میدانِ نظامی نتوانست به ما تحمیل کند.
پس جمعِ همهی حرف این است: گذشته را رها کنیم، بر مطالبهی همین تفاهم بایستیم، و مردم را برای فردا آماده کنیم — همه با امید، با وحدت، و رو به جلو.
و اینجا مسجد میتواند نقشِ کمنظیری ایفا کند. همان نهادی که مردمِ محله به آن اعتماد دارند، میتواند کانونِ همین آمادهسازی باشد: جایی که تابِ اقتصادیِ محله بالا میرود، روحیه و امید زنده نگه داشته میشود، و مطالبهی درست و باوقار شکل میگیرد بهجای دعوا. امام جماعت، اگر بعثتِ مردمِ محلهاش را به این سمت ببرد، عملاً دارد کشور را برای روزِ سخت آماده میکند — و این، شریفترین کاری است که امروز از دستِ ما برمیآید.
📌 یادداشت اول | یادداشت دوم
🕌 #یادداشت
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | ۲ در جمع بانوان کنشگر مسجدی شهرکرد، بحث از یک مشکل قدیمی شروع شد
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | 3
در ادامه سفر، به دو مسجد سر زدیم؛ دو مسجد با تجربهها و حالوهوای متفاوت که در هرکدام، نسبت میان امام مسجد، نیروهای محله و فعالیتهای مردمی برایم قابل توجه بود.
اولین بازدید، از مسجد شهدای کاظمیپور بود؛ مسجدی که هیئت فاطمیون نزدیک به نوزده سال در کنار آن فعالیت کرده و بسیاری از نیروهای امروز مسجد، از کودکی در همین هیئت و محله رشد کردهاند.
حاجآقای شریفی، امام مسجد، طلبهای اهل علم و پژوهش و در کنار او، جمعی از نیروهای قدیمی هیئت، جوانها و بانوان فعال، کار مسجد را پیش میبرند؛ از برنامههای هفتگی و مناسبتها تا کمک به بیماران و نیازمندان و حضور در میدانهای مختلف.
یکی از ایدههایی که در مسجد مطرح شد، احیای کار علمی و پژوهشی بود؛ اینکه مسجد بتواند از استادان و ظرفیتهای علمی خود محله استفاده کند و دوباره محلی برای گفتوگو، تولید فکر و حل مسئله باشد.
در میان گفتوگوها، به دوستان گفتم امام مسجد و نیروهایش، هرقدر هم باتجربه باشند، نباید در تجربه خودشان محصور بمانند. خوب است هرکدام در سفرهایشان به مسجدهای فعال سر بزنند و با یک تجربه تازه برگردند.
نقش امام فقط مدیریت برنامههای داخل مسجد نیست؛ باید تجربهها را کشف کند، نیروها را به هم پیوند بزند و راههای تازهای پیش پای جمع مسجد باز کند.
مسجد شهدای کاظمیپور تجربههای ارزشمندی برای انتقال داشت و در عین حال، آماده بود از تجربه دیگر مسجدها هم یاد بگیرد. همین رفتوبرگشت تجربههاست که میتواند امام و اهالی مسجد را از تکرار کارهای همیشگی، به سمت حرکتهای پختهتر ببرد.
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🔴 محرم امسال، غربت حسین(ع) را بهتر میفهمیم
ما برای غربت امامی گریه میکنیم که مقابل چشم مردم ایستاد، حق را نشان داد و صدایش شنیده نشد.
🔹امام حسین(ع) در میدان بود، اما تنها ماند.
مردم او را میدیدند، سخنش را میشنیدند و نسبتش با رسول خدا(ص) را میدانستند؛ بااینحال، در لحظه امتحان، ترسیدند، عقب نشستند یا در برابرش ایستادند.
🔹امروز، همین غربت را عمیقتر میفهمیم.
مردم زمان ما امام جامعهشان را نمیبینند، صدایش را مستقیم نمیشنوند و حتی از محل حضورش خبری ندارند؛ اما یک پیام از او کافی است تا صحنه را بشناسند و پای کار بایستند.
🔹«یا لیتنا کنا معک» دیگر فقط یک آرزو نیست.
این جمله در رفتار مردمی دیده میشود که در روز خطر میدان را خالی نکردند، سختی را پذیرفتند و نشان دادند اگر امامشان یاری بخواهد، تنها نمیماند.
🔹در این امتحان، مردم امروز از بسیاری از مردمان عصر رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) پیش افتادند.
آنان امام را میدیدند و گاهی پای او نمیایستادند؛ این مردم، امامشان را ندیدهاند، اما پیامش را گرفتهاند و پای آن ماندهاند.
محرم امسال، «یا لیتنا کنا معک» فقط سخن از گذشته نیست. مردمی که در روز سخت، پای امام و مسیر او میایستند، این آرزو را به رفتار تبدیل کردهاند.
و شاید همین تجربه، غربت سیدالشهدا(ع) را برای ما قابلفهمتر کند: امام در برابر چشم مردم بود، اما آنها در لحظهای که باید میایستادند، نایستادند.
#یادداشت
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
میرمحمدیان | مردم، محله و مسجد
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | 3 در ادامه سفر، به دو مسجد سر زدیم؛ دو مسجد با تجربهها و حالوه
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | 4/1
بعد از مسجد شهدای کاظمیپور، به شهر بِن رفتیم و مهمان مسجد امام حسین(ع) شدیم.
از همان لحظه ورود، فضای مسجد توجهم را جلب کرد؛ شاخهها و برگهایی که در فضای شبستان امتداد پیدا کرده بود و حالوهوای متفاوتی به مسجد میداد.
