May 11
رم میکند در واژگان هی مرکب شعری
آه از پریشانی طبع آه از تب شعری
دریای مضمون واژگون و شاعری دلخون
وقتی نگاهی خیمه زد جایی لب شعری
نیشی ز جنس نقد در چشمان ماهی رفت
در انجمن های قمر در عقرب شعری...
موی تو شب چشم تو شب بوی توهم شب بو
تو همزمان هم شعر هستی هم شب شعری...
میخواستم دستم به دامان تو باشد عشق...
دلدادگی دینم شد و یک مذهب شعری
سروش وطن پور #شبگرد | کوچه بن بست...
1403/2/21
استاد واژه های پراکنده
خنده!
من آن هجای زلف پریشان شعری ام
تا که ببافی ام وبه دوری بپیچی ام
من آن جواب بعد صدای های پوچم و
از جنس هیچی ام از جنس هیچی ام
در نرد عشق آنقدر ای دوست باختم
تاکه تمام عالمیانرا شناختم
اما خودم؟
خودم هنوز نفهمیده ام چی ام!!!!!
از جنس هیچی ام؟ از جنس هیچی ام...
شاید که کاردستی یک کودکم
با کاغذ بدون رنگ
شاید عروسکم
بازی کنید با من و با زندگانی ام
آه ای جوانی ام...
کبریت بی خطر یک دم خطر نکرد
عاشق نشد...
چون«پیشِ زخمِ تیغِ تو ،...جان را سپر نکرد»*
طوفان موج های هجایی پراکنده ای
مونا لیزای خنده ای...
من حس کشفی از لئوناردو داوینچی ام
صد حیف آخرش...
از جنس هیچی ام از جنس هیچی ام
#شبگرد
جانا کدام سنگدل بیکفایت است
کو پیش زخم تیغ تو جان را سپر نکرد
*حافظ جان
#شعر_نو
1403/2/23
آتش زدم بر قامت اشعار تقدیمت...
پروانه تا دورش بچرخد شمع میسوزد
#شبگرد
تصویر باهوش مصنوعیست
11.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«پس برای خواندن شعرم به مجلس میروم
چون برای شعر شورای نگهبانی که نیست»
دل برگ خزان است...نماندن خش خش...
هی میروی و سمت تو می آیم کش
ما جایگه عشق نشناخته ایم
در قافیه عمر نمیگنجد عش.........ق
#شبگرد