دیشب کتاب مغازه خودکشی رو تموم کردم و باید بگم کتاب محشری بود من عاشق این کتاب شدم واقعا خیلی ازش خوشم اومد از اون دسته کتابایی بود که وقتی برش میداری متوجه نمیشی که داره پیش میره و بعد یه نگاه میکنی میبینی یه عالمه ازش رو خوندی از اون کتابایی که من نمیتونستم بذارمش زمین یعنی وقتی که روز اول شروعش کردم گفتم که خب بذار چهار تا فصل اول رو بخونم و بخوابم بعد یهو دیدم فصل بیست یک توصیف هایی که داشت و تشبیه هایی که داشت خیلی خیلی خیلی قشنگ بود بعد ایده داستانی خیلی جالب بود این که این مغازه خودکشیه و بعد حالا چه اتفاقی برای این مغازه خودکشی میفته این کتاب فانتزی سیاه و تلخه چون راجع به خودکشیه ولی اون طنزی که داده بود به بهش اینقدر قشنگ بهش نشسته بود که اصلا دل رو نمیزد و من شروع و پایانش رو خیلی دوست داشتم که البته پایانش میتونه همه پسند نباشه تعلیقش به اندازه بود این کتاب الان رفت جزء دسته کتابهای مورد علاقه ام فقط دیروز داشتم با یکی از افرادی که این کتاب رو خونده بود صحبت میکردم گفت یه سری جاها جملات عجیب بود در حالی که من داشتم میخوندم اصلا همچین چیزی رو نداشت فکر میکنم به خاطر همون ترجمه است که گفتم چون این ترجمه فرانسوی به فارسیه. خیلی این موضوع برای من مهمه توی ترجمه به خاطر اینکه ممکنه یک منظوری رو خود نویسنده اصلی به زیبایی خواسته به نمایش بذاره که اون ترجمه نتونه این کار رو انجام بده ولی این ترجمش خیلی خوب بود و پیشنهاد میشه البته اگر که به این سبک و این مدل کتاب علاقه دارید