۱۷ مهر
صبح بخیر شب بخیر
@sobhbekheyrshabbekheyr
14.1هزار
دنبالکننده
10.2هزار
عکس
8.4هزار
ویدیو
89
فایل
سلام صبح بخیر صبح بخیر ،روز بخیر ،ظهر بخیر ،عصر بخیر ، شب بخیر استیکر مناسبتی مذهبی کانالی برای خانواده کپی حلال با ذکر صلوات (دلخواه )برای تعجیل در ظهور حضرت مهدی صاحب الزمان عج به غیر از کانال هم نام 💚💚💚 ارسال نظرات و تبلیغات
@HOSEYN9496
مشاهده در ایتا
پیوستن
صبح بخیر شب بخیر
14.1هزار دنبالکننده
دانلود
مطالب قبلی
صبح بخیر شب بخیر
حرکت از کربلا اگر زنان و کودکان در کنار این قبور می ماندند، خود را در اثر شیون و زاری و گریستن و نوحه کردن هلاک می نمودند، لذا علی بن الحسین (ع) فرمان داد تا بار شتران را ببندند و از کربلا به طرف مدینه حرکت کنند.چون بارها را بستند و آماده حرکت شدند، سکینه (س) اهل حرم را با ناله و فریاد به جانب مزار مقدس امام جهت وداع حرکت داد و جملگی در اطراف قبر مقدس گرد آمدند. سکینه قبر پدر را در آغوش گرفت و شدیدا گریست و به سختی نالید و این ابیات را زمزمه کرد: الا یا کربلا نودعک جسما بلا کفن و لا غسل دفینا الا یا کربلا نودعک روحا لاحمد و الوصی مع الامینا 🏴🍀🏴
صبح بخیر شب بخیر
بازگشت به مدینه ام کلثوم (س) در حالی که همراه کاروان کربلا عازم شهر مدینه گردید می گریست و این اشعار را می خواند: 🏴🍀🏴
صبح بخیر شب بخیر
مدینة جدنا لا تقبلینا فبالحسرات و الاحزان جینا خرجنا منک بالاهلین جمعا رجعنا لا رجال و لا بنینا و کنا فی الخروج بجمع شمل رجعنا حاسرین مسلبینا و کنا فی امان الله جهرا رجعنا بالقطیعة خائفینا و مولانا الحسین لنا انیس رجعنا و الحسین به رهینا فنحن الضائعات بلا کفیل و نحن النائحات علی اخینا و نحن السائرات علی المطایا نشال علی الجمال المبغضینا؟ و نحن بنات یس و طه و نحن الباکیات علی ابینا و نحن الطاهرات بلا خفاء و نحن المخلصون المصطفونا و نحن، الصابرات علی البلایا و نحن الصادقون الناصحونا الا یا جدنا بلغت عدانا مناها و اشتفی الاعداء فینا لقد هتکوا النساء و حملوها علی الاقتاب قهرا اجمعینا 🏴🍀🏴
صبح بخیر شب بخیر
مدینه! کاروانی سوی تو با شیون آوردم ره آوردم بود اشکی که، دامن دامن آوردم مدینه! در به رویم وا مکن! چون یک جهان ماتم ولی اکنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم! اگر موی سیاهم شد سپید از غم، ولی شادم که مظلومیت خود را گواهی روشن آوردم اسیرم کرد اگر دشمن، بجان دوست خرسندم به پایان خدمت خود را به نحو احسن آوردم مدینه! یوسف آل علی را بردم، و اکنون اگر او را نیاوردم، از و پیراهن آوردم! مدینه! از بنی هاشم نگردد با خبر یک تن؟ ! که من از کوفه، پیغام سر دور از تن آوردم! مدینه! اگر به سویت زنده برگشتم، مکن منعم که من این نیمه جان را هم به صد جان کندن آوردم! مدینه! این اسیریها نشد سد رهم، بنگر! چها با خطبه های خود به روز دشمن آوردم؟ 🏴🍀🏴
sobhbekheyrshabbekheyr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبح بخیر شب بخیر
