دریا، صبور و سنگین
میخواند و مینوشت:
من خواب نیستم!
خاموش اگر نشستم، مرداب نیستم!
روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم؛
روشن شود که آتشم و آب نیستم!
#مشیری
وای داشتم فکر میکردم که به هرکسی که تاحالا باهات حرف زده حسودی میکنم یادم اومد خودمم جزوشونم.
برای واقعی آرزوم بود که سانسم زودتر شه ولی نه به این دلیل که اون سانس خلوتتره🙏🏻🙏🏻🙏🏻