خیلی خوشحالم امشب ۱۰۰ صفحه از مغازه خودکشی رو توی یک ساعت خوندم و احتمالا فردا تموم میشه میام نظرم رو نسبت بهش میگم براتون( شاید ۱۰۰ صفحه توی یک ساعت برای خیلی هاتون چیزی نباشه و اتفاقا کم باشه ولی برای من خوبه چون من کلا آدم آرومیم و حتی خوندنم هم آرومه ولی تا اینجا انقدر باحال بوده که تونستم و درضمن برای منی که تا چند وقت پیش به خاطر اینکه تا قبلش وحشیانه کتاب میخوندم و به خاطر همین با کتاب خوندن سر گیجه و سر درد میگرفتم بعد یه مدت، خیلی خوبه! شایدم برای بعضی نرمال یا حتی زیاد باشه که خب باید بگم بیاید شما هم شروع کنید تا با هم بتونیم بهتر شیم🌻)
《اون هنوز میتونه منو ببینه که توی برف میرقصم، تا قبل از اینکه بیاد پایین هیچ وقت برف نیومده بود.》
امشب فیلم ادوارد دست قیچی رو دیدم؛ بزارین از خط داستانی شروع کنم. خط داستانی نه اونقدر کند بود که خسته بشی و نه اونقدر تند که نفهمی داره چی میشه و اتفاقات به جا و درست چیده شده بودن. خود داستان هم به نظرم خیلی خوب و خاص بود و ایده خیلی جالبی داشت. شروع و پایان هم به نظرم واقعا مناسب بود و تعلیق داستان هم به اندازه بود. در مورد بازیگران، جانی دپ که اتفاقا نقش اصلی رو هم داره، بهترین بازی رو داشت اصلا فرض کنید جانی دپ باشه بعد بازی خوبی نداشته باشه؟؟؟ خیلی خوب احساسات و عواطف ادواردو رو نشون میداد. وینونا رایدر هم میشه گفت بازی خوبی داشت بقیه بازیگران رو هم که دیگه اسم نمیبرم واقعا خوب بودن. شما بادیدن این فیلم واقعا میروید توی حال و هوای ۱۹۹۰ و این موضوع رو میتونید توی اتفاقات، مدل لباس پوشیدن، آرایش، دغدغه و رنگ ها به خوبی متوجه بشید. این فیلم با ژانر درام، فانتزی به کار گردانی تیم برتون ساخت آمریکاست و یکی از آثار مطرح جانی دپ هست.
در کل من از فیلم لذت برم و اگر از این سبک فیلم خوشتون میاد پیشنهاد میشه.
۱۰/۹.۵
قرار بود امشب زود بخوابم؟؟؟
نه برادر من یه آدم شب زنده دار ام
میدونستین این یه فکت علمی، روانشناسی داره؟
از لحاظ روانشناسی خیلی تخصصی عه و خودم هم درست نمیفهمم پس ولش میکنیم ولی از لحاظ علمی میگن مربوط به جدت میشه زمان انسان های اولیه اون موقع افراد دو گروه بودن گروهی که شبا میخوابیدن روزا میرفتن دنبال شکار و گروه دوم روزا میخوابیدن و شبا نگهبانی غار رو میدادن برای همین فکر کنم جد من خیلی به نگهبانی شبانه اش پایبند بوده!
جدی میگم من روزا همش ولم البته که اگه کار داشته باشم که هر روز دارم مجبورم پاشم انجام بدم بعد از اون ور تا شب میشه یهو انرژی میگرم برای مثال امروز همش خسته بودم به زور رفتم کلاس زبان بقیش همین طوری ول بودم بعد شب که شد یه کار کردم که نمیدونم بهتون بگم بهم میخندین یا نه پس نمیگم بعدش رفتم حموم کلی از این کارای سلفکیر و روتین بعد حموم و اینا بعد یهو برداشتم اتاقم رو مرتب کردم اون کاری که گفتم دارم برای ژورنال ام انجام میدم رو پیش بردم ناخون هام رو درست کردم فیلم دیدم کتاب خوندم و... اصلا واوشششششششش
عاقا یه چیزی که خیلی خیلی برام عجیب عه و زوق زده ام میکنه اینه که وقتی از آدما میپرسم من چه وایبی میدم، یهو برام کلی عکسای کلاسیک خوشگله نازه عمیقه هنری میفرستن و من اینطوریم که منظورتون چیه؟ واقعا من یه همچین وایبی میدم؟ آخه من اینو از یه نفر دریافت نکردم من برای یه کاری که داشتم میکردم یه متنی داشتم مینوشتم این موضوع رو از خیلیا پرسیدم و همه همین رو به من گفتن و این جور عکسا رو برام فرستادن و من اینطوری بودم که مگه میشه من این وایبیه که دلم میخواد بدم؟ بعد ازشون که معمولا میپرسم چون تعداد افراد دیگه ازشون پرسیدم زیاد بوده اینطوری بودن که به خاطر مثلا قیافه، به خاطر نوع حرف زدنت وقتی یه نفر باهات عمیق حرف بزنه این حس رو ازت دریافت میکنه به خاطر کارایی که انجام میدی، به خاطر حس و زندگی ای که داری چون که امروز یک نفر دیگه این رو برام فرستاده بود، یهویی یادم افتاد که مثلا چند وقت پیش هم این اتفاق دوباره افتاده بود و از جانب چند نفر، و خیلی روزم با ذوق شد
عاقا واقعا داری جدی میگین؟؟؟