این دو صفحه هیچ ربطی به هم ندارن. چند تا عکس رندوم از خواهر هم دانشگاهی مامانم پیدا کرده بودم و چون خیلی بامزه بودن چسبوندمشون این جا. یه صفحه هم گل هایی که دوست داشتم نگه شونب دارم رو چسبوندم.🧏🏻♀✨
این صفحه رو تقدیم میکنم به چنلِ:
https://eitaa.com/joinchat/2018575657C83370462e0
اون صفحه ای که توش پو کشیدم رو با یکی از دخترای فامیل درست کردم. یکی از مودی ترین و عجیب ترین ادماییه که توی زندگیم دیدم. یه روز خوبه یه روز بد. صفحه ی بعدیشم خودم تنهایی تو ماشین وقتی داشتیم از خونشون بر میگشتیم درست کردم.💁🏼♀✨
این صفحه رو تقدیم میکنم به چنلِ:
https://eitaa.com/Liousan
اینجا کتاب «قبل از آنکه قهوه ات سرد شود» رو صوتی گوش میدادم و ژورنال درست میکردم. یکمی هم ناراحت بودم چون تازه تعطیلات عید تموم شده بود و ادمای مورد علاقم رفته بودن خونه هاشون. یه حس عجیبی بود، هرکی باشه یه خرده ناراحت میشه دیگه.👩🏾✨
این صفحه رو تقدیم میکنم به چنلِ:
@mstrangerthings