مذاکرات بدون اذن ولی نامعتبر است
شروط آن غیرشرعی است
مذاکرهکنندگان، متمرد هستند
سفر آنها، سفر گناه است
نمازشان کامل است
خرج بیتالمال برای آنها صحیح نیست
اعتماد به آنها سادهلوحی است
عبرت نگرفتن از گذشته حماقت است
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
ریشه جریانی موهوم به نام جریان انحرافی و هاشمی (۱)
علیرغم اینکه آرشیو پایگاه اطلاعرسانی هاشمی رفسنجانی در حدفاصل خرداد ۸۸ تا حوالی خرداد ۸۹ از دسترس خارج است؛ با این وجود، آرشیو در دسترس بیانگر این موضوع است که حرکتی کاملاً هوشمندانه و مدوّن، در بازه زمانی ۲۴ تیر ماه سال ۸۹ تا پایان فروردین ماه ۱۳۹۳، پایگاه مذکور به میزان ۱۵۶ بار (به طور متوسط بیش از ۳ با در هر ماه) از طریق انتشار یاداشت، خبر و نظرات و سخنرانیهای آقای هاشمی رفسنجانی، محمود احمدینژاد را متهم به انحراف کرده است:
انحراف از مهدویت
انحراف از رهبری
انحراف از قانون
انحراف از اخلاق
انحراف از عدالت
انحراف از روحانیت و مرجعیت
انحراف هدفمندی یارانهها
انحراف در ارائه آمار
و...
بخشی از موضوعاتی است که مورد توجه آقای رفسنجانی قرار گرفته است
(مقالهای در همین زمینه: نبرد ترمینولوژیک هاشمی با امام خامنهای پیرامون جریان انحرافی)
در همین راستا سید محمد خاتمی (به عنوان یکی از اعضای شورای ۶ نفره فتنه) در اسفند ۱۳۸۹ طی سخنرانی در جمع اصلاحطلبان، از ظهور جریانی خطرناک و انحرافی در بدنه دولت دهم و در اطراف رئیسجمهور خبر داد و ضمن اذعان (مصلحتی) بر خطای استراتژیک اصلاحطلبان در انتخابات ۸۸ اظهار داشت:
شاید ما در انتخابات ۸۸ بد عمل کردیم، لیکن جریان اصلاحات با جریان انحرافی قابل مقایسه نیستند؛ چرا که ما قائل بر اصول نظام و ملتزم بر ولایتفقیه هستیم، لیکن جریان انحرافی نه تنها نظام و اصول آن را قبول ندارند بلکه ولایتفقیه را هم به رسمیت نمیشناسند و حکومت اسلامی را صرفاً ذیل حضور امام زمان تعریف مینمایند
بدین ترتیب حاشیهها، تهمتها، تخریبها، تنگنظریها و بیمهریهای بسیاری نیز در طی آن سالها، دولت احمدینژاد را با هدایت یک مرکز فرماندهی واحد مورد هدف قرار داد که دامنه تقابلات با دولت انقلابی را از سطح هاشمی رفسنجانی و اصلاحطلبان، به لایههایی از مدعیان اصولگرایی نیز گستراند
در آن دوران و برخلاف تأییدات مکرر امام جامعه اسلامی پیرامون عملکرد و رفتار فردی، تیمی و گفتمانی دولتهای نهم و دهم و به ویژه شخص دکتر احمدینژاد، جریانات فراماسونری (متشکل از صاحبان قدرت در قبل از انقلاب) و نئوفراماسونری (متشکل از مافیای قدرت و ثروت در بعد از انقلاب) متشکل از همه احزاب و گروههای وابسته به چپ و راست و کارگزاران سازندگی و مدعیان اصولگرایی و مافیای قدرت و ثروت (وفاقیون) که منافع فردی و گروهی و حزبی خود را با احیای گفتمان امام و انقلاب و بازگشت انقلاب به ریل اصلی خود (بنا به فرمایش امام جامعه اسلامی) در خطر جدی میدیدند به پنجهافکنی و لجنپراکنیهای گسترده علیه شخصیت حقیقی و حقوقی دکتر احمدینژاد و اطرافیانش پرداخته و با ساخت و پرداخت جریان موهومی به نام جریان انحرافی و تزریق آن به افکار خواص و عوام از طریق رسانههای فراوان در اختیار خود، به خیال خود، بستر حذف همیشگی جریان عدالتخواه را از ارکان سیاسی حاکمیت فراهم نمودند
