ولی قبلا خیلی با حوصله تر بودم
هر جا بچه بود سعی میکردم باهاشون بازی کنم و سرگرمشون کنم
جدیدا فقط کافیه یه بچه حرف بزنه تا بزنم تو دهنش
از روزایی مثل امروز
که هم جمعست
هم آسمون ابریه ولی بارون نمیاد و یه جوریه که انگار آسمون بغض کرده
و باعث میشه خودمم بغض کنم و برم رو اون فازا بدم میاد بدم میاد بدم میاد
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
ولی قبلا خیلی با حوصله تر بودم هر جا بچه بود سعی میکردم باهاشون بازی کنم و سرگرمشون کنم جدیدا فقط کا
وای من خیلی بچه دوست دارم
ولی اگه بچسبن به آدم یکم اذیت میشم
نوزادا خوبن
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
چطوری با چیز شیرین کنار میاین؟
شیرین دوست نداری؟
شکلات؟
نون خامهای؟
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
از روزایی مثل امروز که هم جمعست هم آسمون ابریه ولی بارون نمیاد و یه جوریه که انگار آسمون بغض کرده و
میتونی تصور کنی از روی ذوق بغض کرده
مثلا یه روز تمااام منتظر ماه بوده و از اینکه قراره امشب ببینتش خوشحاله