این زیبایی، محصول یک طراحی مقطعی یا تزئین مناسبتی نبود. اهالی محله سالها با ذوق و حوصله به این گلها و درختچهها رسیدگی کرده بودند تا امروز چنین تصویری در مسجد شکل بگیرد.
همین صحنه، یک نکته مهم را نشان میداد:
این مسجد برای مردم فقط محل برگزاری نماز و برنامه نیست؛ جایی است که اهالی با آن زندگی میکنند و خودشان را در آبادی و زیباییاش شریک میدانند.
نکته جالب دیگری هم در این مسجد دیدیم.
در مسجد قبلی، درباره اهمیت دیدن تجربه دیگر مساجد صحبت کرده بودیم؛ اینکه امام و نیروهای مسجد در تجربههای خودشان محصور نمانند و هرجا میروند، با یک ایده تازه برگردند.
در مسجد امام حسین(ع)، همین کار به یک برنامه مستمر تبدیل شده بود.
دوشنبهها نوجوانان مسجد را جمع میکردند و به یکی از مساجد دیگر شهر میبردند؛ هم طرحهای خودشان را معرفی میکردند، هم مسجد دیگری را میدیدند و با تجربهای تازه برمیگشتند.
این رفتوآمد فقط یک بازدید ساده نبود؛ راهی بود برای یادگرفتن، انتقال تجربه و زنده نگهداشتن ارتباط میان مسجدها.
گاهی یک ایده کوچک، وقتی میان مسجدها جابهجا میشود، میتواند چندین مسجد را یک قدم جلو ببرد.
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
📝 روایت سفر به چهارمحالوبختیاری | 4/2
در ادامه گفتوگو در مسجد امام حسین(ع)، بخش مهمی از گزارش فعالیتها را خانم حسینمیرزایی ارائه کرد؛ مسئول پایگاه خواهران مسجد.
تسلط او بر جزئیات کارها نشان میداد بانوان در این مسجد فقط مجری چند برنامه جانبی نیستند؛ در شناسایی ظرفیتهای محله، سازماندهی نیروها و پیشبرد فعالیتهای مسجد نقش جدی دارند.
در کنار حاجآقای مالکی، امام مسجد، آقای براتی و همسرشان خانم حسین میرزایی مسئولیت پایگاه برادران و خواهران را هماهنگ با یکدیگر پیش میبردند.
در بخش بانوان، افراد معتمد هر محله شناسایی شده بودند و هرکدام مأمور بودند تواناییهای اطراف خود را پیدا کنند؛ یکی نانپزی بلد بود، دیگری خیاطی، کار فرهنگی، رسانهای یا فعالیت جهادی.
این تواناییها فقط در یک فهرست ثبت نشده بود. هر وقت نیازی پیش میآمد، همین افراد وارد میدان میشدند.
از یادوارههای خانگی شهدا و کلاسهای آموزشی تا اردوهای کمهزینه، کار رسانهای، آموزش امدادی، کمک به نیازمندان و فعالیتهای اشتغالمحور، برنامههای متنوعی در مسجد جریان داشت.
اما نکته مهمتر، تعداد برنامهها نبود؛ تعداد آدمهایی بود که مسئولیت گرفته بودند.
از دوستان پرسیدم: چند نفر فقط در برنامههای مسجد شرکت میکنند و چند نفر واقعاً کاری را بر عهده گرفتهاند؟
مسجد وقتی رشد میکند که امام، مردم را فقط دور یک برنامه جمع نکند؛ تواناییهایشان را بشناسد، برایشان میدان بسازد و اجازه دهد در دل همان مسئولیت رشد کنند.
سفر شهرکرد برای من با همین تصویر به پایان رسید؛
مسجدی که امامش، خانوادههای فعال و نیروهای محله را کنار هم قرار داده و مردم را از تماشاگر برنامهها به کنشگران میدان تبدیل کرده است.
✍️ سید ناصر میرمحمدیان
🔖 توافق، پایان نبرد نیست
🔸یکی از خطاهای جدی این روزها این است که توقف درگیری را با پایان نزاع اشتباه بگیریم.
🔹گاهی دو کشور بر سر مرز، منافع اقتصادی یا بخشی از خاک با هم درگیر میشوند. چنین جنگی ممکن است با یک توافق تمام شود؛ هر طرف بخشی از خواستهاش را میگیرد و ماجرا به پایان میرسد.
🔹اما نزاع ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی از این جنس نیست. این یک اختلاف معمولی میان دو کشور نیست؛ نزاع بر سر دو منطق و دو نظم متفاوت است. آنها ایرانی مستقل، قدرتمند و اثرگذار در منطقه را نمیخواهند و بارها هم این را آشکارا گفتهاند.
🔹برای همین، هر توافقی را باید در اندازه خودش دید؛ شاید فرصتی برای کاهش فشار، بازسازی توان، جبران کاستیها یا اثبات جنگطلب نبودن ما باشد، اما نمیتوان از آن نتیجه گرفت که دشمن از اهدافش عقب نشسته است.
🔹اعتماد به دشمنی که بارها عهد شکسته، با عقلانیت سیاسی سازگار نیست. عقلانیت آن است که هم اهل مذاکره و تدبیر باشیم، هم فریب آرامش موقت را نخوریم.
🔸ما جنگطلب نیستیم؛ اما باید جنگ را بشناسیم، برای آن آماده باشیم و بدانیم که صلح پایدار، فقط با امضا روی کاغذ به دست نمیآید؛ با قدرت، انسجام و ایستادگی به دست میآید.
#یادداشت
✍️ سید ناصر میرمحمدیان