سارا؟
میشنوی صدامو؟
قرار بود این تابستون هم خوش بگذرونیم
قرار بود از پین ایتام بیام توی چنلت
بعدم با ذوق پیامای جدیدت رو بخونم
همون جایی که برای توت فرنگی ذوق میکردی
طرز تهیه پاستا برامون میذاشتی
ایس کافی هایی که با یه هاشون حال میکردی
خواستم بگم منم با همه شون خوشحال میشدم،ذوقمیکردم، ناراحت میشدی ناراحت میشدم، مشکلی داشتی تمام تلاشمو میکردم کمکت کنم مبدا توی مشکلت غرق شی)))
شاید خیلیامون نتونیم بیایم تلگرام مثلا من.
میخوام بگم نرو؛
نرو چون خاطراتمون از اینجا جوونه زد.
از همون اسمِ جوونه، همون شکمویِ خسته همین پیچک.
گریه کن غر بزن اما نزار این پیچک خشک شه)
.
.
.
جادوی ِآبی.
سارا؟ میشنوی صدامو؟ قرار بود این تابستون هم خوش بگذرونیم قرار بود از پین ایتام بیام توی چنلت بعدم ب
چقدر)))))) قشنگ)))))) نوشتی))))))))))))))))
سارا یادته گفته بودی ما دوستاتیم؟
مگه آدم دوستاشو ول میکنه؟((((:
.
بچها چقدر غم انگیز مینویسید)