بشیر در مدینه کاروان آل البیت به جانب شهر مدینه رهسپار شد. بشیر بن جذلم می گوید: به آرامی می رفتیم تا به شهر مدینه نزدیک شدیم، حضرت سجاد (ع) فرمود تا بار از شتران برداشته خیمه ها را برافراشتند و اهل حرم در آن خیمه ها فرود آمدند، امام علی بن الحسین مرا طلبید و فرمود: خدای تعالی پدرت جذلم را رحمت کند که شاعری نیکو بود، آیا تو را از شعر بهره ای هست؟! عرض کردم: آری یابن رسول الله! فرمود: هم اکنون وارد شهر مدینه شو! و خبر شهادت ابی عبد الله (ع) و ورود ما را به مردم ابلاغ کن! بشیر گوید: بر اسب خویش سوار شدم و با شتاب وارد شهر مدینه شدم و به جانب مسجد نبوی رفتم، چون بدانجا رسیدم با صدایی بلند و رسا این اشعار را که مرتجلا سروده بودم، خواندم : یا اهل یثرب لا مقام لکم بها قتل الحسین و ادمعی مدرار الجسم منه بکربلا مضرج و الرأس منه علی القناة یدار 🏴🍀🏴
صبح بخیر شب بخیر
سپس روی به مردم کردم و گفتم: این علی بن الحسین (ع) است که با عمه ها و خواهرانش در بیرون شهر مدینه فرود آمده اند و من فرستاده اویم که شما را از ماجرایی که بر آنان رفته است آگاه سازم. وقتی این خبر را به مردم رساندم، در مدینه هیچ زنی نماند مگر اینکه از خانه خود بیرون آمد در حالی که زاری می کرد و می گریست، و من همانند آن روز را به یاد ندارم که گروه بسیاری از مردم یکدل و یکزبان گریه کنند و بر مسلمانان تلختر از آن روز را ندیدم 🏴🍀🏴
صبح بخیر شب بخیر
در آن هنگام شنیدم که بانویی برای حسین (ع) چنین نوحه سرائی می کرد: نعی سیدی ناع نعاه فاوجعا و امرضنی ناع نعاه فافجعا فعینی جودا بالدموع و اسکبا وجودا بدمع بعد دمعکما معا علی من وهی عرش الجلیل فزعزعا فاصبح هذا المجد و الدین اجدعا علی ابن نبی الله و ابن وصیه و ان کان عنا شاحط الدار اشسعا پس از خواندن این ابیات، آن بانو به من گفت: ای مرد! مصیبت و اندوه ما را در سوگ حسین تازه کردی و زخمهایی را که هنوز التیام نیافته بود از نو چنان خراشیدی که دیگر امید بهبودی نیست، خداوند تو را بیامرزد، تو کیستی؟! گفتم: بشیر بن جذلم، مولایم علی بن الحسین مرا فرستاد تا خبر ورودشان را به اهل مدینه بدهم، و او با اهل بیت ابی عبد الله در فلان نقطه فرود آمده است. 🏴🍀🏴
صبح بخیر شب بخیر
استقبال از کاروان کربلا بشیر گوید: مردم مدینه یکپارچه بسوی کاروان حرکت کردند، و من نیز اسبم را بسرعت راندم و دیدم مردم همه راهها را با حضور خود سد کرده اند، بناچار از اسب پیاده شدم و با زحمت از میان مردم گذشتم و خود را به خیمه های آل البیت رساندم. علی بن الحسین (ع) داخل خیمه بود، بیرون آمد و دستمالی در دست آن حضرت بود که اشک از رخسار مبارکش پاک می کرد، مردی منبری آورد و آن حضرت بر آن نشست و اشک از دیدگانش جاری بود، صدای مردم به گریه بلند شد و زنان ناله و زاری می کردند و مردم از هر طرف به آن حضرت دلداری و تسلیت می گفتند، آن منطقه پر از شیون و فریاد شده بود، تا آنکه حضرت سجاد (ع) با دست خویش اشاره کرد که ساکت شوند و سپس این خطبه را ایراد فرمود: 🏴🍀🏴
sobhbekheyrshabbekheyr
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبح بخیر شب بخیر
خطبه امام سجاد (ع) 🔰
صبح بخیر شب بخیر
حمد و سپاس خداوندی را سزاست که پروردگار عالمیان و مالک روز جزا و آفریننده همه خلایق است، آن خدایی که مقامش آنقدر رفیع است که گویا در بلندترین مرتبه آسمانها قرار گرفته (و از دسترس عقل و فکر بلند پروازان بشری بسیار دور است) و آنقدر به آدمی نزدیک است که حتی زمزمه ها را می شنود، او را بر سختیهای بزرگ و آسیبهای زمانه و آزار و حوادث ناگوار و مصائب دلخراش و بلاهای جانسوز و مصیبتهای بزرگ و سخت و رنج آور و بنیان سوز سپاسگزارم. 🏴🍀🏴
مطالب بعدی