به گونهای که به تدریج وزن تخریب حاصل از فعالیتهای خودعمارپندارها حتی بیشتر از طیف اصلاحطلب و امثالهم گردید و نه تنها اطرافیان دکتر احمدینژاد و گاهاً خود وی را منحرف معرفی میکردند، بلکه از ایشان به عنوان:
فراماسون
جاسوس
رمال
نفوذی
بزرگترین خطر از صدر اسلام تاکنون
فاسدترین دولت بعد از انقلاب
به دلیل اختلاس بزرگ و قانون گریز
ماجراجو در سیاست خارجی
عوام فریب
ضد روحانیت
ایران پرست
ضدولایتفقیه
و... یاد میکردند
جریان مزبور از یک سو، با نگاه شرط حذف دائمی جریان عدالتخواه و احمدینژاد، تخریب گفتمان دولتهای نهم و دهم را از طریق انحرافی خواندن آنها، تخریب عملکرد آن دولتها را از طریق متهم ساختن ایشان به فساد و ناکارآمدی ایشان را از طریق تبانی داخلی و خارجی برای اعمال تحریمهای کمرشکن و به هم ریختن بازار ارز پیگیری نمودند و از سوی دیگر با نگاه جلوگیری از تشکیل سایر قطعات پازل دولت اسلامی، نسبت به پروندهسازی، حذف و رد صلاحیت معتقدین به گفتمان اصیل امام و انقلاب و همراهان دولتهای نهم و دهم از طرق ممکن اقدام و عملاً با حذف خیل کثیری از ولاییترین و نابترین جوانان حزباللهی در انتخاباتهای بعدی مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا (از سال ۱۳۹۰ تاکنون)، پروژه نانوشته و مورد تفاهم گروههای مختلف سیاسی و مافیای قدرت و ثروت را محقق ساختند
ادامه در پست بعدی
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
ریشه جریانی موهوم به نام جریان انحرافی و هاشمی (۲)
هاشمی رفسنجانی در یکی از آخرین اظهار نظرهای مربوط به احمدی نژاد، این هنرنمایی و مدیریت میدان در راستای عبور خطر احمدی نژاد از سر کشور را اینچنین بیان مینماید:
در دوره احمدی نژاد به ویژه پس از سال ۸۸، انقلاب داشت منحرف میشد و به سمت اختناق میرفت، من مؤفق شدم در بدترین شرایط تا حدودی این وضع را عوض کنم و مردم با همان مردانگی که انقلاب کردند سال ۹۲ هم پیروز شدند
در سال ۹۴ هم بزرگان را نگذاشتند وارد میدان شوند و چند چهره رده سوم و چهارم توانستند ژنرالهای رقیب را کنار بزنند
اکنون دیگر میتوانم راحت بمیرم زیرا مردم تصمیماتشان را خودشان میگیرند و در این نزدیکی پایان عمر که راه انقلاب را مسدود کرده بودند آن را باز کردم
با تمام این تفاصیل، تنها نامزد نماینده گفتمان دولت احمدینژاد در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری عدم احراز صلاحیت شد و دولتی با گفتمان تجدیدنظرطلبانه نسبت به اصول انقلاب، شش سال گذشته را با سکوت تعجب برانگیز طیف وسیع منتقدین و تخریبگران دولتهای نهم و دهم (از اصلاحطلب تا به ظاهراً صولگرایان و خودعمارپندارها) سپری نموده و تیر اتهام و تقصیر کماکان از سوی این افراد به سمت و سوی دکتر احمدینژاد و دولتهای نهم و دهم است
لیکن رئیس دولتهای نهم و دهم به توصیه امام جامعه، کماکان لب فرو بسته و طریق سکوت را برگزیده است؛ هر چند در همان دوران ۸ ساله نیز ایشان به غیر از ایام انتخابات، در اکثر مواقع از هاشمی و سایر ارکان جریان متقابل با گفتمان اصیل امام و انقلاب نامی نمیبرد و به آنها نمیپرداخت
