eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
217 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
228 ویدیو
5 فایل
اینجا همه‌چیز از جنس سیگاره؛ نوشته‌ها، عکس‌ها، آهنگ‌ها، آدم‌ها، شعرها، فیلم‌ها، کتاب‌ها. این سیگارها دود نمیکنن اما ما ذراتشون رو توی وجودمون فرو میبریم و بعد فوت میکنیم بیرون. https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 تاریخ آغاز: ۷ شهریور ۴۰۴
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در آن جهان خوب...
آیا اجازه دارم، از پای این حصار در رنگ آن شکوفه شاداب بنگرم وز لای این مشبک خونین خارخار، این سیم خاردار، یک جرعه آب چشمه بنوشم؟ بیرون، جلوی در چندان که مختصر رمقی آورم به دست، در پای این درخت بیاسایم، آیا اجازه دارم؟! یا همچنان غریب، از این راه بگذرم، وین بغض قرن ها نتوانی را چون دشنه در گلوی صبورم فرو برم؟ در سایه زار پهنه این خیمه کبود، خوش بود اگر درخت، زمین، آب، آفتاب، مال کسی نبود! یا خوب تر بگویم؟ مال تمام مردم دنیا بود! دنیای آشنایان و دوستان، یک خانه بزرگ جهان و جهانیان، یک خانواده، بسته به هم تار و پود جان! باهم، برای هم. با دست های کارگشا، پا به پای هم. در آن جهان خوب، در دشت های سرسبز، پرچین آن افق! در باغ های پر گل دیوار آن نسیم، با هر جوانه جوشش نور و سرور عشق، در هر ترانه گرمی ناز و نوای مهر، لبخند باغکاران تابنده چون چراغ، گلبانگ کشت ورزان، پوینده تا سپهر؛ ما کار میکنیم. با سینه های پر شده از شوق زیستن. با چهره های شاداب چون باغ نسترن، با دیدگان سرشار از دوست داشتن! ما عشق میفشانیم، چون دانه در زمین. ما شعر میسراییم، چون غنچه بر درخت! همتای دیگرانیم، سرشار از سرود، از بند رستگانیم آزاد، نیک بخت...! ۱۳۵۶
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ‌ ‌ ‌ All of the stars‌
ریه های لذت پر از اکسیژن مرگ است.
اتاقک‌سیگار؛
راستی بچهها برید پیش تارا، دوست نجلاست
هدایت شده از 𝒔𝒐𝒏𝒓𝒊𝒆 𝒆𝒏𝒕𝒓𝒆 𝒍𝒂𝒈𝒓𝒊𝒎𝒂𝒔`
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌
هدایت شده از نارنجی‌خستهٔ‌اضافی
آدم‌‌های بغرنجِ ملتبس. غم‌دیده‌های دیار حالا. خسته‌های امروز، نوید دهندگان فردا. صدایشان را پیچ می‌دهند در گلو، سرشان را بالا می‌گیرند، هم‌دردی را پس می‌زنند و گمانه بر خوب بودند پندارند. سیگار پشت سیگار. اشک چشم را پاک می‌کنند. قلب را مختصر مرهمی می‌گذارند و می‌گذرند. آدم‌ها دائما می‌گذرند، اللخصوص از خویشتن. آدم‌ها ستم دیده‌اند. دائما آب دیده را بدرقهٔ مسافر و شعرِ شاعر را مکتوب بر جان می‌کنند. از رنج‌ این آدم‌ها و قلب‌های کوچک‌شان، کتاب نوشتند و افسانه سراییدند. اسطوره ساختند و مصوری برجای نهادند‌. هیچ‌کس اما نشنید، چرا که آدم‌ها دائما می‌گذرند، اللخصوص از رنج یک‌دیگر. سیگار پشت سیگار. روی این خاک‌ها، آدم‌ها دل‌تنگی را دود می‌کنند. سیگار پشت سیگار. آدم‌ها از خود و ذهن‌های ژولیدهٔ خودشان، از این دودها و این امیدها، آدم‌ها از این هم‌دردی‌ها خسته‌اند. آدم‌ها خسته‌اند‌.
سلام من ایشیکاواها رو دوست.