اتاقکسیگار؛
کتاب لیلی و اختاپوس: این کتاب کلا برام غیرقابل پیشبینی بود. وقتی شروعش کردم احساس کردم با پیشزمینه
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"روزا مناسب پیادهروی آدم نیست. شلوغی و سروصدا مزاحم خیالبافیهای آدم میشه. باید صبر کرد تا شب بشه."
فیلم شبهای روشن:
قطعا تعجب میکنید اگه بدونید فیلم این کتاب روسی معروف، ایرانیه! اما این اثر استادانه فقط یه کپی از داستان اصلی نیست، بلکه یکجور بازنویسی از اون، در قالب شاعرانه و نوستالژیک ایرانیه. ناگفته نماند که دیالوگها و آهنگهای پسزمینه دوست داشتنیای داشت. قطعا با این فیلم لحظات خوبی رو تجربه خواهید کرد.
(جدیدا چیزایی که میبینم/میخونم پایانهای خوبی دارن.)
اتاقکسیگار؛
"روزا مناسب پیادهروی آدم نیست. شلوغی و سروصدا مزاحم خیالبافیهای آدم میشه. باید صبر کرد تا شب بشه.
کتاب چای نعنا/سفرنامه مراکش ضابطیان.
امروز احساس کردم که صداتو شنیدم. ولی تو؟ توی همچین جای دورافتادهای؟ حتی خودمو هم به خنده میندازم. فکر کنم مثل قبلاها دارم خیالاتی میشم.
"من نمیخوام کسی نگاهم کنه، میخوام بقیه رو نگاه کنم!"این حرف رو بدون اینکه بهش فکر کنم گفتم و فکر کنم درست هم هست. اما قرار نبود اینطوری باشه.
بد بشه؟ خب بد بشه که چی؟ اگه تلاش نکنی هیچوقت به خوب نمیرسی. هزارتا بد بنویس تا یه دونهش خوب از آب دربیاد.