دکتر احمدینژاد در طی سالهای پس از دولت دهم و در راستای همان اصول دولتهای نهم و دهم که مدال «احیاگر گفتمان امام وانقلاب» را از جانب امام جامعه دریافت نمود و به ویژه پس از نهیب امام جامعه اسلامی پیرامون "خطر تحریف امام و خط امام" در ۱۴ خرداد ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ که متأسفانه توسط هیچ مجموعه، فرد، یا دستگاه دولتی و غیر دولتی مدعی ولایتمداری به صورت جدی بدان پرداخته نشد، بیرق بازخوانی و تبیین آرمانهای انقلاب و خط نورانی امام و رهبری را بدست گرفته و با شرکت در جلسات و گردهماییهای مردمی در تهران و شهرستانهای دور و نزدیک به ادای تکلیف در این خصوص میپردازد
هر چند سیر مذکور و مهندسی سیاسی جریان نئولیبرال و شبه فراماسونری شکل گرفته از مافیای قدرت و ثروت پس از انقلاب، در عرصه هدایت آرای مردمی به سمت و سوی خاص یا لااقل جلوگیری از گسیل آرا به سوی جبهه حق، به ظاهر در سالهای اخیر بر چهره آرمانهای انقلاب خدشه وارد نموده و خسارتهایی را به بار آورده است، لیکن صبر و هدایت امام گونه رهبر معظم انقلاب و سعه صدر و قدرت تحمل و روشنگری سپهسالار ولایت در مقابل بیتقوایی جریان متقابل با گفتمان امام و انقلاب نوید به ثمر نشستن آرمان دولت اسلامی به عنوان حلقه اصلی از زنجیره تمدن اسلامی و بسترسازی تحقق دولت اسلامی به معنای واقعی کلمه در سایه ظهور منجی عالم بشریت عجلاللهتعالیفرجهالشریف را میدهد
إِنَّالأَرضَ لِلَّهِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ ۖ وَالعاقِبَةُلِلمُتَّقينَ
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
بذار من سگ پاچه گیر باشم!.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
غیور باشید حزباللهیها
کار فرهنگی مؤدبانه خیلی وقتا جواب نمیده
شیخ اسماعیل رمضانی
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز هم آدرس غلط
در اغتشاشات چه کسانی زخم ایجاد کردند که اینها روی آن زخم بنشینند؟
چرا کسی نگفت مرگ بر بانک آینده؟
چرا کسی نگفت مرگ بر پتروشیمی؟
چرا کسی نگفت مرگ بر کش دادن پروندههای اقتصادی در قوه قضاییه؟
چرا مسببین اصلی معیشت مرگ نخوردند؟
اتفاقاً خوشحال هم بودند چون این اغتشاشات باز دلار را بالا برد و آنها سود کردند
مرگ بر گرانسازان و مکتب لیبرالی
حجتالاسلام انجوی نژاد
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام:
زكوةُالعَقلِ احتِمالُالجُهّالِ
زكات عقل تحمّل نادانان است
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
ای عزیز، این قدر لاف خدا مزن
این قدر دعوی حب خدا مکن
ای عارف، ای صوفی، ای حکیم، ای مجاهد، ای مرتاض، ای فقیه، ای مؤمن، ای مقدّس، ای بیچارههای گرفتار، ای بدبختهای دچار مکاید نفس و هوای آن، ای بیچارههای گرفتار آمال و امانی و حب نفس، همه بیچاره هستید
همه از خلوص و خداخواهی فرسنگها دورید
این قدر حسن ظنّ به خودتان نداشته باشید
این قدر عشوه و تدلّل نکنید
از قلوب خود بپرسید ببینید خدا را میجوید یا خودخواه است؟ موحد است و یکی طلب، یا مشرک است؟ پس این عُجبها یعنی چه؟ این قدر به عمل بالیدن چه معنی دارد؟
