اتاقکسیگار؛
Me and my Capitan btw~
جدیها، فکر کنید اون احمق میپره وسط دردسر و من اگه بخوام برم دنبالش گم میشم. و آره، من و اون قراره یه کشتی رو باهم توی دریا بگردونیم.
یلحظه تصور کنید یه روزی بجای to be continued آخر وانپیس بنویسن the end. اه. تصورش هم گریه.