هدایت شده از Ρόζι του Απόλλωνα
𖦹 °‧ Challenge𖤓
درود به گرمی پرتو های مهر و فروغ خورشید.☀️
این پیام رو هدایت کنید به چنلهاتون و آدرس چنل خودتون به همراه چندتا از علایقتون به دست هرمسِ نامه رسان بسپارید تا:
شارلوت: بر اساس سلیقه و کلمات شما یک تصویر مثل تصویر بالا ، هماهنگ با وایب شما و یک پلیلیست اختصاصی براتون بسازه.
رزی: روایتی از دل خدایان یونان رو مخصوص و برای شما بازگو کنه.
Hermes | [.نکته]
اتاقکسیگار؛
𖦹 °‧ Challenge𖤓 درود به گرمی پرتو های مهر و فروغ خورشید.☀️ این پیام رو هدایت کنید به چنلهاتون و آد
سیگار، کتاب، انیمه، والیبال، اصفهان
اتاقکسیگار؛
انگار اشکها پرده رو شستن و بردن. خواب بودم. بعد از ماههای طولانی، فریاد زدم: تشنه استم.
واقعا دلم میخواد بنویسم، واقعا دلم میخواد بنویسم، واقعا دلم میخواد بنویسم
امروز دارم به "ول کردن" فکر میکنم. نه اینکه بخوام چیزیو ول کنم. چیزایی که ول کردم. چهار سال قبل، والیبال رفتم. به مدت دوسال. بعدش ولش کردم. سال بعدش دوباره اومدم سرش و الان دوساله که کار میکنم. اما اگه ول نکرده بودم الان سالن وسط وایمیسادم، با بچههای پیشرفته.
مامانم وقتی دانشجو بود خطاطی کار میکرد. اما بعد از اینکه بدنیا اومدم ولش کرد. الان دو سه ساله دوباره اومده سرش و من میبینم که مدام حسرت میخوره و میگه کاش هیچوقت ولش نکرده بودم. اگه ول نکرده بود الان درجه استادی داشت.
دختر عمو م وقتی کوچیکتر بود ۹ سال سهتار میزد. درساش که جدیتر شد ولش کرد. الان بعد از مدتها دوباره اومده سراغش و مجبوره از همون اول یاد بگیره. اگه ول نکرده بود الان مدرک سهتار داشت.
من به مدت پنج ماه نوشتن رو ول کردم. اونموقع واقعا با نوشتن حالم بد میشد، چون میفهمیدم چقدر نمیتونم. الان که دوباره اومدم سراغش، خیلی طول کشیده تا قلمم دوباره راه بیفته. اگه ول نکرده بودم الان تونسته بودم پیشرفت کنم.
چی میشه که ول میکنیم ولی دوباره برمیگردیم؟ الان نمیفهمم چرا والیبال رو بیخیال شدم، با اینکه میدونم اونموقع دوستش نداشتم. اما نمیتونم دست بردارم و به این فکر نکنم که اگه ول نمیکردم چقدر الان خوب بودم. اگه میدونستیم که بعد از ول کردن قراره خیلی حسرت بخوریم بازم ول میکردیم؟
وقتی به خودم میگم "عادی"، "معمولی"، "متوسط" یعنی خیلی آسون گرفتم. یعنی درسته که درواقع تمجید نکردم، اما میتونستم تخریب کنم و نکردم. یعنی این خودش تمجید حساب میشه.