eitaa logo
روزها در راه
62 دنبال‌کننده
11 عکس
1 ویدیو
0 فایل
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_81ymzui&btn=✉️
مشاهده در ایتا
دانلود
۳. من نقش بازی می‌کنم: من آن کسی هستم که دارد زار می‌زند؛ و من این نقش را برای خودم بازی می‌کنم، و این مرا به زاری وا می‌دارد: من تئاتر خودم هستم. و من که می‌بینم حق‌حق‌ام گرفته بیشتر حق‌حق می‌کنم؛ و اگر اشک‌ام بخواهد بند آید، به‌سرعت آن عبارت زخم‌زننده را باز برای خود تکرار می‌کنم تا اشک‌ام دوباره جاری شود. من دو سخن‌گو در بطن خود دارم، که گفته به گفته، طنین سخن را رساتر می‌کنند، مثل دیالوگ‌های کوتاه دو بازی‌گر تئاتر که حس و حالت موقعیت دراماتیکی را در مقابل هم تشدید می‌کنند: در این سخن دوچندان، باز دوچندان شده، که به غوغای نهایی (صحنه‌ی دلقک‌بازی) ختم می‌شود، نوعی سرخوشی هست.
تو در نجابت خاک و اسیری باد گُم می‌شوی
رستگاری در خاورمیانه ممکن نیست
بارها به خودش گفته بود نرود دنبال آهوی رمیده. اما چه فایده، رفته بود، رنجیده چشم به راه مانده بود و دل برگشتن نداشت.
دوشِس سرش را به نشان نفی تکان داد و فریاد زد: «من به این نژاد ایمان دارم.» -این نژاد نماینده‌ی بقای زورگوییه. «پیش‌برد تمدن.» -فساد و تباهی بیشتر شایسته‌شه. «در مورد هنرش چه داری بگی؟» -هنرش بیمارِه. «عشق؟» -دیده فریبی‌ست. «مذهبش؟» -جایگزین مناسبی برای باوره. «تو جزو شاکاکان هستی.» -هرگز! شک آغاز ایمانه. «چه هستی؟» -تعریف کردن یعنی محدودیت قائل شدن. «سرنخی بده.» -نخ پاره می‌شه، با نخ پاره هم به جایی نمی‌رسی. [تصویر دوریان‌گری] -اسکار وایلد
پی. چ پیِ چی الدنگ؟ مگر مادر نگفت در مربا را با دست نوچ‌ نبند. مگر پدر نگفت خفه، این صداها از کجاست. -ما مرده‌ایم ، کسی نمی‌داند. هیس، صدایش‌ را درنیاور. ((تداعی .
مشکلی با مُردن ندارم