eitaa logo
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نازگل
غنچه ام آرام گیر زندگی جای بدیست لحظه ها را ثبت کن زندگی جای بدیست در نهایت سبز شو کم کمک پر بار شو اندک اندک رشد کن زندگی جای بدیست میتوانم که بگویم من همانند تو بودم آرزویم گل شدن بود صاحب خرمن شدن بود حال اما دریافتم زندگی جای بدیست غنچه ام کوچک بمان به آرزو بی شک بمان غنچه ام تو گل نشو خام دسته گل نشو غنچه ام آرام گیر زندگی جای بدیست
گلگل
تخته چوبی کهنه بودم زیر پر و پای بل بل در کنار رودخانه نزد آواز چکاوک همزمان با چرخش باد سنگ های یک و دوقل هم صدا با نور خورشید هم نسیم عطر باران در جوار تکه دشتی در میان درد و درمان تکه چوبی خسته از غم پوسیده از سیلاب نم نم تکه چوبی دار بسته با طنابانش نشسته بر درختی تکیه دادم اندک اندک خسته خسته تاب میخوردند کودک در سر و کول و وجودم گهی آن خنده ها بود مایه عشق و سرورم تا زمانی که وجودم در گدایی ها نرم میشد کودکان را طرد کرد و با خودِ خود سرد میشد تکه چوبی پر ترحم دور و تنها از تبسم تکه چوبی که خدایش میکند بر او تمسخر