هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
🃏The moon - ماه
زیرِ نورِ ماه راه میره، خودش هم نمیدونه کدوم طرف باید بره. میدونه که توی تاریکی همهچیز میتونه شکلِ چیزی دیگه بهنظر برسه. زیاد فکر میکنه، شاید بیشتر از چیزی که براش خوبه، و بین چیزی که واقعاً اتفاق افتاده و چیزی که ذهنش ساخته گیر میکنه. حرفهاش پر از مکث و سؤالن، چون قبل از اینکه چیزی رو باور کنه چند بار از خودش میپرسه نکنه دارم اشتباه میبینم؟ آدمها فکر میکنن هیچوقت نمیشه فهمید توی سرش چی میگذره ولی دوستهاش میدونن که اون فقط همهچیز رو عمیقتر از چیزی که نشون میده حس میکنه. اگه دوستت داشته باشه شاید همیشه نتونه مستقیم بگه چی حس میکنه ولی جزئیاتی ازت یادش میمونه که خودت هم یادت نیست. از ناشناختهها فرار نمیکنه فقط قبل از قدم گذاشتن توشون همهچیز رو چندبار بررسی میکنه. نقطهضعفش اینهکه ذهنش اونقدر احتمالهای مختلف میسازه که حقیقت بینشون گم میشه و چیزی که فقط یه ترسه، کمکم براش شبیه به یه واقعیتِ قطعی بهنظر میرسه.
"همهی چیزهایی که تو تاریکی میبینی واقعی نیستن، بعضیهاشون فقط سایهی فکرهاتن."
⋆ @kocholo1997
هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
🃏The hanged man - مرد به دار آویخته
تصمیم گرفته برای مدتی هیچکاری نکنه و فقط نگاه کنه، میدونه یکسری از جوابها رو وقتی پیداشون میکنی که دست از دنبال کردنشون برداری. آدمها فکر میکنن بلاتکلیفه یا نمیدونه چی میخواد، ولی دوستهاش میدونن که اون عمداً بعضی تصمیمها رو عقب میندازه تا چیزی رو از زاویهای ببینه که درسته. اگه دوستت داشته باشه سعی نمیکنه مسیرت رو عوض کنه، حتی اگه خودش فکر کنه داری اشتباه میری، چون باور داره خودت باید خودش بفهمیشون. میتونه مدت زیادی توی یه موقعیت بمونه و از همونجا چیزهایی بفهمه که آدمهای در حال حرکت هیچوقت متوجهشون نمیشن. نقطهضعفش اینهکه اونقدر به صبر کردن و منتظرِ زمانِ درست موندن عادت میکنه که فراموش میکنه درها فقط وقتی باز میشن که خودت دستگیرهشون رو پایین بدی.
"لازم نیست جلو بری، فقط باید برای اولینبار از زاویهی دیگهای نگاه کنی."
⋆ @possied_tutto566
هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
🃏Three of Swords - سهشمشیر
سه تا شمشیر از وسطِ قلبش رد شدن، هرکدوم از شمشیرها یک حقیقتن که نمیشه با نادیده گرفتنشون از بین بردشون. کسی ئه که درد رو خوب میشناسه ولی هرگز سعی نمیکنه ازش یهچیز قشنگ بسازه. حرفهاش صریح و صادقانهن، ترجیح میده یک حقیقتِ تلخ رو یکبار بشنوه تا اینکه مدتها با یه دروغ زندگی کنه. آدمها فکر میکنن بدبین شده ولی دوستهای نزدیکش میدونن که اون فقط به خودش یادآوری میکنه هرچیزی که دوستداشتنیه لزوماً موندنی نیست. اگه دوستت داشته باشه هرگز احساسش رو با وعدههای بزرگ ثابت نمیکنه، بیشتر با اینکه وقتی شرایط سخت میشه همچنان همون آدم باقی میمونه ثابتش میکنه. ممکنه مدتها دربارهی یه اتفاق فکر کنه و هزاربار از خودش بپرسه کجای ماجرا اشتباه کرده، البته نمیخواد دنبال مقصر بگرده، میخواد بفهمه چطور باید مووان کنه و دوباره همونجا نایسته. با اینحال، پشتِ اینهمه احتیاط یه آدم حساسه که حرفها و رفتارها رو خیلی بیشتر از چیزی که نشون میده جدی میگیره. نقطهضعفش اینهکه اونقدر روی چیزی که شکسته تمرکز میکنه که فراموش میکنه شکستن به معنای از بین رفتن نیست و زخمها فقط بخشی از داستانن، نه تمامِ اون.
"یکسری از حرفها درد دارن، ولی دردناک بودنشون دلیل نمیشه دروغ باشن."
⋆ @Noumenonn
هدایت شده از 𝗎𝖿𝗈.
🃏Seven of Cups - هفتجام
ذهنش همیشه پر از احتمال و راههای مختلفه و برای هر اتفاقی ده تا سناریو توی سرش داره. حرفهاش پر از "شاید" و "اگه" ان چون میتونه همزمان چندین آیندهی مختلف رو تصور کنه. آدمها فکر میکنن خیالپردازه و نمیتونه تصمیم بگیره، ولی دوستهاش آگاهن که مشکلش کمبود انتخاب نیست زیادی بودنشه. اگه دوستت داشته باشه ممکنه مدتها توی ذهنش به شکلهای مختلف بهت فکر کنه، حرفهایی که نزده رو تصور کنه و حتی برای اتفاقهایی که هنوز نیفتادن جواب آماده داشته باشه. میتونه از یه ایدهی کوچیک یه دنیای کامل بسازه، ولی بعضی وقتها همون دنیاها اونقدر واقعی میشن که مرزشون با چیزی که واقعاً جلوی چشمشه محو میشه. نقطهضعفش اینهکه ممکنه عاشقِ تصویری بشه که از یک انتخاب ساخته، نه خودِ انتخاب، و اونقدر بین امکانهای مختلف بگرده که فرصتِ واقعی رو از دست بده.
"هر چیزی که میدرخشه یه آرزو نیست، یکسری جامها فقط نور رو منعکس میکنن."
⋆ گمشده در اِلفهیم (Ravkan version)