عملی که فرضاً تمام اجزاء و شرایطش درست باشد و خالی از ریا و شرک و عُجب و سایر مفسدات باشد، قیمتش رسیدن به شهوات بطن و فرج است چه قابلیتی دارد که این قدر تحویل ملائکه میدهید؟ این اعمال را باید مستور از چشمها داشت
این اعمال از قبایح و فجایع است
باید انسان از آنها خجلت بکشد و ستر آنها کند
خداوندا به تو پناه میبریم ما بیچارهها از شرّ شیطان و نفس اماره
تو خودت ما را از مکاید آنها حفظ فرما بحق محمد و آله، صلّیالله علیهم
امام خمینی رحمةاللهعلیه
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
دقت کردید برخی بزرگواران چقدر انگیزه و تلاش دارند در آسیبشناسی شاید هم تخریب مطالبهگران و انقلابیون؟
اگر کسی نداند گمان میکند زندگیشان مملو از مطالبهگری و اقدامات و مواضع انقلابی باشد
ولی وقتی تحقیق میکنیم میبینیم نقطه اشتراک اکثریت این بزرگواران وابستگی یا ارتباط نزدیک با یک باند سیاسی یا اقتصادی میباشد
لذا خیلی اعتنا نکنید
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
آنچه که من فهمیدهام این است که هیچ چیزی مردم را به قدر این خوشحال نمیکند که نظام جمهوری اسلامی در راه احقاق حق عامهی مردم با زورگوها و مفسدها و زیادهخواهها و مفتخورها مقابله کند
امام خامنهای ١٣٨٠/٩/١۶
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
چرا دلاریسازی قیمتها و پرداخت یارانه نقدی یک خطای راهبردی است؟
جهانیسازی و دلاریسازی قیمت انرژی و مواد اولیه ملی و پرداخت یارانه ریالی در ازای آن، سیاستی است که با هدایت صندوق بینالمللی پول در بسیاری از کشورهای در حال توسعه _از جمله ایران_ تحت عنوان اصلاحات ساختاری یا هدفمندی یارانهها به اجرا درآمد
با این حال، تجربه عملی این کشورها و نیز بنیانهای نظری اقتصاد سیاسی نشان میدهد که چنین سیاستی نه تنها به توسعه منجر نمیشود، بلکه پیامدهایی چون تضعیف بنیانهای تولید، گسترش فقر و نابرابری، از بین رفتن ظرفیتهای استقلال اقتصادی، و در نهایت وابستگی سیاسی را به دنبال دارد
نخست باید به سازوکار دلاریسازی قیمتها پرداخت
در بسیاری از کشورهای جنوب، تحت فشار نهادهایی چون صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، دولتها موظف شدند که قیمت انرژی و کالاهای اساسی را واقعیسازی کنند؛ اما این واقعیسازی نه بر مبنای هزینههای داخلی تولید، بلکه بر اساس قیمتهای دلاری جهانی صورت گرفت
در کشوری چون ایران، این امر به معنای آن بود که قیمت کالاهای پایهای (از جمله محصولات پالایشی، پتروشیمی و فلزات) به نرخ دلار محاسبه و به ریال فروخته شود
نتیجه نخست این سیاست، صادرات تورم جهانی به اقتصاد داخلی بود
با هر شوک قیمتی در بازارهای بینالمللی، هزینه زندگی مردم افزایش یافت، بدون آنکه سطح بهرهوری یا درآمد ملی رشدی متناسب با آن داشته باشد
در واقع، این سیاست به تضعیف حاکمیت پول ملی منجر شد؛ چراکه قیمتگذاری بر مبنای ارز خارجی، در حکم پذیرش اولویت بازار جهانی بر منافع ملی است
نتیجه دوم این سیاست، افزایش هزینههای تولید و هزینههای زندگی مردم با شوکهای ارزی بود
