اتاقکسیگار؛
My apologies That I don't wanna be what you want me to be I'm sorry!
Never gonna be who they wanna see.
کاش میتونستم به غریزهم اعتماد کنم، اما نمیتونم نمیتونم نمیتونم نمیتونم نمیتونم نمیتونم
همه چیز خیلی نامطمئنه، من ته دلم میدونم چی میخوام اما نمیدونم که درسته یا نه، و حتی نمیرم ببینم درسته یا نه، و فقط بهش فکر میکنم و فکر میکنم و فکر میکنم که اگه همه چیز یه جور دیگهای بود چقدر بهتر بود، اما اگه اونطوری بود و بهتر نبود چی؟
وقتی ستاره نیز
سوسوی روزنی به رهایی نیست
آن چشم شب نخفته، چرا پای پنجره
با آن نگاه غمگین
تا ژرف آسمان را میکاوید؟
آنگاه بازمیگشت، نومید، و میگریست!
#مشیری
اتاقکسیگار؛
کتاب طبقه هفتم غربی/جمشید خانیان (بامزه.)
انیمه تادایما اوکایری.
(ناز.)