- و مأوا مقدم ماه آسمون رو اینجوری توصیف میکنه :
شاید هم ماه جایِ تیری چوبیست بر پیشانی آسمان ، که مردی عاشق و شیفته خورشید وقتی دلتنگ معشوقه اش بود بر آسمانِ سیاه شب شليك کرد .
چایت را بنوش !
نگران فردا مباش ، از گندمزار من و تو
مشتی کاه می ماند برایِ بادها . .
گفت ؛ تو عقب کشیدی یا جنگ تموم شد ؟
گفتم ؛ به جز من کسی نمی جنگید که من عقب
کشیدم ، جنگ هم تموم شد !