eitaa logo
روستای دور افتاده ی زنبورک
131 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
104 ویدیو
20 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خواب به چشمانم نمی آید چرا؟! نکند مینگری نافذ،در خواب و رویایت مرا؟ آنگونه که حتی خود،نمیفهمی اعمالت را... من چشمانم گرم نیست و تو خفته؛اما در رویای پشت ان چشمانت درحال نفس کشیدن در کنارت هستم.نگاهت گویی به قدری اتشین است که خود حس نمیکنی و این اتش حتی به واقعیت هم زبانه کشیده که نمیگذارد از فکر و خیال تو من هم وارد ان دنیای رویا شوم. شاید گناه باشد،شاید زود باشد؛هر آنچه که باشد...با تمام قلبم دعا میکنم او برایمان راهی درست و خیر باز کند تا قبل از ان چیز هایی که اگر اتفاق بی افتند رهایی از آنها سخت است. چه راه و مقصدمان یکی چه جدا جدا،به او التماس میکنم هرچه بی درنگ تر مشخص کند این سرنوشت و عاقبت را... آه از این دل که نمیداند چگونه قلم دست گیرد تا آبشار سخنانش را سرازیر کند! _ دلنوشته
حلیمه اون گیفه رو داری
همون که کشیده بودم قبلا
ی گربه ی خندان کشیده زرد موزی