وقتی پاتو میذاری توی خواجو همهچیز رنگ و بوی زندگی میگیره. خورشید میتابه، ابرها حرکت میکنن، باد برگها رو به هول و ولا میندازه.
و زاینده رود فقط آب نیست، فقط یه رود نیست، جریان اصفهانه، جریان مردمه، جریان زندگیه. خانومه میگفت سی و سه پل بدون آب صفا نداره. مردمی که منتظر آبن اینطوری دور هم جمع شدن، باهم حرف میزنن، آواز میخونن، برنامه اجرا میکنن. حالا شما تصور کنید آب باز شه؛ اونوقت چی میشه؟ =>