با هر افزایش نرخ ارز، علاوه بر کالاهای وارداتی، قیمت کالاهای تولید داخلی نیز به دلیل قیمتگذاری دلاری مواد اولیه افزایش یافت
در گام دوم، در شرایطی که قیمتها بر اساس نرخ دلار آزاد شده، برای جبران فشار معیشتی، پرداخت یارانه نقدی به ریال صورت گرفت
این امر از نظر تئوریک، معادل جایگزینسازی یارانه تولید با یارانه مصرف است؛ اما در عمل، تجربه نشان داده که یارانه نقدی بهویژه در شرایط تورمی، بهسرعت قدرت خرید خود را از دست میدهد و تبدیل به یک مسکن موقتی میشود که نه فقر را ریشهکن میکند، نه تولید را تقویت
در ایران، اجرای فاز اول هدفمندی یارانهها در سال ۱۳۸۹ با وعده تقویت تولید آغاز شد، اما طی چند سال، نهتنها هیچ بهبود معناداری در توان رقابت صنایع رخ نداد، بلکه با افزایش هزینه انرژی و نهادهها، بسیاری از بنگاهها از بازار خارج شدند
مهمتر از آن، در حالی که یارانه نقدی ثابت ماند، نرخ ارز و قیمت کالاهای اساسی بهطور تصاعدی افزایش یافت، و فاصله دهکهای درآمدی بیشتر شد
این وضعیت را باید در چارچوب پروژه جهانیسازی درک کرد؛ فرایندی که از دهه ۱۹۸۰ تحت سلطه منطق نئولیبرالی، کشورهای جنوب را به سمت بازار آزاد سوق داد
توصیه نهادهای بینالمللی به حذف یارانهها، دلاریسازی قیمتها، و پرداخت یارانه نقدی، بخشی از این دستور کار است
اما تجربه کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا، و حتی خاورمیانه نشان میدهد که چنین سیاستهایی نهتنها به توسعه منجر نشده، بلکه موجب گسترش فقر و افزایش وابستگی به واردات شدهاند
در واقع، دولتهایی که تولید داخلی را به حال خود رها کرده و به جای حمایت از صنایع، بر پرداخت یارانه نقدی به مصرفکننده تمرکز کردهاند، عملاً به تقویت واردات و تضعیف ساختارهای تولیدی خود کمک کردهاند
این امر بهویژه در حوزههایی مانند کشاورزی و صنعت، آثار مخربی داشته است
مطالعات متعدد نشان میدهند که کشورهایی که در دورههای توسعه صنعتی خود از سیاستهای حمایتی شدید، کنترل ارزی، و تعیین دستوری قیمتها استفاده کردند _مانند کره جنوبی، تایوان، یا حتی چین_ توانستند مسیر صنعتی شدن را طی کنند
در مقابل، کشورهایی که به توصیههای نهادهای مالی جهانی دل بستند، در دام عقبماندگی ساختاری گرفتار شدند
نتیجه آنکه، دلاریسازی قیمتها در کشوری با پول ملی مستقل، به معنای تسلیم در برابر منطق بازار جهانی است؛ پرداخت یارانه نقدی، نه یک سیاست عدالتمحور، بلکه یک تاکتیک انفعالی برای تخفیف نارضایتی اجتماعی ناشی از سیاستهای غلط است؛ و جهانیسازی، اگر به معنای حذف ظرفیتهای ملی و وابستگی به نظم اقتصادی جهانی باشد، عملاً راه پیشرفت را سد میکند
راهکار، بازگشت به منطق حمایت هدفمند از تولید داخلی، بازتنظیم قیمتها بر مبنای هزینههای داخلی، و بازسازی حاکمیت ملی بر اقتصاد است؛ نه پیروی کورکورانه از نسخههای شکستخورده نئولیبرالی
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
رهبر معظم انقلاب:
وجود این تورم و سقوط ارزش پول ملی به این اندازه غیرمنطقی است ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
نسل آفتاب
@sunshinegeneration